عُثْمَانَ الْعَبْدِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله لَا قَوْلَ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ لَا عَمَلَ إِلَّا بِنِيَّةٍ وَ لَا عَمَلَ وَ لَا نِيَّةَ إِلَّا بِإِصَابَةِ السُّنَّةِ.
عثمان عبدی، از جعفر، از پدرش، از علی علیه السلام، فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: گفتاری نیست جز با کردار، و کرداری نیست جز با نیّت، و کردار و نیّتی نیست جز با موافقت با سنّت.
«7»- سن، المحاسن ابْنُ فَضَّالٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عليهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله مَنْ عَمِلَ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ كَانَ مَا يُفْسِدُهُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ.
«۷» - سن، المحاسن: ابن فضّال، از آن که برایش روایت کرده، از ابوعبدالله، از پدرانش علیهم السلام، فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که بیدانش کار کند، آنچه تباه میکند بیش از آن است که سامان میدهد.
الدرة الباهرة، عن الجواد عليه السلام مثله.
الدرة الباهرة، از امام جواد علیه السلام، همانند آن.
«8»- غو، غوالي اللئالي رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ: قَطَعَ ظَهْرِي اثْنَانِ عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ هَذَا يَصُدُّ النَّاسَ عَنْ عِلْمِهِ بِتَهَتُّكِهِ وَ هَذَا يَصُدُّ النَّاسَ عَنْ نُسُكِهِ بِجَهْلِهِ.
«۸» - غو، غوالی اللئالی: از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: دو کس پشت مرا شکستند: عالمی بیپروا و نادانی عبادتپیشه؛ این یک مردم را با بیپروایی خویش از دانشش بازمیدارد و آن یک مردم را با نادانی خویش از عبادتش.
إيضاح: قال الفيروزآبادي هتك الستر و غيره يهتكه فانهتك و تهتك جذبه فقطعه من موضعه إلى شق منه جزءا فبدا ما وراءه و رجل منهتك و متهتك و مستهتك لا يبالي أن يهتك ستره انتهى و المتنسك المتعبد المجتهد في العبادة و صد الجاهل عن نسكه إما لأن الناس لما يرون من جهله لا يتبعونه على نسكه أو لأنه بجهله يبتدع في نسكه فيتبعه الناس في تلك البدعة فيصد الناس عما هو حقيقة تلك النسك.
ایضاح: فیروزآبادی گفته است: «هتک الستر و غیره یهتکه فانهتک و تهتک» یعنی آن را کشید و از جای خود پاره کرد و بخشی از آن را شکافت تا آنچه پشت آن بود پیدا شد؛ و مرد «منهتک» و «متهتّک» و «مستهتک» کسی است که باکی ندارد پردهٔ او دریده شود. پایان. و «متنسّک» عبادتپیشه و کوشا در عبادت است. و بازداشتن نادان از عبادتش یا از آن روست که مردم چون نادانی او را میبینند در عبادتش از او پیروی نمیکنند، یا از آن روست که او با نادانی خویش در عبادتش بدعت مینهد و مردم در آن بدعت از او پیروی میکنند، پس مردم را از حقیقت آن عبادت بازمیدارد.
«9»- جا، المجالس للمفيد أَحْمَدُ بْنُ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى السَّرَابِ بِقِيعَةٍ لَا يَزِيدُ سُرْعَةُ سَيْرِهِ إِلَّا بُعْداً.
«۹» - جا، المجالس مفید: احمد بن ولید، از پدرش، از صفّار، از ابن عیسی، از محمد بن سنان، از موسی بن بکر، از آن که از ابوعبدالله علیه السلام شنیده، فرمود: کارکنندهٔ بیبصیرت چون روندهای است بر سرابی در بیابانی هموار؛ شتاب رفتنش جز بر دوری او نمیافزاید.
تبيين: السراب هو ما يرى في الفلاة من لمعان الشمس عليها وقت الظهيرة فيظن أنه ماء يسرب أي يجري و القيعة بمعنى القاع و هو الأرض المستوية و قيل جمعه كجار و جيرة و هو إشارة إلى ما ذكره اللّٰه تعالى في أعمال الكفار و عدم انتفاعهم بها حيث قال وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ ١
تبیین: «سراب» آن است که در بیابان از تابش خورشید بر آن به هنگام نیمروز دیده میشود و پنداشته میشود که آبی است روان. و «قیعه» به معنای «قاع» است، و آن زمین هموار است؛ و گفته شده جمع آن است، چون «جار» و «جیرة». و این اشاره است به آنچه خدای تعالی دربارهٔ کردارهای کافران و بیبهرگیشان از آنها فرموده است: «وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمالُهُمْ کَسَرابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّی إِذا جاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَرِیعُ الْحِسابِ» (۱)
«10»- ختص، الإختصاص قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام الْمُتَعَبِّدُ عَلَى غَيْرِ فِقْهٍ كَحِمَارِ الطَّاحُونَةِ يَدُورُ وَ لَا يَبْرَحُ وَ رَكْعَتَانِ مِنْ عَالِمٍ خَيْرٌ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً مِنْ جَاهِلٍ لِأَنَّ الْعَالِمَ تَأْتِيهِ الْفِتْنَةُ فَيَخْرُجُ مِنْهَا بِعِلْمِهِ وَ تَأْتِي الْجَاهِلَ فَتَنْسِفُهُ نَسْفاً وَ قَلِيلُ الْعَمَلِ مَعَ كَثِيرِ الْعِلْمِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرِ الْعَمَلِ مَعَ قَلِيلِ الْعِلْمِ وَ الشَّكِّ وَ الشُّبْهَةِ.
«۱۰» - ختص، الإختصاص: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: عبادتپیشهٔ بیفقه چون خر آسیاست که میگردد و جای خویش را رها نمیکند. و دو رکعت از عالم بهتر از هفتاد رکعت از نادان است؛ زیرا فتنه به عالم میرسد و او با دانش خویش از آن بیرون میآید، و به نادان میرسد و او را یکسره بر باد میدهد. و کردار اندک با دانش بسیار، بهتر از کردار بسیار با دانش اندک و شک و شبهه است.