کسی به جزای عمل خود میرسد، خداوند ولّی و یاور رنج دیدگان است.
ابوسفیان (که قصد سوئی داشت و میخواست فرصتطلبی کند) مأیوس شد و از حضور علی (ع) به سوی مسجد رفت، دید بنیامیّه در مسجد اجتماع کردهاند، آنها را برای به دست گرفتن زمام خلافت تحریک کرد، ولی آنها از او پیروی نکردند، به این ترتیب فتنهای پدید آمده بود که همه به آن مبتلا شده بودند، و دستاویزهای بدی بود که واقع شده بود، شیطان سلطه یافته بود و ستمپیشگان دست به دست هم داده بودند، ولی مؤمنان در این راستا، پریشان و خوار شده بودند، این است معنی باطنی سخن خدا که میفرماید:
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خاصَّةً.
: «و از فتنه بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمیرسد» (بلکه همه را فراخواهد گرفت) (سوره انفال آیه 25).
تحریکات شیطان صفت
عالم بزرگ شیخ اجل و اقدم، عبیداللَّه بن عبداللَّه اسد آبادی در کتاب «اَلْمُقْنِعُ فِی الْاِمامَةِ» میگوید:
فصل: در اینجا به گوشههائی از حادثهی سقیفه میپردازیم تا روشن گردد که چگونه قوم تصمیم گرفتند تا ولیّ امر و صاحب حق را از حقّ خود بازدارند:
مورّخین و سیرهنویسان به اتّفاق نقل کردهاند: هنگامی که رسول خدا (ص) رحلت کرد، امیر مؤمنان علی (ع) به تجهیز و غسل جسد مطهّر آنحضرت مشغول شد، مهاجران و انصار و غیر آنها از قریش منتظر بودند تا ببینند از ناحیهی امیر مؤمنان علی (ع) و بنیهاشم چه عکسالعملی بروز میکند، ابلیس به صورت مغیرة بن شُعبه مرد لوچ طایفهی ثقیف درآمد، و به آنها گفت: منتظر چه هستید؟
گفتند: در انتظار این هستیم که کار بنیهاشم پایان یابد.
ابلیس گفت: «بروید و کار را وسعت دهید تا وسعت یابید، سوگند به خدا اگر توقّف کنید تا بنیهاشم از تجهیز جنازهی رسول خدا (ص) فارغ گردند، تحت نفوذ آنها میافتید و کار خلافت همچون شیوهی قیصرهای روم و کسریهای ایران خواهد گردید، از این گذشته مدّتی قبل چند نفر از قریشیان طوماری نوشتهاند و آن را نزد ابوعبیدهی