قرائت کرد و سه بار بر آن فوت کرد و آنگاه آن آب را به دخترش فاطمه (س) داد و به او فرمود: بیاشام و اندکی بگذار، او چنین کرد، پیامبر (ص) باقیماندهی آب را بر سر و سینهی حضرت زهرا (س) پاشید و به او فرمود:
اَذْهَبَ اللَّهُ عَنْکِ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَکِ تَطْهِیراً.
: «خداوند، ناپاکی را از تو دور سازد، و تو را پاک و پاکیزه نماید».
سفارشهای پیامبر به فاطمه
امام علی (ع) در ادامهی گفتار فرمود: پیامبر (ص) پس از دیدار ما، به من فرمود: از خانه بیرون برو، و با حضرت زهرا (س) در خانه ماند و بین آنها این گفتگوی خصوصی انجام شد:
پیامبر: دخترم! حالت چطور است؟ شوهرت را چگونه یافتی؟
فاطمه: پدر جان، شوهرم را بهترین شوهر یافتم، ولی جمعی از زنان قریش نزد من آمدند و به من گفتند: «رسول خدا ترا به ازدواج یک مرد فقیر و تهیدست درآورده است!».
پیامبر: دخترم! نه پدرت فقیر است و نه شوهرت، خزائن تمام طلا و نقرهی زمین را خداوند در اختیار من قرار داد، ولی پاداشی را که در پیشگاه خدا است، انتخاب نمودم، دختر عزیزم! اگر آنچه را پدرت میداند، میدانستی، دنیا در نظرت ناچیز جلوه میکرد، سوگند به خدا در خیرخواهی تو کوتاهی نکردم، شوهر تو در تقدّم به اسلام از همه مقدّمتر است و در علم، از همه عالمتر، و در حلم از همه بردبارتر میباشد، دخترم! وقتی که خداوند توجّه خاصّی به زمین کرد، در سراسر زمین، دو مرد را برگزید یکی از آن دو را پدر تو قرار داد و دیگری را شوهر تو قرار داد.
ای دخترم! «شوهر تو نیکو شوهری است، در همهی امور از او اطاعت کن».
گفتار پیامبر به علی
علی (ع) در ادامهی سخن فرمود: سپس پیامبر (ص) مرا صدا زد، اجابت کردم، فرمود: «وارد خانهی خود شو! و به همسر خودت محبّت و مهربانی کن، زیرا فاطمه (س) پارهی تن من است، هر که او را برنجاند، مرا رنجانده است، و هر که او را شاد کند، مرا