بیاور، او فاطمه (س) را نزد پیامبر (ص) آورد، در حالی که دامن خود را در زمین میکشید، و بر اثر نهایت شرم از پیامبر (ص) عرق حیاء از چهرهاش میریخت به طوری که پایش لغزید.
پیامبر (ص) فرمود: «خداوند ترا از لغزش دنیا و آخرت حفظ کند»
وقتی که فاطمه (س) در جلو رسول خدا (ص) ایستاد، حضرت نقاب از روی او برداشت، علی (ع) جمال او را دید، سپس پیامبر (ص) دست فاطمه (س) را گرفت و به دست علی (ع) نهاد و فرمود:
بارکَ اللَّهُ لَکَ فِی اِبْنَةِ رَسُولِاللَّهِ...: «خداوند در مورد دختر رسول خدا (ص) به تو برکت دهد، ای علی، فاطمه همسر نیکی است، و ای فاطمه، علی (ع) همسر نیکی است، به خانهی خود بروید و کاری نکنید تا من نزد شما بیایم».
علی (ع) میگوید: فاطمه (س) را در یک جانب خانه نشاندم، و خودم در جانب دیگر نشستم، هر دو از شدّت شرم، سر به زیر انداخته بودیم.
مبارک باد رسول خدا به عروس و داماد
ناگاه فهمیدم که رسول خدا (ص) به در خانه آمد و فرمود: اینجا کیست؟
گفتیم: ای رسول خدا، وارد خانه شوید، مرحبا به شما دیدارکننده و وارد شده!
رسول اکرم (ص) وارد خانه شد، و فاطمه (س) را در کنار خود نشاند سپس فرمود: ای فاطمه برخیز و مقداری آب بیاور.
فاطمه (س) برخاست و کاسهای پر از آب کرده و نزد آن حضرت حاضر کرد، پیامبر (ص) اندکی از آن آب به دهان خود ریخت و مضمضه کرد، و آن را در آن ظرف ریخت، سپس مقداری از آن آب را بر سر فاطمه (س) ریخت، و فرمود: به جانب من رو کن، وقتی که فاطمه (س) به جانب آن حضرت روکرد، پیامبر (ص) قدری از آن آب را به سینهی فاطمه (س) پاشید، سپس مقداری از آن آب را بین شانههای او پاشید و آنگاه این دعا را کرد:
«خدایا این دختر من است که محبوبترین خلق در نزد من میباشد: خدایا و این (علی علیهالسلام) برادر من و محبوبترین خلق نزد من است، خدایا او را ولّی و یاور خود گردان، و اهل او را بر او مبارک کن».