Misbah Library
شدت اندوه و گریه‌ی فاطمه از فراق پدر ۲۲۲

آه جانسوز فاطمه کنار قبر پدر در روز هشتم رحلت پیامبر

روایت‌کننده می‌گوید: تا هفت روز بعد از رحلت پیامبر (ص) فاطمه (س) از خانه بیرون نیامد، روز هشتم به عنوان زیارت قبر پیامبر (ص) از خانه بیرون آمد با گریه و ناله به طرف قبر رسول خدا (ص) رهسپار شد، (از شدّت ناراحتی) دامنش بر زمین کشیده می‌شد، و چادرش بر پاهایش می‌پیچید، از شدّت گریه و ریزش اشک، چشمهایش چیزی را نمی‌دید، تا کنار قبر آمد، همین که چشمش به قبر پدر افتاد، از حال رفت و خود را به روی قبر افکند، زنهای مدینه به سوی او شتافتند، آب به صورتش پاشیدند تا اینکه به هوش آمد، آنگاه صدا به گریه بلند کرد و خطاب به پدر گفت:

«قوتم رفت، صبرم تمام شد و بی‌تاب شدم، دشمنم شاد گردید، اندوه جانکاه مرا می‌کشد، ای پدر بزرگوار! تنها و حیران و بی‌کس باقی ماندم، صدایم گرفت، کمرم شکست، زندگیم دگرگون و تیره شد، بعد از تو ای پدر، انیسی در وحشت ندارم، و کسی نیست که مرا آرام کند، سپس با ناله‌ی جانسوز، این اشعار و گفتار را به زبان آورد و گفت: ای پدر جان!

اِنَّ حُزْنِی عَلَیکَ حُزْنٌ جَدیدٌ

وَ فُؤادِی واللَّه صَبّ عَنِیدٌ

کُلُّ یَوْمٍ یَزیدُ فِیهِ شُجُونِی

وَاکْتِیابِی عَلَیْکَ لَیْسَ یَبِیدُ

یا اَبَتاهُ! مَنْ لِلْاَرامِلِ وَالْمَساکِینِ

وَ مَنْ لِلاُمَّةِ اِلی یَوْمِ الدِینِ

یا اَبتاهُ! اَمْسَیْنا بَعْدَکَ مِنَ الْمُسْتَضْعَفِینَ

یا اَبَتاهُ اَصْبَحْتُ النّاسُ عَنا مُعْرِضینَ

فَاَیُّ دَمْعَةٍ لِفِراقِکَ لا تُنْهَمِلُ

اَیُّ حُزْنٍ بَعْدَکَ لا یَتّصِلُ

وَ اَیُّ جَفْنٍ بَعْدکَ بِالنَّوْم یُکْتَحَلُ

رَمَیْتَ یا اَبَتاهُ بِالْخَطبِ الْجَلِیلُ

یعنی: حزن من هر روز در مصیبت تو تازه است، و قلبم به خدا قسم، سوزان و دگرگون است، هر روز اندوه من از مصیبت تو زیاد می‌شود، و حزن من از فراق تو هرگز تمام نمی‌شود.

ای پدر جان! بعد از تو، بیوه‌زنان و مستمندان به چه کسی پناه ببرند؟ و چه کسی تا روز قیامت (در روز قیامت) به فریاد امّت می‌رسد؟

ای پدر جان! بعد از تو ما را تضعیف کردند، و صبح کردیم، مردم از ما روی گرداندند!