وقتی که پیامبر (ص) آن گردنبند را دید، سخت متأثّر شد، و به مسلمانان فرمود: اگر اجازه بدهید، ابوالعاص را آزاد کنیم، و فدیهی گردنبند را نیز برگردانیم.
مسلمین عرض کردند: «جان و مال ما به قربان تو ای پیامبر، قطعاً اجازه میدهیم».
پیامبر (ص) ابوالعاص را بدون فِدیه آزاد کرد، و آن گردنبند را همراه او به مکّه برای زینب فرستاد.
دانشمند اهل تسنّن، ابن ابیالحدید میگوید: من این حدیث را برای استاد ابوجعفر یحیی بن ابیزید نقیب خواندم، به من گفت: مگر عمر و ابوبکر در آن محضر حاضر نبودند و این جریان را از پیامبر (ص) مشاهده نکردند تا این درس مهربانی را بیاموزند و با احسان و مهربانی خود و دادن فدک، قلب فاطمه (س) را شاد و خشنود سازند، به این ترتیب که از مسلمانان بخواهند تا فدک را به فاطمه (س) ببخشند (چنانکه پیغمبر (ص) از مسلمانان خواست تا فِدیهی گردنبند را به زینب ببخشند) آیا مقام فاطمه (س) در نزد رسول خدا (ص) از مقام خواهرش زینب کمتر بود؟ با اینکه فاطمه (س) سرور زنان دو جهان بود، البتّه این بخشش در صورتی بود که ثابت نشود که فدک ملک موروثی فاطمه (س) است و یا پیامبر آنرا به فاطمه بخشیده است.
ابن ابیالحدید میگوید: به استاد، نقیب ابوجعفر گفتم: به موجب روایتی که ابوبکر نقل کرده، فدک حقّی از حقوق مسلمین بود، بنابراین برای ابوبکر جایز نبود که آن را از مسلمین بگیرد و به فاطمه (س) بدهد.
ابوجعفر نقیب جواب داد: «فدیهی ابوالعاص نیز جزء حقوق مسلمانان شده بود، در عین حال رسول خدا (ص) آن را از آنها گرفت و به زینب برگردانید!»
گفتم: رسول خدا (ص) صاحب شریعت بود، و بالای حکم او حکمی نبود، ولی ابوبکر چنین موقعیّتی نداشت.
در پاسخ گفت: آیا ابوبکر نمیتوانست که از مسلمین بخواهد تا فدک را به فاطمه ببخشند، چنانکه پیامبر (ص) از مسلمین خواست که فدیه را به زینب همسر ابوالعاص ببخشند؟!
آیا اگر ابوبکر به مسلمانان میگفت: ای مسلمین! این فاطمه (س) دختر پیامبر شما است، آمده تا این چند نخله خرما (در فدک) را مطالبه میکند، آیا راضی و مایل