گرایان را به جای خود نشاندی، طاقتم به سر آمده، کاش پیش از این حوادث تلخ، مرده بودم، اکنون که با ساحت تو درشتی کردم و بیحرمتی نمودم، خداوند عذرخواه من است، خواه مرا یاری کرده باشی و یا واگذاشته باشی.
ای وای بر من در هر روز، وای وای بر من در هر شب! که پناه من (رسول خدا) رحلت کرد، بازویم از فراق او ناتوان گشت، شکایتم را نزد پدرم میبرم، و از خدا در دفع دشمن، کمک میخواهم.
خدایا! قدرت تو از همه بیشتر است، و عذاب و کیفر تو از همه شدیدتر میباشد.
دلداری علی به فاطمه
امیر مؤمنان علی (ع) به فاطمه (س) فرمود: ویل و وای از برای تو مباد، بلکه بر دشمنانت باد، ای دختر برگزیدهی خدا، و یادگار نبوّت بر من خشم نکن، من در کار دین سستی نکردم و آنچه برایم مقدور بود کوتاهی ننمودم... آنچه را که خداوند برای تو در آخرت مقرّر داشته بهتر است از آنچه که تو را از آن بازداشتهاند، به فضل الهی امیدوار باش، و مصائب و رنجها را در راه خدا به حساب بیاور.
فاطمه (س) در برابر نصیحت امیر مؤمنان (ع) آرام شد و گفت: خدا مرا کافی است.
سخنان جسورانهی ابوبکر بعد از خطبهی فاطمه
دانشمند معروف اهل تسنّن ابن ابیالحدید در راستای اخبار فدک، از کتاب «السّقیفه» تألیف احمد بن عبدالعزیز جوهری (یکی از علمای اهل تسنّن) نقل میکند: وقتی که ابوبکر خطبهی فاطمه (س) را پیرامون، فدک شنید، سخنان فاطمه (س) برای او بسیار سنگین و رنجآور گردید، و در حضور جمعیّت، بالای منبر رفت و گفت:
«ای مردم!» این چه وضعی است؟ شما چرا به هر سخنی گوش فرامیدهید، این آرزوها در عهد رسول خدا (ص) در کجا بود؟ آگاه باشید، هر کسی در این مورد (فدک) چیزی از رسول خدا (ص) شنیده بیان کند و هر که حضور داشت، سخن بگوید اِنَّما هُوَ ثَعالَةٌ شَهِیدَةٌ ذَنَبُهُ (از ترجمه این جمله رکیک، پوزش میطلبم) او فتنهانگیزی میکند، او کسی است که میگوید به حالت اوّل (هرج و مرج) برگردیم پس از آنکه پیر شده