اَلْبِیِّنَةُ عَلی مَنْ اِدَّعی وَ الْیَمِینُ عَلی مَنْ اِدَّعی عَلَیهِ.
: «گواهی آوردن بر کسی است که ادّعا میکند (یعنی بر مدّعی است) و سوگند یاد کردن بر کسی است که ادعا بر او میشود (یعنی بر منکر است)».
تو قول (و قانون) رسول خدا (ص) را رها کردی (و گواهی را از منکر خواستی نه از مدّعی).
در این هنگام مردم با قیافههای خشمگین به همدیگر نگاه میکردند و سر و صدا بلند شد، بعضی گفتند: سوگند به خدا علی (ع) راست میگوید.
آنگاه علی (ع) به خانهی خود مراجعت نمود.
سپس فاطمه (س) به مسجد آمد و به طواف قبر پیامبر (ص) پرداخت و اشعاری میخواند که نخستین شعر آن این است:
قَدْ کانَ بَعْدَکَ اَنْباء وهَنْبَثَةُ
لَوْ کُنْتَ شاهِدَها لَمْ تَکْثِرُ الْخَطْبِ.
: «ای پدر! بعد از تو اخبار و آشوبها برخاست که اگر تو بودی و حضور داشتی، اختلاف زیاد نمیشد». ۷۵ .
طرح توطئه برای قتل علی
علّامهی طبرسی در کتاب احتجاج پس از ذکر جریان فوق به نقل از امام صادق (ع) ادامه میدهد که امام صادق (ع) فرمود:
ابوبکر پس از احتجاج علی (ع)، از مسجد به سوی خانهی خود بازگشت، سپس برای عمر بن خطاب پیام فرستاد و او را طلبید، عمر نزد ابوبکر آمد، و بین ابوبکر و عمر چنین گفتگو شد:
ابوبکر: دیدی که گفتگوی ما با علی (ع) امروز چگونه پایان یافت؟ اگر در روز دیگری با او چنین برخوردی داشته باشیم، مسلماً امور ما متزلزل شده و اساس حکومت ما سست خواهد شد، رأی شما در این خصوص چیست؟
عمر: نظر من این است که دستور قتل او را صادر کنیم.
ابوبکر: چگونه و توسّط چه کسی؟