Misbah Library
گفتار علمای اهل تسنن پیرامون بیعت گرفتن از علی ۱۵۰

است، در خانه را با شدّت فشار دادم، در باز شد، وقتی که وارد خانه شدم فاطمه (س) با همان حال، روبروی من ایستاد، ولی شدّت خشم من، مرا بگونه‌ای کرده بود که گوئی پرده‌ای در برابر چشمم افتاده است، چنان سیلی روی روپوش به صورت فاطمه (س) زدم که به زمین افتاد (تا آخر نامه که مشروح می‌باشد) ۶۸ .

از زبان حضرت زهرا بشنویم

و در کتاب «ارشاد القلوب» نقل شده که فاطمه (س) فرمود: هیزم بسیار به در خانه‌ی ما آوردند، تا خانه و اهلش را بسوزانند، من در پشت «در» ایستاده بودم، و آن قوم مهاجم را به خدا و رسولش، سوگند می‌دادم که دست از ما بردارند و ما را یاری نمایند، عمر، تازیانه را از دست قنفذ غلام آزاد شده‌ی ابوبکر گرفت، و با آن بر بازویم زد و اثر آن همچون رگه‌های بازوبند در بازویم باقی ماند، آنگاه لگد به در زد و در را به طرف من فشار داد، در این هنگام به صورت بر زمین افتادم در حالی که فرزند در رحم داشتم، آتش زبانه می‌کشید و صورتم را می‌سوزانید، او با دستش مرا می‌زد، گوشواره‌ام قطع و پراکنده شد، درد مخاض مرا فراگرفت، محسنم بی‌گناه، سقط و کشته شد.

خبر مظلومیت حضرت زهرا به پیامبر در شب معراج

یکی از خبرهائی که خداوند متعال در شب معراج به پیامبرش حضرت محمّد (ص) داد این بود که خطاب به پیامبر (ص) فرمود:

«امّا دخترت، به او ستم کنند و او را از حقّش محروم سازد و حق او را که تو برای او قرار داده‌ای غصب کنند و او را در حالی که حامله است بزنند، و بدون اجازه، وارد خانه‌ی او شوند، او را پریشان خاطر و غمگین سازند و بعد از آن کسی نیست که از او دفاع کند، و بر اثر ضربات، فرزندش را سقط کرده و بکشند».

(۶۸)این نامه را علّامه مجلسی در بحارالانوار ط قدیم جلد 8 صفحه 222 به بعد بطور مشروح، نقل کرده است، و گوید: این نامه از کتاب دلائل الامامه جلد 2 بدست آمده است، به این ترتیب که: پس از شهادت امام حسین (ع)، عبداللَّه بن عمر با جمعی از مردم مدینه به شام آمدند و به یزید اعتراض کردند و از اعمال شنیع او در مورد فاجعه‌ی کربلا انتقاد نمودند، یزید به عبداللَّه گفت: می‌خواهی نامه‌ی پدرت را به تو نشان دهم، آنگاه آن نامه را از صندوقی بیرون آورد و به عبداللَّه نشان داد (که نامه‌ی فوق خلاصه‌ی آن نامه است)- مترجم.