فَاِنْ تَسئَلِینِی کَیْفَ اَنْتَ فَاِنَّنِی
صَبُورٌ عَلی رَیْبِ الزَّمانِ صَلِیبُ
یَعِزُّ عَلَیَّ اَنْ تَری بِی کَآبَة
فَیَشْمُتُ عادٌ اَو یساءُ حَبِیبٌ
: «اگر از حال من بپرسی که چگونهای؟، میگویم: در سختیهای روزگار صبر میکنم و در دشواریها بسر میبرم، بر من سخت است که آثار اندوه در من دیده شود تا دشمن شادی کند و دوست ناراحت شود.
پیامهای ابوبکر به علی و پاسخهای آن حضرت
اینک به روایت سُلیم بن قیس بازمیگردیم: سپس علی (ع) وارد خانهی خود شد، عمر به ابوبکر گفت: کسی را نزد علی (ع) بفرست تا بیاید و بیعت کند، زیرا کار خلافت بدون بیعت علی (ع) سامان نمییابد، اگر او با ما بیعت کند، به او امان خواهیم داد.
ابوبکر شخصی را به نزد علی (ع) فرستاد و توسط او پیام داد که «دعوت خلیفهی رسول خدا (ص) را اجابت کن».
قاصد ابوبکر نزد علی (ع) آمد و پیام او را ابلاغ کرد، علی (ع) به او فرمود: شگفتا! چقدر زود رسول خدا (ص) را تکذیب کردید، ابوبکر و اطرافیان او میدانند که خدا و رسول خدا (ص) غیر مرا خلیفهی خود قرار ندادهاند.
قاصد، گفتار علی (ع) را به ابوبکر ابلاغ کرد.
ابوبکر گفت: این بار برو و به علی (ع) بگو: «دعوت امیر مؤمنان (ابوبکر) را اجابت کن».
قاصد نزد علی (ع) آمد و پیام ابوبکر را ابلاغ کرد.
علی (ع) فرمود: شگفتا! هنوز چندان از عهد رسول خدا (ص) نگذشته که آنها فراموش نمایند، سوگند به خدا او (ابوبکر) میداند که این اسم برای احدی جز من، شایستگی ندارد، همانا رسول خدا (ص) به او امر کرد که به عنوان امیر مؤمنان بر من سلام کند، و او یکی از هفت نفر است که از طرف پیامبر (ص) به این کار مأمور شدند، او و رفیقش (عمر) در میان هفت نفر از رسول خدا (ص) پرسیدند: آیا این دستور از طرف خدا و رسولش است؟!
پیامبر (ص) فرمود: