دیگری (عبدالرّحمن شوهر خواهر مادری عثمان، به خاطر خویشی با عثمان) خویشاوندی را مقدّم داشت، و آن دو نفر دیگر (طلحه و زبیر) نیز به خاطر جهاتی که ذکرش خوشآیند نیست، به راه دیگر رفتند و در نتیجه سوّمی (عثمان) برنده شد و زمام امور خلافت را بدست گرفت، او همانند شتر پرخور و شکم برآمده، تصمیمی جز انباشتن بیتالمال و خوردن آن نداشت، بستگان پدرش به همکاریش برخاستند، آنها همچون شتران گرسنهای که بهاران به سوی علفزار هجوم میبرند و با حرص عجیبی گیاهان را میخورند، برای بلعیدن اموال خدا دست از آستین برآوردند، سرانجام بافتههایش برای (استحکام خلافت) پنبه شد، و کردار ناشایستش، کارش را تباه ساخت.
نگاهی به دوران خلافت علی
امام علی (ع) در دنبال خطبهی شقشقیّه میفرماید:
پس از عثمان، جمعیّت بسیار که همچون بالهای کفتار (زیاد و بهم پیوسته) بودند از هر سو مرا احاطه کردند، به گونهای که نزدیک بود دو نور چشمم، دو یادگار پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) زیر پا آسیب ببینند، و آنچنان جمعیت به پهلوهایم فشار آورد که سخت رنجیده شدم، و ردایم از دو طرف پاره شد، مردم مانند گوسفندانی (گرگ زده که به چوپان پناه میبرند) مرا در میان گرفتند، ولی وقتی که برخاستم و زمام امور خلافت را بدست گرفتم، جمعی (در رأس آنها طلحه و زبیر) پیمان و بیعت خود را شکستند، و گروهی (خوارج و مارقین) از تحت اطاعت من خارج شده و از دین بیرون رفتند، و دستهای (قاسطین، معاویه و طرفدارانش) برای ریاست و مقامطلبی از اطاعت حق، سر پیچیدند گویا نشنیده بودند که خداوند (در آیه 83 قصص) میفرماید:
تِلْکَ الدّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوّاً فِی الْاَرْضِ وَ لا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ
: «جهان آخرت برای کسانی است که خواهان فساد و طغیان در زمین نباشند، و عاقبت نیک از آن پرهیزکاران است».
آری خوب شنیده بودم و خوب آن را حفظ داشتند، ولی زرق و برق دنیا، چشمشان