مینگرم که آمدهای خانهی ما را آتش بزنی، آیا چنین است؟».
عمر گفت: آری، این کار قویتر از آن چیزی است که پدرت از نزد خدا آورده است ۳۹ در این هنگام علی (ع) از خانه خارج شد و بیعت کرد.
این روایت را، راویان شیعه از طریق بسیار نقل کردهاند، و لطیف اینکه بزرگان محدّثین اهل تسنّن نیز این روایت را نقل نمودهاند.
و ابراهیم سعید ثقفی به اسناد خود از امام صادق (ع) نقل کردهاند که فرمود:
وَاللَّهِ ما بایَعَ عَلِیٌّ حَتّی رَأی الدُّخانَ قَدْ دَخَلَ بَیْتَهُ.
: «سوگند به خدا، علی (ع) بیعت نکرد مگر آن هنگام که دود آتش را دید که وارد خانهاش شد».
2- دانشمند بزرگ سیّد بن طاووس (متوفّی 664 ه.ق) در کتاب کشفالمحجّه در شرح زندگی ابوبکر، و تخلّف او از سپاه اُسامه و غصب خلافت او در سقیفه خطاب به فرزندش میگوید: «به این امور کفایت نکرد، بلکه عمر را به در خانهی پدرت علی (ع) و مادرت فاطمه (س) فرستاد، در حالی که عبّاس و جماعتی از بنیهاشم در نزد علی و فاطمه (علیهاالسلام) بودند، و آنها در سوک رحلت جدّت محمّد (ص) نشسته بودند، و در ماتم فاجعهی جانسوز مصیبت پیامبر (ص) بسر میبردند.
عمر دستور داد تا آنها را اگر برای بیعت از خانه بیرون نیایند، به آتش بکشند، چنانکه صاحب کتاب «العقد الفرید» در جلد چهارم و جماعتی از علمای اهل تسنّن که در نقل روایت، مهم نیستند نقل نمودهاند، و چنین کاری (سوزاندن را) تا آنجا که من میدانم هیچکس قبل از عمر و بعد از او از پیامبران و اوصیاء و زمامدارانی که به بیرحمی و ظلم معروفند انجام ندادهاند، و حتی شاهان کافر نیز چنین کاری نکرده است، که جمعی را به سوی کسانی که بیعت با آنها را به تأخیر انداختهاند بفرستند تا آنها را به آتش بکشند، علاوه بر تهدید و قتل و زدن.
بلکه میگویم: و نیز به ما چنین خبری نرسیده که پیامبری یا زمامداری، مردم را از فقر و ذلّت و زیان نجات دهد و آنها را به سعادت دنیا و آخرت راهنمائی کند، و