برادری، دین خدا تباه میگردد».
ابوبکر گفت: سوگند به خدا اگر من ترس آن نداشتم که ریسمان دین، سست گردد، یک شب به بستر خواب نمیرفتم در حالی که بر عهدهی یک فرد مسلمان بیعتی داشته باشم، پس از آنکه آن گفتار را از فاطمه (س) شنیدم!!
دانشمند مذکور «اِبْنِ قُتَیْبَه» میگوید: علی (ع) با ابوبکر بیعت نکرد تا هنگامی که فاطمه (س) از دنیا رفت، و فاطمه (س) بعد از پیامبر (ص) هفتاد و پنج روز بیشتر عمر نکرد. (پایان سخن ابنقتیبه).
گفتار ابن عبدربه اندلسی
احمد بن محمّد قرطبی مروانی مالکی، مشهور به ابنعبدربّه اندلسی (متوفّی 328 ه.ق) که از علمای بزرگ اهل تسنّن است، در جلد دوّم کتاب «اَلْعقدُ الْفَرِید» که از کتب پربهره است دربارهی جریان بیعت، سخنی دارد که خلاصهاش چنین است:
آنانکه از بیعت با ابوبکر مخالفت کردند، این افراد بودند:
علی (ع)، عبّاس، زبیر، که در خانهی فاطمه (س) نشستند تا اینکه ابوبکر، عمر بن خطّاب را به سوی آنها فرستاد تا آنها را از خانهی فاطمه (س) بیرون آورد، و به عمر گفت: اگر آنها از بیرون آمدن امتناع ورزیدند، با آنها مقاتله و نزاع کن.
عمر، مقداری آتش برداشت تا خانه را بر اهل خانه آتش بزند، فاطمه (س) با او روبرو شد و فرمود: «ای فرزند خطّاب! آمدهای که خانهی ما را آتش بزنی؟»
عمر گفت: «آری، یا همانند مردم بیائید و بیعت کنید».
علی (ع) از خانهی بیرون آمد و نزد ابوبکر رفت و بیعت کرد».
گفتاری مسعودی، مورخ معروف
اشاره
مورّخ معروف (علی بن الحسین مشهور به) مسعودی در کتاب مروجالذَّهب در تاریخ قیام عبداللَّه بن زبیر میگوید:
عبداللَّه بن زبیر تصمیم گرفت همهی بنیهاشم را که در مکّه بودند در شعب ابیطالب جمع کند، و هیزم زیاد به آنجا آورد که اگر یک جرقّهی آتش به آن هیزمها میافتاد،