Misbah Library

فوائد مداومت به زیارت عاشورا

مؤلف گوید: در کتاب «نجم الثاقب» در ذیل تشرّف جناب حاج سید احَمد رشتی به محضر امام عصر ارواحنا فداه در سفر حجّ و فرمایش آنحضرت به او که شما چرا عاشورا نمی خوانید، عاشورا، عاشورا، عاشورا، «دلیل بر فضیلت و آثار و فواید این زیارت است» و ما آن حکایت را ان شاء اللّه پس از زیارت جامعه کبیره نقل خواهیم کرد. [صفحه 1341]. شیخ ما ثقة الاسلام نوری (رَحمهُ اللّه) علیه فرموده: اما زیارت عاشورا، در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشاء و املای معصومی باشد، هر چند که از قلوب مطهّره ایشان چیزی جز آنچه از عالم بالا به آن رسد بیرون نیاید بلکه از سنخ احادیث قدسیّه است

که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا، از حضرت احدیّت جلّت عظمته به جبراییل امین و از او به خاتم انبیا (صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ) رسیده و بنا بر تجربه، مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضای حاجات و رسیدن به مقاصد و دفع دشمنان بی نظیر است اما از بهترین فواید آنکه از مواظبت و مداومت بر آن به دست آمده، فایده ای است که: ثقه صالح متقّی، حاج ملاّ حسین یزدی که از نیکان مجاور نجف اشرف است و پیوسته مشغول عبادت و زیارت از ثقه امین حاج محمّد یزدی نقل کرد که در شهر یزد مرد فاضل صالحی بود که همواره اشتغال به اصلاح امر آخرت خود داشت و شبها در مقبره خارج یزد که در آن جماعتی از صالحان مدفونند و معروف به مزار است به سر میبرد و او را همسایه ای بود که از کودکی با هم بزرگ شده بودند و برای درس پیش یک معلّم می رفتند، تا آنکه بزرگ شد و شغل عشّاری [ده یک گرفتن به زور و به ناحق مأمور مالیات] پیش گرفت تا از دنیا رفت و در همان مقبره نزدیک محلّی که آن مرد صالح بیتوته می کرد دفن کردند، پس از گذشتن کمتر از ماهی او را در خواب دید که در هیأت نیکویی است، به نزد او رفت و گفت: من آغاز و

انجام و ظاهر و باطن کار تو را می دانم و می دانم از آنهایی نبودی که نیکی در باطن ایشان احتمال رود و شغل تو جز عذاب را نمی طلبد، پس به کدام عمل به این مقام رسیدی؟ گفت: چنان است که گفتی، من از روز مردن در شدیدترین عذاب بودم، تا دیروز که زوجه استاد اشرف حدّاد فوت شد، و او را در این مکان دفن کردند و اشاره کرد به موضعی که قریب صد ذرع از او دور بود و در شب وفات او، حضرت ابو عبد اللّه الحسین (عَلَيهِ السَّلَامُ) سه مرتبه او را زیارت کرد و در مرتبه سوم به برداشته شدن عذاب این مقبره امر فرمود، پس حالت ما نیکو شد و در سعه و نعمت افتادیم، آن مرد صالح متحیّرانه از خواب بیدار شد، درحالی که حدّاد را نمیشناخت و محّل او را نمیدانست، در بازار حدّادان از او پرسید، و او را یافت، از او پرسید: آیا برای تو همسری بود؟ گفت آری دیروز وفات کرد، و او را در فلان مکان (و همان موضع را اسم برد) دفن کردیم، پرسید: او به زیارت ابی عبد اللّه (عَلَيهِ السَّلَامُ) رفته بود؟ گفت نه: گفت: ذکر مصائب او می کرد؟ گفت: نه، گفت مجلس عزاداری داشت؟ گفت: نه، حدّاد پرسید چه میجویی؟ خواب را نقل کرد، گفت آن زن به خواندن

زیارت عاشورا مواظبت و مداومت داشت.

: