تلقین میت
مؤلف گوید: غیر از زمان احتضار در دوجا برای میّت خواندن
تلقین مستحبّ است: یکی زمانی که او را در قبر می گذارند. و بهتر آن است با دست راست دوش راست، و با دست چپ دوش چپ او را بگیرند، و وی را حرکت دهند و تلقین کنند. و دیگر زمانی که از دفن او فارغ شدند، پس از آن که مردم رفتند، مستحبّ است ولیّ میّت نزدیک ترین خویشان او نزد سر میّت بنشیند، و به صدای بلند به او تلقین کند، و خوب است دو کف دستش را روی قبر گذارد، و دهان را نزدیک قبر ببرد، و اگر دیگری را هم نایب کند خوب است. و در اخبار وارد شده: چون میّت را این گونه تلقین کنند منکر به نکیر گوید: بیا برویم تلقین حجّتش کردند احتیاج به پرسیدن نیست، پس باز می گردند و دیگر سال نمی کنند. علاّمه مجلسی رحمه اللّه فرموده: اگر تلقین کننده به این صورت بگوید جامع تر است:
اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ
بشنو، بفهم ای فلان بن فلان
نام او و پدرش را بگوید:
هَلْ أَنْتَ عَلَى الْعَهْدِ الَّذِي فارَقْتَنا عَلَيْهِ، مِنْ شَهادَةِ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، وَ سَيِّدُ النَّبِيِّينَ وَ خَاتَمُ الْمُرْسَلِينَ، وَ أَنَّ عَلِيَّاً أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ، وَ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ، وَ إِمامٌ افْتَرَضَ اللّٰهُ طاعَتَهُ عَلَى الْعالَمِينَ، وَ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ، وَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ
آیا بر آن پیمانی که از ما بر پایه آن جدا شدی می باشی، از گواهی بر اینکه معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی شریک است، و اینکه محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) بنده و فرستاده اوست، و سرور پیامبران و خاتم رسولان است، و اینکه علیّ امیر مؤمنان است و آقای جانشینان، و امامی که خدا اطاعتش را بر جهانیان واجب کرده، و اینکه حسن و حسین، و علی بن الحسین،
وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ، وَ عَلِيَّ بْنَ مُوسىٰ، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ، وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ الْقَائِمَ الْحُجَّةَ الْمَهْدِيَّ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْهِمْ أَئِمَّةُ الْمُؤْمِنِينَ، وَ حُجَجُ اللّٰهِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ، وَ أَئِمَّتَكَ أَئِمَّةُ هُدىً أَبْرَارٌ ؛ يَا فُلانَ ابْنَ فُلانٍ، إِذا أَتَاكَ الْمَلَكانِ الْمُقَرَّبانِ رَسُولَيْنِ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَىٰ وَ سَأَلاكَ عَنْ رَبِّكَ، وَ عَنْ نَبِيِّكَ، وَ عَنْ دِينِكَ، وَ عَنْ كِتابِكَ، وَ عَنْ قِبْلَتِكَ، وَ عَنْ أَئِمَّتِكَ فَلا تَخَفْ وَ قُلْ فِي جَوابِهِما:
و محمّد بن علی، و جعفر بن محمّد، و موسب بن جعفر، و علی بن موسی و محمّد بن علی، و علی بن محمّد، و حسن بن علی، و قائم حجت مهدی (درودهای خدا بر ایشان) امامان مؤمنان، و حجّتهای خدا بر همه آفریدگانند، و امامانت امامان هدایت و نیکانند. ای فلان بن فلان، هنگامی که دو فرشته مقرّب، و دو فرستاده خدای تبارک و تعالی نزد تو آیند، از پروردگارت و پیامبرت و دینت و کتابت و قبله ات و امامانت از تو سؤال کنند نترس، و در جواب آن ها بگو:
اللّٰهُ جَلَّ جَلالُهُ رَبِّي، وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيِّي، وَ الْإِسْلامُ دِينِي، وَ الْقُرْآنُ كِتابِي، وَ الْكَعْبَةُ قِبْلَتِي، وَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طالِبٍ إِمامِي، وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْمُجْتَبَىٰ إِمامِي، وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ الشَّهِيدُ بِكَرْبَلاءَ إِمامِي، وَ عَلِيٌّ زَيْنُ الْعابِدِينَ إِمامِي، وَ مُحَمَّدٌ باقِرُ عِلْمِ النَّبِيِينَ إِمامِي، وَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ إِمامِي،
خدا جلّ جلاله پروردگارم و محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) پیامبرم و اسلام دینم و قرآن کتابم و کعبه قبله ام و امیر مؤمنان علی بن ابیطالب امامم، و حسن بن علی مجتبی امامم، و حسین بن علی شهید در کربلا امامم، و علی زین العابدین امامم، و محمّد شکافنده دانش امامم، و جعفر صادق امامم
وَ مُوسَى الْكاظِمُ إِمامِي، وَ عَلِيٌّ الرِّضا إِمامِي، وَ مُحَمَّدٌ الْجَوادُ إِمامِي، وَ عَلِيٌّ الْهَادِي إِمامِي، وَ الْحَسَنُ الْعَسْكَرِيُّ إِمامِي، وَ الْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ إِمامِي، هٰؤُلاءِ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ أَئِمَّتِي وَ سادَتِي وَ قادَتِي وَ شُفَعائِي، بِهِمْ أَتَوَلَّىٰ، وَ مِنْ أَعْدائِهِمْ أَتَبَرَّأُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ ؛ ثُمَّ اعْلَمْ يَا فُلانَ ابْنَ فُلانٍ أَنَّ اللّٰهَ تَبارَكَ وَ تَعالىٰ نِعْمَ الرَّبُّ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نِعْمَ الرَّسُولُ، وَ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طالِبٍ وَ أَوْلادَهُ الْأَئِمَّةَ الْأَحَدَ عَشَرَ نِعْمَ الْأَئِمَّةُ، وَ أَنَّ مَا جاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَقٌّ، وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَ سُؤَالَ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ فِي الْقَبْرِ حَقٌّ، وَ الْبَعْثَ حَقٌّ، وَ النُّشُورَ حَقٌّ، وَ الصِّراطَ حَقٌّ، وَ الْمِيزانَ حَقٌّ، وَ تَطايُرَ الْكُتُبِ حَقٌّ، وَ الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ النَّارَ حَقٌّ، وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَارَيْبَ فِيها، وَ أَنَّ اللّٰهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ.
و موسی کاظم امامم، و علیّ الرضا امامم، و محَمد جواد امامم، و علی هادی امامم، و حسن عسکری امامم، و حجّت منتظر امامم می باشند. اینان که درودهای خدا بر همگی آنان باد امامان من و آقایانم و پیشروانم و شفیعان من هستند. با آنان دوستی می کنم و از دشمنانشان در دنیا و آخرت بیزاری می جویم، سپس بدان ای فلان به درستی که خدای تبارک و تعالی نیکو پروردگاری است، و محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) نیکو رسولی است، و امیر مؤمنان علی بن ابطالب، و فرزندانش یازده امام نیکو امامانی هستند، و آنچه را محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) آورده حق است، و مرگ حق است، و سؤال نکیر و منکر در قبر حق است، و بعث و نشر حق، و صراط و میزان و پراکنی نامه اعمال حق است، و بهشت و دوزخ حق است، و قیامت آمدنی است، شکّی در آن نیست، و خدا هرکه را در گورها باشد برانگیزد.
آنگاه بگوید :
اَفَهِمْتَ یا فُلانُ
ای فلان آیا فهمیدی؟
در حدیث آمده: میّت در
جواب می گوید: آری فهمیدم، سپس بگوید:
ثَبَّتَکَ اللّه بِالْقَوْلِ الثّابِتِ هَداکَ اللّه اِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ، عَرَّفَ اللّه بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اَوْلِیائِکَ فی مُسْتَقرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ.
خدا بر گفتار ثابت، ثابت قدمت بدارد، به راه استوار هدایتت کند، بین تو و اولیائش در قرارگاهی از رحمتش آشنایی برقرار کند.
سپس بگوید:
اللّهمَّ جافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ، وَ اصْعَدْ بِرُوحِهِ إِلَيْكَ، وَ لَقِّهِ مِنْكَ بُرْهاناً. اَللّٰهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ.
خدایا زمین را از دو پهلویش خالی گذار، و روانش را به سویت بالا ببر، و از جانب خود حجّت را تلقین او فرما، خدایا ببخش و درگذر،
این رساله را به کلمه شریفه «عفو» پایان دادم، و رجای واثق دارم که عفو الهی شامل حال این روسیاه و همه کسانی که به این رساله عمل می کنند شود.
وَ کانَ ذلِکَ فِی آخِرِ یَومِ الجُمُعَةِ، اَلتّاسِعَ عَشَرِ مِن شَهرِ مُحَرَّمِ الحَرامِ سَنَةَ 1345 اَلفٍ وَ ثَلثِمِائَةٍ وَ خَمسٍ وَ اَربَعینَ، فِی جِوارِ اِمامِنَا المَسمومِ، مَولانَا الغَریبِ المَظلومِ، اَبِی الحَسَنِ عَلِیِّ بِن موسَی الرِّضا، عَلَیهِ وَ عَلی آبائِهِ السَّلامُ مِنَ الحَیِّ القَیّومِ؛ وَ الحَمدُللّه اَوَّلاً وَ آخِراً؛ وَ صَلَّی اللّه عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.
کَتَبَه بِیُمناهُ الوازِرَةُ عَبّاسُ بنُ مُحَمَّد رِضَا القُمیّ عُفِیَ عَنهُما.
و پایان این کتاب در آخر روز جُمعه، نوزدهم محرم، سال هزار و سیصد و چهل و پنج قمری بوده است، در جوار امام مسموم، مولای غریب و مظلوم ما، ابی الحسن علیّ بن موسی الرضا (که بر او و پدرانش سلام از سوی خدای زنده پاینده)، و ستایش خدای را در آغاز و انجام، و [درود خدا بر محمّد و خاندانش باد] آن را عباس فرزند محمّد رضا قمی که خدا هر دو را عفو کند نگاشت.
: