حرزهای چشم زخم
دعای حفاظت از چشم زخم: وارد شده: آیه و ان یکاد بخوانند، و نیز از حضرت صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) روایت شده: چون بترسد چشم او در کسی، یا چشم کسی در او، اثر بگذارد، سه مرتبه بگوید:
ما شآءَاللّه لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه، الْعَلِیِ الْعَظیمِ.
آنچه خدا خواست شد، نیرویی نیست جز به خدای والای بزرگ.
و وارد شده: هرگاه کسی خود را به شکلی نیکو آراست، وقتی از منزل می رود دو قُل اَعوذُ [یعنی سوره های قُل اَعوذُ بِرَبِّ الفَلَق و قُل اَعوذُ بِرَبِّ النّاسِ] بخواند، تا چیزی به اذن اللّه تعالی به او زیان نرساند. و نیز برای دفع چشم زخم وارد شده: دستها را برابر صورت بردارد، و سوره های حَمد و تَوحید
و دو قُل اَعوذُ را بخواند، و دست بر پیشانی بکشد. و همچنین دعای پناه از چشم زخم:
اللّهمَّ رَبَّ مَطَرٍ حابِسٍ، وَ حَجَرٍ يابِسٍ، وَ لَيْلٍ دامِسٍ، وَ رَطْبٍ وَ يابِسٍ، رُدَّ عَيْنَ الْعايِنِ عَلَيْهِ فِي كَبِدِهِ وَ نَحْرِهِ وَ ماله، «فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرىٰ مِنْ فُطُورٍ، ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خٰاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ»
خدایا ای پروردگار باران زندانی و سنگ خشک و شب تار، و تر و خشک، چشم چشم زن را به خودش بازگردان، در جگر و گلو و دارایی اش، پس بازگردان دیده را، آیا می بینی شکافی؟، سپس دیده را دوباره بازگردان.
دیده به سویت باز می گردد ناتوان و درمانده دعای پناهی دیگر:
اَللّٰهُمَّ ذَا السُّلْطانِ الْعَظِيمِ، وَ الْمَنِّ الْقَدِيمِ، وَ الْوَجْهِ الْكَرِيمِ، ذَا الْكَلِماتِ التَّامَّاتِ وَ الدَّعَواتِ الْمُسْتَجَابَاتِ، عافِ فُلانَ مِنْ أَنْفُسِ الْجِنِّ وَ أَعْيُنِ الْإِنْسِ.
خدایا صاحب سلطنت بزرگ، و احسان دیرینه، و جلوه کریم، دارنده کلمات کامل، و دعاهای مستجاب، فلان را از نفس های جنّ و چشم های انس، سلامت کامل بخش
این دعایی است که رسول خدا (صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ) برای حسنین (عَلَيهِمَا السَّلَامُ) خواند، و به اصحاب خود فرمود: زنها و اولاد خود را با این کلمات پناه دهید.
دعای پناه چشم زخم برای حیوانات و غیر آنها:
بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. بِسْمِ اللّه الْعَظیمِ. عَبَسَ عابِسٍ، وَ شَهابَ قابسٍ، حَجَرَ یابِسٍ، رَدَدْتُ عَیْنَ
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگی است، به نام خدای بزرگ، بر ترش رویی ترش رو، و آتش فروزان، و سنگ سخت، برگرداندم چشم
العايِنِ عَلَيْهِ، مِنْ رَأسِهِ اِلى قَدَمَيْهِ، اَخَذَ عَيْناهُ، قابِضٌ بِكِلاهُ، وَ عَلى جارِهِ وَ اَقارِبِهِ، جِلْدُهُ دَقيقٌ وَ دَمُهُ رَقيقٌ، وَ بابُ الْمَكْرُوهِ تَليقُ، «فَارْجِعِ الْبَصَرَ ؛ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ، ثمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ، يَنْقَلِبْ اِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً، وَ هُوَ حَسيرٌ»
چشم زن را، از سر تا به پایش، بگیرد دو چشم او را گیرنده ای با همه نگاهش، و بر همسایه و خویشانش، پوستش نازک، خونش رقیق، در ناخوشایند سزاوار او، پس بازگردان چشم را، آیا شکافی می بینی؟ سپس چشم او دوباره بازگردان چشم به سوی تو باز می گردد خسته و ناتوان
: