بخش سوم
بخش سوّم: اعمال سحرهای ماه مبارک رمضان و آن چند عمل است: اوّل: سحری خوردن، و آن را ترک نکند گرچه به خوردن یک خرمای خشک، یا نوشیدن شربتی از آب باشد، و بهترین سحریها سویق یعنی قاووت و خرماست، و در خبر وارد شده: که خدا و فرشتگان صلوات می فرستند
بر آنهایی که در سحرها استغفار می کنند، و سحری می خورند. دوم: هنگام خوردن سحری سوره «انِّا اَنزَلناهُ» را بخواند، که هرکه این سوره مبارکه را هنگام افطار کردن و سحری خوردن بخواند، در فاصله بین این دو زمان ثواب کسی را دارد که در راه خدا در خون خود غلطیده است. صوت مصطفی صراف *** عباس صالحی1 *** عباس صالحی2 *** سوم: دعای عظیم الشأنی را که از حضرت رضا (عَلَيهِ السَّلَامُ) روایت شده بخواند، آن حضرت فرموده است: این دعا دعایی است که امام باقر (عَلَيهِ السَّلَامُ) در سحرهای ماه رمضان می خواندند:
اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِأَبْهاهُ، وَ كُلُّ بَهائِكَ بَهِيٌّ،، اَللّٰهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمالِكَ جَمِيلٌ ؛ اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِأَجَلِّهِ، وَ كُلُّ جَلالِكَ جَلِيلٌ ؛ اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِأَعْظَمِها، وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظِيمَةٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها. اللّهمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِأَنْوَرِهِ، وَ کُلُّ
خدایا از تو درخواست می کنم به حق زیباترین مرتبه از زیبایی ات، و همه مراتب زیبایی ات زیباست، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب زیبایی ات. خدایا از تو درخواست می کنم به حق نیکوترین مرتبه از جمالت، و همه مراتب جمال تو نیکوست، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب جمالت. خدا از تو درخواست می کنم به حق برجسته ترین مرتبه از جلالت، و همه مراتب جلال تو برجسته است خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب جلالت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق بالاترین مرتبه از عظمتت، و همه مراتب عظمتت عظیم است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب عظمتت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق نورانی ترین مرتبه از نورت، و همه
نُورِكَ نَيِّرٌ ؛ اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِأَوْسَعِها وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ ؛ اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِأَتَمِّها وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّها.
مراتب نور تو نورانی است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب نورت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق گسترده تری مرتبه از رحمتت، و همه مراتب رحمتت گسترده است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب رحمتت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق کامل ترین مرتبه از مراتب کلمات، و همه مراتب کلماتت کامل است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب کلماتت.
اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِأَكْمَلِهِ، وَ كُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ أَسْمائِكَ بِأَكْبَرِها وَ كُلُّ أَسْمائِكَ كَبِيرَةٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِأَسْمائِكَ كُلِّها. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِأَعَزِّها وَ كُلُّ عِزَّتِكَ عَزِيزَةٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مَشِيئَتِكَ بِأَمْضاها وَ كُلُّ مَشِيئَتِكَ ماضِيَةٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَشِيئَتِكَ كُلِّها. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطِيلَةٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ
خدایا از تو درخواست می کنم به حق کامل ترین مرتبه از کمالت و همه مراتب کمالت کامل است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب کمالت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق بزرگ ترین مرتبه از نام هایت، و همه مراتب نام هایت بزرگ است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب نام هایت خدایا از تو درخواست می کنم به حق عزیزترین مرتبه از عزّتت و همه مراتب عزّتت عزیز است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب عزتت خدایا از تو درخواست می کنم به حق
بِأَنْفَذِهِ، وَ كُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِأَرْضاهُ وَ كُلُّ قَوْلِكَ رَضِيٌّ، اَللّٰهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مَسائِلِكَ بِأَحَبِّها إِلَيْكَ حَبِيبَةٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَسائِلِكَ كُلِّها.
نافذترین مرتبه اراده ات و همه مراتب اراده ات نافذ است خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب اراده ات خدایا از تو درخواست می کنم به حق قَدرتت که بر همه موجودات احاطه دارد و همه قَدرتت بر تمام موجودات احاطه دارد خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب قَدرتت، خدایا از تو درخواست می کنم به حق نافذترین مرتبه از مراتب علمت و همه مراتب علمت نافذ است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب علمت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق پسندیده ترین مرتبه از گفتارت، و همه مراتب گفتار تو پسندیده است خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب گفتارت، خدایا از تو درخواست می کنم به حق محبوبترین مرتبه از خواسته هایت نزد تو، و همه مراتب خواسته هایت محبوب است خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب خواسته هایت.
اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَرِيفٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِأَدْوَمِهِ وَ كُلُّ سُلْطانِكَ دَائِمٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِسُلْطانِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِأَفْخَرِهِ وَ كُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِأَعْلاهُ وَ كُلُّ عُلُوِّكَ عالٍ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِأَ قْدَمِهِ وَ كُلُّ مَنِّكَ قَدِيمٌ، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ آياتِكَ بِأَكْرَمِها وَ كُلُّ آياتِكَ كَرِيمَةٌ ؛ اَللّٰهُمَّ إِنِّى
خدایا از تو درخواست می کنم به حق شریف ترین مرتبه از شرفت، و همه مراتب شرف تو شریف است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب شرفت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق پایدارترین مرتبه از سلطنتت و همه مراتب سلطنت تو پایدار است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق مراتب سلطنتت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق باافتخارترین مرتبه از فرمانروایی ات و همه مراتب فرمانروایی ات با افتخار است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب فرمانروایی ات. خدایا از تو درخواست می کنم به حق برترین مرتبه از برتری ات و همه مراتب برتری ات برتر است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب برتری ات. خدایا از تو درخواست می کنم به حق دیرینه ترین مرتبه از کرمت، و همه مراتب کرمت دیرینه است، خدایا از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب کرمت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق گرامی ترین مرتبه از نشانه هایت، و همه مراتب نشانه هایت گرامی است. خدایا
أَسْأَلُكَ بآياتِكَ كُلِّها. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِما أَنْتَ فِيهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ، وَ أَسْأَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَها، اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِما تُجِيبُنِى [بِهِ] حِينَ أَسْأَلُكَ، فَأَجِبْنِى يَا اللّٰهُ.
از تو درخواست می کنم به حق همه مراتب نشانه هایت. خدایا از تو درخواست می کنم به حق آنچه از جاه و جبروت که در آنی، و از تو می خواهم به حق هر جاه به تنهایی و به حق هر جبروت به تنهایی، خدایا از تو درخواست می کنم به حق آنچه اجابت می کنی مرا به آن هنگامی که از تو درخواست می کنم پس مرا اجابت کن ای خدا.
آنگاه هر حاجت که داری از خدا بخواه، که به یقین براورده خواهد شد.
چهارم:در کتاب «مصباح» شیخ طوسی به نقل از ابو حمزه ثمالی آمده است که حضرت امام زین العابدین (عَلَيهِ السَّلَامُ) در ماه رمضان بیشتر شب را به نماز می ایستاد و چون سحر می رسید این دعا را می خواند:
إِلٰهِى لَاتُؤَدِّبْنِى بِعُقُوبَتِكَ، وَ لَا تَمْكُرْ بِى فِى حِيلَتِكَ. مِنْ أَيْنَ لِىَ الْخَيْرُ يَا رَبِّ وَ لَا يُوجَدُ إِلّا مِنْ عِنْدِكَ ؛ وَ مِنْ أَيْنَ لِىَ النَّجاةُ ؟وَلا تُسْتَطاعُ إِلّا بِكَ ؟ لَا الَّذِى أَحْسَنَ اسْتَغْنىٰ عَنْ عَوْنِكَ وَ رَحْمَتِكَ، وَ لَا الَّذِى أَساءَ وَ اجْتَرَأَ عَلَيْكَ وَ لَمْ يُرْضِكَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِكَ ؛ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبّ
خدایا مرا به کیفرت ادب منما، و با نقشه ات با من نیرنگ مکن، پروردگارا از کجا برایم خیری هست، درحالی که جز نزد تو یافت نمی شود، و از کجا برایم نجاتی است، درحالی که جز به تو فراهم نمی گردد، نه آن که نیکی کرد از کمک و رحمتت بی نیاز شد، و نه آن که بدی کرد و بر تو گستاخی روا داشت، و تو را خشنود نساخت از عرصه قَدرتت بیرون رفت. پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا.
آنقَدر بگوید تا نفس
قطع گردد.
بِكَ عَرَفْتُكَ، وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ، وَ دَعَوْتَنِى إِلَيْكَ، وَ لَوْلا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ.. اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى أَدْعُوهُ فَيُجِيبُنِى وَ إِنْ كُنْتُ بَطِيئاً حِينَ يَدْعُونِى، وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى أَسْأَلُهُ فَيُعْطِينِى وَ إِنْ كُنْتُ بَخِيلاً حِينَ يَسْتَقْرِضُنِى، وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى أُنادِيهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتِى وَ أَخْلُو بِهِ حَيْثُ شِئْتُ لِسِرِّى بِغَيْرِ شَفِيعٍ فَيَقْضِى لِى حاجَتِى وَ الْحَمْدُ للّه الَّذِی لا أَدْعُو غَیْرَهُ، وَ لَوْ دَعَوْتُ غَیْرَهُ، لَمْ یَسْتَجِبْ لِی دُعَائِی،
تو را به تو شناختم، و تو مرا بر هستی خود راهنمایی فرمودی، و به سوی خود خواندی، و اگر راهنمایی تو نبود، من نمیدانستم تو که هستی؟، سپاس خدای را که می خوانمش و او جوابم را می دهد، گرچه سستی می کنم گاهی که او مرا می خواند، و سپاس خدای را که از او درخواست می کنم و او به من عطا می نماید، گرچه بخل می ورزم هنگامی که از من قرض بخواهد، و سپاس خدای را که هرگاه خواهم برای رفع حاجتم صدایش کنم، و هرجا که خواهم برای رازونیاز با او بی پرده خلوت کنم و او حاجتم را برآورد، سپاس خدای را که غیر او را نمی خوانم، که اگر غیر او را می خواندم دعایم را مستجاب نمی کرد،
وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَاأَرْجُو غَيْرَهُ، وَ لَوْ رَجَوْتُ غَيْرَهُ لَأَخْلَفَ رَجائِى، وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى وَكَلَنِى إِلَيْهِ فَأَكْرَمَنِى، وَ لَمْ يَكِلْنِى إِلَى النَّاسِ فَيُهِينُونِى، وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى تَحَبَّبَ إِلَىَّ وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي، وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى يَحْلُمُ عَنِّى حَتَّىٰ كَأَنِّى لَاذَنْبَ لِى، فَرَبِّى أَحْمَدُ شَىْءٍ عِنْدِى وَ أَحَقُّ بِحَمْدِى. اَللّٰهُمَّ إِنِّى أَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ إِلَيْكَ مُشْرَعَةً، وَ مَناهِلَ الرَّجاءِ إِلَيْكَ مُتْرَعَةً، وَ الاسْتِعانَةَ
و سپاس خدای را که به غیر او امید نبندم، که اگر جز به او امید می بستم ناامیدم می نمود، و سپاس خدای را که مرا بخویش وا گذاشت، از این رو اکرامم نمود، و به مردم وا نگذاشت تا مرا خوار کنند، و سپاس خدای را که با من دوستی ورزید، درحالی که از من بی نیاز است، و سپاس خدای را که بر من بردباری می کند تا آنجاکه گویی مرا گناهی نیست! پروردگارم ستوده ترین موجود نزد من بوده و به ستایش من سزاوارتر است. خدایا راه های درخواست حاجت هایم را به جانب تو باز می یابم، و آبشخورهای امید را نزد تو پر می بینم، و یاری خواستن
بِفَضْلِكَ لِمَنْ أَمَّلَكَ مُباحَةً، وَ أَبْوابَ الدُّعاءِ إِلَيْكَ لِلصَّارِخِينَ مَفْتُوحَةً، وَ أَعْلَمُ أَنَّكَ لِلرَّاجِينَ بِمَوْضِعِ إِجابَةٍ، وَ لِلْمَلْهُوفِينَ بِمَرْصَدِ إِغاثَةٍ، وَ أَنَّ فِى اللّهفِ إِلىٰ جُودِكَ، وَ الرِّضَا بِقَضائِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلِينَ، وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِى أَيْدِى الْمُسْتَأْثِرِينَ، وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَيْكَ قَرِيبُ الْمَسافَةِ، وَ أَنَّكَ لَاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ، إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ دُونَكَ، وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَیْکَ بِطَلِبَتِی،
از فضل برای آن که تو را آرزو کرد بی مانع می بینم، و درهای دعا را برای فریاد کنندگان گشوده می نگرم، و می دانم که تو برای امیدواران در جایگاه اجابتی، و برای دل سوختگان در کمین گاه فریادرسی، و به یقین در اشتیاق به جودت، و خشنودی به قضایت جایگزینی از منع بخیلان است، و گشایشی از آنچه در دست ثروت اندوزان، و همانا مسافر به سوی تو مسافتش نزدیک است، و تو از آفریدگانت هرگز در پرده نیستی، جز اینکه کردارشان آنان را از تو محجوب نماید، من با درخواستم آهنگ تو کردم
وَ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحاجَتِى، وَ جَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتِى، وَ بِدُعائِكَ تَوَسُّلِى مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقاقٍ لِاسْتِماعِكَ مِنِّى، وَ لَا اسْتِيجابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّى، بَلْ لِثِقَتِى (وَثِقَتِى) بِكَرَمِكَ، وَ سُكُونِى إِلىٰ صِدْقِ وَ عْدِكَ، وَ لَجَإِى إِلَى الْإِيمانِ بِتَوْحِيدِكَ، وَ يَقِينِى (وَثِقَتِى) بِمَعْرِفَتِكَ مِنِّى أَنْ لا رَبَّ لِى غَيْرُكَ، وَ لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَاشَرِيكَ لَكَ. اَللّٰهُمَّ أَنْتَ الْقائِلُ وَ قَوْلُكَ حَقٌّ وَ وَعْدُكَ صِدْقٌ: «وَ اسْأَلُوا اللّه مِنْ
و با حاجتم روی به تو آوردم، نیاز خواهی ام را به پیشگاه تو قرار دادم، و خواندت را دست آویز خویش نمودم بی آنکه مستحق شنیدن خواهشم، و شایسته گذشت از من باشی، بلکه برای اطمینان به کرمت، و آرامش به درستی وعده ات، و پناه جستن به ایمان به یگانگی ات و یقین به معرفتت که مرا پروردگاری جز تو نیست، و معبودی جز تو نیست، یگانه و بیشریکی. خدایا تو گفتی و گفتارت بر حق، و وعده ات درست است [فرمودی:]
فَضْلِهِ؛ إِنَّ اللّه کَانَ بِکُمْ رَحِیما». وَ لَيْسَ مِنْ صِفاتِكَ يَا سَيِّدِى، أَنْ تَأْمُرَ بِالسُّؤالِ وَ تَمْنَعَ الْعَطِيَّةَ، وَ أَنْتَ الْمَنَّانُ بِالْعَطِيَّاتِ عَلَىٰ أَهْلِ مَمْلَكَتِكَ، وَ الْعَائِدُ عَلَیْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَأْفَتِکَ. إِلٰهِى رَبَّيْتَنِى فِى نِعَمِكَ وَ إِحْسانِكَ صَغِيراً، وَ نَوَّهْتَ بِاسْمِى كَبِيراً، فَيا مَنْ رَبَّانِى فِى الدُّنْيا بِإِحْسانِهِ وَ تَفَضُّلِهِ وَ نِعَمِهِ، وَ أَشارَ لِى فِى الْآخِرَةِ إِلىٰ عَفْوِهِ وَ كَرَمِهِ، مَعْرِفَتِى يَا مَوْلاىَ دَلِيلِى عَلَيْكَ، وَ حُبِّى لَكَ شَفِيعِى إِلَيْكَ، وَ أَنَا واثِقٌ مِنْ دَلِيلِى [دَلَّتنی] عَلَیْکَ، وَ حُبِّى لَكَ شَفِيعِى إِلَيْكَ، وَ أَنَا واثِقٌ مِنْ دَلِيلِى بِدَلالَتِكَ، وَ ساكِنٌ مِنْ شَفِيعِى إِلىٰ شَفاعَتِكَ. أَدْعُوكَ يَا سَيِّدِى بِلِسانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ؛ رَبِّ أُناجِيكَ بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُهُ. أَدْعُوكَ يَا رَبِّ راهِباً راغِباً، راجِياً خائِفاً، إِذا رَأَيْتُ مَوْلاىَ ذُنُوبِى فَزِعْتُ، وَ إِذا رَأَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ، فَإِنْ عَفَوْتَ فَخَيْرُ راحِمٍ، وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَغَيْرُ ظالِمٍ، حُجَّتِى يَا اللّٰهُ فِى جُرْأَتِى عَلَىٰ مَسْأَلَتِكَ مَعَ إِتْيانِى مَا تَكْرَهُ، جُودُكَ وَ كَرَمُكَ، وَ عُدَّتِى فِى
از فضل خدا بخواهید که خدا به شما مهربان است، ای آقای من در شأن تو این نیست که دستور به درخواست دهی و از بخشش خودداری کنی، تو با عطاهایت بر اهل مملکتت بسیار کریمی، و بر آنان با محبّت و رأفت بسیار احسان کننده ای. خدایا مرا در کودکی در میان نعمت ها و احسانت پروریدی، و در بزرگسالی نامم را بلند آوازه ساختی، ای آن که مرا در دنیا به احسان و فضل نعمت هایش پرورید و برایم در آخرت به گذشت و کرمش اشاره نمود، ای مولای من معرفتم راهنمایم به سوی تو، و عشقم به تو واسطه ام به پیشگاه توست، من از دلیلم به دلالت تو مطمئن، و از واسطه ام به شفاعت تو در آرامشم، ای آقایم تو را به زبانی می خوانم که گناهش او را ناگویا نموده، و با دلی با تو مناجات می کنم که جرمش او را هلاک ساخته، تو را می خوانم ای پروردگارم در حال هراس و اشتیاق و امید و بیم، مولای من هرگاه گناهانم را می بینم بی تاب می گردم، و هرگاه کرمت را مشاهده می کنم، به طمع می افتم، پس اگر از من درگذری بهترین رحم کننده ای، و اگر عذاب کنی ستم نکرده ای، خدایا حجّت من در گستاخی بر درخواست از تو، با ارتکاب آنچه از آن کراهت داری جود و کرم توست، و ذخیره ام در
شِدَّتِى مَعَ قِلَّةِ حَيائِى، رَأْفَتُكَ وَ رَحْمَتُكَ، وَ قَدْ رَجَوْتُ أَنْ لَاتَخِيبَ بَيْنَ ذَيْنِ وَ ذَيْنِ مُنْيَتِى، فَحَقِّقْ رَجائِى، وَ اسْمَعْ دُعائِى، يَا خَيْرَ مَنْ دَعاهُ داعٍ، وَ أَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ، عَظُمَ يَا سَيِّدِى أَمَلِى وَ ساءَ عَمَلِى، فَأَعْطِنِى مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ أَمَلِى، وَ لَا تُؤاخِذْنِى بِأَسْوَءِ عَمَلِى فَإِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبِينَ، وَ حِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافٰاةِ الْمُقَصِّرِينَ،
سختی ها با کمی حیا همانا رأفت و رحمت توست، و امیدم بر ان است که بین حجّت و ذخیره ام آرزویم را نومید نکنی، پس امیدم را تحقق بخش، و دعایم را بشنو، ای بهترین کسی که خواننده ای او را خوانده، و برترین کسی که امیدواری به او امید بسته، ای آقای من آرزویم بزرگ شده، و کردارم زشت گشته، پس به اندازه آرزیم از عفوت به من ببخش، و به زشت ترین کردارم مرا سرزنش مکن، زیرا کرمت برتر از کیفر گنهکاران و بردباریت بزرگتر از مکافات تبهکاران است،
وَأَنَا يَا سَيِّدِى عائِذٌ بِفَضْلِكَ، هارِبٌ مِنْكَ إِلَيْكَ، مُتَنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ أَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً، وَ مَا أَنَا يَا رَبِّ وَ مَا خَطَرِى، هَبْنِى بِفَضْلِكَ، وَ تَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعَفْوِكَ، أَيْ رَبِّ جَلِّلْنِي بِسِتْرِكَ، وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِيخِى بِكَرَمِ وَجْهِكَ، فَلَوِ اطَّلَعَ الْيَوْمَ عَلَىٰ ذَنْبِى غَيْرُكَ مَا فَعَلْتُهُ، وَلَوْ خِفْتُ تَعْجِيلَ الْعُقُوبَةِ لَاجْتَنَبْتُهُ، لَا لِأَنَّكَ أَهْوَنُ النَّاظِرِينَ [إِلَیَّ ]، وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ [عَلَیَّ ]، بَلْ لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیْرُ السَّاتِرِینَ، وَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ، وَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ،
و من ای آقایم پناهنده به فضل توام، گریزان از تو به سوی توام، خواستار تحقق چیزی هستم که وعده کردی، و آن گذشت تو از کسی که گمانش را به تو نیکو کرده، چه هستم من ای پروردگارم، و اهمیت من چیست؟ به فضلت مرا ببخش، و به گذشتت بر من صدقه بخش، پروردگارا مرا به پرده پوشی ات بپوشان، و از توبیخم به کرم ذاتت درگذر، اگر امروز جز تو بر گناهم آگاه می شد، آن را انجام نمی دادم، و اگر از زود رسیدن عقوبت می ترسیدم، از آن دوری می کردم، گناهم نه به این خاطر بود که تو سبک ترین بینندگانی و بی مقدارترین آگاهان، بلکه پروردگارا از این جهت بود که تو بهترین پرده پوشی، و حاکم ترین حاکمان، و کریم ترین کریمانی،
سَتَّارُ الْعُيُوبِ، غَفَّارُ الذُّنُوبِ، عَلَّامُ الْغُيُوبِ، تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ، وَ تُؤَخِّرُ الْعُقُوبَةَ بِحِلْمِكَ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَىٰ حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ، وَ عَلَىٰ عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ، وَ يَحْمِلُنِى وَ يُجَرِّئُنِى عَلَىٰ مَعْصِيَتِكَ حِلْمُكَ عَنِّى، وَ يَدْعُونِى إِلىٰ قِلَّةِ الْحَياءِ سِتْرُكَ عَلَىَّ، وَ يُسْرِعُنِى إِلَى التَّوَثُّبِ عَلَىٰ مَحارِمِكَ مَعْرِفَتِى بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ وَ عَظِيمِ عَفْوِكَ، يَا حَلِيمُ يَا كَرِيمُ، يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ، يَا غافِرَ الذَّنْبِ، يَا قابِلَ التَّوْبِ،
پوشنده عیب ها، آمرزنده گناهان، دانای نهان ها، گناه را با کرمت می پوشانی، و کیفر با بردباری ات به تاخیر می افکنی، سپاس تو را سزاست بر بردباری ات پس از انکه دانستی، و بر گذشتت پس از آنکه توانستی، بردباری ات مرا به جانب گناه می کشد و بر نافرمانی ات جرأت می دهد، پرده پوشی ات بر من مرا به کم حیایی می خواند، و شناختم از رحمت گسترده و بزرگی عفوت، به من در تاختن بر محرّماتت سرعت می دهد! ای شکیبا، ای گرامی، ای زنده، ای به خود پاینده، ای آمرزگار، ای توبه پذیر
يَا عَظِيمَ الْمَنِّ، يَا قَدِيمَ الْإِحْسانِ، أَيْنَ سَتْرُكَ الْجَمِيلُ ؟ أَيْنَ عَفْوُكَ الْجَلِيلُ ؟ أَيْنَ فَرَجُكَ الْقَرِيبُ ؟ أَيْنَ غِياثُكَ السَّرِيعُ ؟ أَيْنَ رَحْمَتُكَ الْواسِعَةُ ؟ أَيْنَ عَطاياكَ الْفاضِلَةُ؟ أَيْنَ مَواهِبُكَ الْهَنِيئَةُ ؟ أَيْنَ صَنائِعُكَ السَّنِيَّةُ ؟ أَيْنَ فَضْلُكَ الْعَظِيمُ ؟ أَيْنَ مَنُّكَ الْجَسِيمُ؟ أَيْنَ إِحْسانُكَ الْقَدِيمُ ؟ أَيْنَ كَرَمُكَ يَا كَرِيمُ ؟ (بِهِ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ) فَاسْتَنْقِذْنِى، وَ بِرَحْمَتِكَ فَخَلِّصْنِى. يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ،
ای بزرگ نعمت، ای دیرینه احسان، پرده پوشی زیبایت کجاست، گذشت بزرگت کجاست، گشایش نزدیکت کجاست، فریادرسی زودت کجاست، رحمت گسترده ات کجاست، عطاهای برترت کجاست، موهبت های گوارایت کجاست، جایزه های شایانت کجاست، فضل بزرگت کجاست، عطای عظیمت کجاست، احسان دیرینه ات کجاست، کرمت کجاست، ای کریم، به حق کرمت و «به محمّد و خاندان محمّد» مرا رهایی بخش، و به رحمتت مرا خلاص کن، ای نیکوکار، ای زیباکار،
يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ، لَسْتُ أَتَّكِلُ فِى النَّجاةِ مِنْ عِقابِكَ عَلَىٰ أَعْمالِنا، بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَيْنا، لِأَنَّكَ أَهْلُ التَّقْوىٰ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ؛ تُبْدِئُ بِالْإِحْسانِ نِعَماً، وَ تَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ كَرَماً، فَما نَدْرِى مَا نَشْكُرُ أَجَمِيلَ مَا تَنْشُرُ؟! ام قَبِيحَ مَا تَسْتُرُ؟! أم عَظِيمَ مَا أَبْلَيْتَ وَ أَوْلَيْتَ؟! أم كَثِيرَ مَا مِنْهُ نَجَّيْتَ وَ عافَيْتَ ؟! يَا حَبِيبَ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَيْكَ، وَ يَا قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لاذَبِكَ وَ انْقَطَعَ إِلَيْكَ أَنْتَ الْمُحْسِنُ،
ای نعمت ده، ای فزونی بخش، من آن نیستم که در رهایی از کیفرت بر اعمالمان تکیه کنم، بلکه به احسانت بر ما اعتماد دارم، چرا که تو اهل تقوا و مغفرتی، از باب نعمت دهی ابتدای به احسان می کنی، و از جهت کرم از گناه در می گذری، پس نمی دانم از چه سپاس گویم، از زیبایی که می گسترانی، یا کار زشتی که می پوشانی، یا بزرگ آزمونی که آزمودی و شایسته نیکی نمودی، یا آن همه مشکلی که مرا از آن رهانیدی، و سلامت کامل بخشیدی؟! ای محبوب آن که به تو دوستی ورزید، ای نور چشم کسی که به تو پناه آورد و برای رسیدن به تو از دیگران گسست، تو نیکوکاری
وَنَحْنُ الْمُسِيئُونَ، فَتَجاوَزْ يَا رَبِّ عَنْ قَبِيحِ مَا عِنْدَنا، بِجَمِيلِ مَا عِنْدَكَ، وَ أَىُّ جَهْلٍ يَا رَبِّ لَايَسَعُهُ جُودُكَ ؟! أَوْ أَىُّ زَمانٍ أَطْوَلُ مِنْ أَناتِكَ ؟! وَ مَا قَدْرُ أَعْمالِنا فِى جَنْبِ نِعَمِكَ ؟! وَ كَيْفَ نَسْتَكْثِرُ أَعْمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ ؟! بَلْ كَيْفَ يَضِيقُ عَلَى الْمُذْنِبِينَ مَا وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ ؟ يَا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يَا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ، فَوَعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِى لَوْ نَهَرْتَنِى مَا بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ،
و ما بدکارانیم، به زیبایی آنچه نزد توست، از زشتی آنچه پیش ماست درگذر، پروردگارا کدام جهلی است که جود تو گنجایش آن را نداشته باشد، و کدام زمان طولانی تر از مهلت دادن توست، در کنار نعمت هایت ارزش اعمال ما چیست، چگونه اعمال خود را بسیار انگاریم، تا با آن ها با کرمت برابری کنیم، بلکه چگونه بر گنهگاران تنگ شود آنچه از رحمتت شاملشان شده؟، ای گسترده آمرزش، ای گشاده دست به رحمت، ای آقای من به عزّتت سوگند، اگر مرا برانی از درگاهت دور نخواهم شد،
وَ لا کَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِکَ، لِمَا انْتَهَی إِلَیَّ مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ، و أَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشاءُ، تُعَذِّبُ مَنْ تَشاءُ بِما تَشاءُ كَيْفَ تَشاءُ، وَ تَرْحَمُ مَنْ تَشاءُ بِما تشاءُ كَيْفَ تَشاءُ، لَاتُسْأَلُ عَنْ فِعْلِكَ، وَ لَا تُنازَعُ فِى مُلْكِكَ، وَ لَا تُشارَكُ فِى أَمْرِكَ،
و از چاپلوسی و تملق نسبت به تو دست نخواهم کشید، به خاطر شناختی که به جود و کرمت پیدا کرده ام، تو انجام دهی آنچه را که خواهی، هرکه را بخواهی عذاب می کنی به هرچه که بخواهی و به هر صورتی که بخواهی، و رحم می کنی هرکه را بخواهی، به هرچه که بخواهی و به هر کیفیت که بخواهی، از آنچه کنی بازخواست نشوی، و در فرمانروایی ات نزاع در نگیرد، و کسی در کارت شریکت نگردد،
وَ لَا تُضادُّ فِى حُكْمِكَ، وَ لَا يَعْتَرِضُ عَلَيْكَ أَحَدٌ فِى تَدْبِيرِكَ، لَكَ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللّٰهُ رَبُّ الْعالَمِينَ. يَا رَبِّ هٰذَا مَقامُ مَنْ لاذَبِكَ، وَ اسْتَجارَ بِكَرَمِكَ، وَ أَلِفَ إِحْسانَكَ وَ نِعَمَكَ، وَ أَنْتَ الْجَوادُ الَّذِى لَايَضِيقُ عَفْوُكَ، وَ لَا يَنْقُصُ فَضْلُكَ، وَ لَا تَقِلُّ رَحْمَتُكَ، وَ قَدْ تَوَثَّقْنا مِنْكَ بِالصَّفْحِ الْقَدِيمِ، وَ الْفَضْلِ الْعَظِيمِ،
و در داوری ات با تو هماورد نشود، و در تدبیرت احدی بر تو اعتراض نکند، آفرینش و فرمان توراست، منزّه است خدا پروردگار جهانیان، پروردگارا این است جایگاه کسی که به پناهت آمد، و به کرمت پناهنده گشت، و به احسان و نعمت هایت الفت جست، تویی آن سخاوتمندی که گذشتت به تنگی نمی رسد، و احسانت کاهش نمی پذیرد، و رحمتت کم نمی شود، و به یقین از چشم پوشی دیرینت، و فضل بزرگت،
وَ الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ، فَتُراكَ يَا رَبِّ تُخْلِفُ ظُنُونَنا أَوْ تُخَيِّبُ آمالَنا ؟ كَلَّا يَا كَرِيمُ فَلَيْسَ هَذَا ظَنُّنا بِكَ وَ لَا هٰذَا فِيكَ طَمَعُنَا، يَا رَبِّ إِنَّ لَنا فِيكَ أَمَلاً طَوِيلاً كَثِيراً، إِنَّ لَنا فِيكَ رَجاءً عَظِيماً، عَصَيْناكَ وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتُرَ عَلَيْنا،
و رحمت گسترده ات اعتماد نمودیم، آیا ممکن است پروردگارا برخلاف گمان های ما به خویش رفتار کنی، یا آرزوهایمان را نسبت به رحمتت نومید سازی هرگز ای بزرگوار، چنین گمانی به تو نیست، و طمع ما درباره تو این چنین نمی باشد، پروردگارا، ما را درباره تو آروزی طولانی بسیاری است، ما را در حق تو امید بزرگی است، از تو نافرمانی کردیم و حال آنکه امیدواریم گناه را بر ما بپوشانی،
وَدَعَوْناكَ وَ نَحْنُ نَرْجُو أَنْ تَسْتَجِيبَ لَنا، فَحَقِّقْ رَجاءَنا مَوْلانا، فَقَدْ عَلِمْنا مَا نَسْتَوْجِبُ بِأَعْمالِنا، وَ لٰكِنْ عِلْمُكَ فِينا، وَ عِلْمُنا بِأَنَّكَ لَاتَصْرِفُنا عَنْكَ، حَثَّنا عَلَى الرَّغْبَةِ إِلَيْكَ، وَ إِنْ كُنَّا غَيْرَ مُسْتَوْجِبِينَ لِرَحْمَتِكَ، فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَيْنا وَ عَلَى الْمُذْنِبِينَ، بِفَضْلِ سَعَتِكَ،
و تو را خواندیم، و امیدواریم که بر ما اجابت کنی، مولای ما امیدمان را تحقق بخش، ما دانستیم که با کردارمان سزاوار چه خواهیم بود، ولی دانش تو درباره ما، و و آگاهی ما به اینکه ما را از درگاهت نمیرانی، گرچه ما سزاوار رحمتت نیستیم ولی تو شایسته آنی که بر ما و بر گنهکاران به فضل گسترده ات جود کنی،
فَامْنُنْ عَلَيْنا بِما أَنْتَ أَهْلُهُ وَ جُدْ عَلَيْنا فَإِنَّا مُحْتاجُونَ إِلىٰ نَيْلِكَ، يَا غَفَّارُ بِنُورِكَ اهْتَدَيْنا، وَ بِفَضْلِكَ اسْتَغْنَيْنا، وَ بِنِعْمَتِكَ أَصْبَحْنا وَ أَمْسَيْنا، ذُنُوبُنا بَيْنَ يَدَيْكَ نَسْتَغْفِرُكَ اَللّٰهُمَّ مِنْها وَ نَتُوبُ إِلَيْكَ، تَتَحَبَّبُ إِلَيْنا بِالنِّعَمِ وَ نُعارِضُكَ بِالذُّنُوبِ، خَيْرُكَ إِلَيْنا نازِلٌ، وَ شَرُّنا إِلَيْكَ صاعِدٌ، وَ لَمْ يَزَلْ وَ لَا يَزالُ مَلَكٌ كَرِيمٌ يَأْتِيكَ عَنَّا بِعَمَلٍ قَبِيحٍ فَلا يَمْنَعُكَ ذٰلِكَ مِنْ أَنْ تَحُوطَنا بِنِعَمِكَ، وتَتَفَضَّلَ عَلَيْنا بِآلائِكَ، فَسُبْحانَكَ مَا أَحْلَمَكَ وَ أَعْظَمَكَ وَ أَكْرَمَكَ، مُبْدِئاً وَ مُعِیداً. تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُکَ. وَ جَلَّ ثَنَاؤُکَ، وَ کَرُمَ صَنَائِعُکَ وَ فِعَالُکَ ؛ أَنْتَ إِلَهِی
پس آن گونه که شایسته آنی بر ما منّت گذار، و بر ما جود کن، که ما نیازمند به عطای توییم، ای آمرزگار، به نور تو هدایت شدیم، و به فضل تو بی نیاز گشتیم، و به نعمتت بامداد نمودیم و شامگاه کردیم، گناهان ما پیش روی توست، خدایا از گناهانمان از تو آمرزش می خواهیم، و به سوی تو باز می گردیم، تو با نعمتها به ما مهر می ورزی و ما با گناهان با تو مقابله می کنیم، خیرت به سوی ما سرازیر است، و بدی ما به سوی تو بالا می آید، همواره فرشته کریمی، از ما کردار زشت به جانب تو می آید، و این امر مانع نمی شود از اینکه ما را با نعمت هایت فراگیری، و به عطاهای برجسته ات بر ما تفضّل نمایی، منزّهی تو، چه بردبار و بزرگ و کریمی، آغاز کننده به نیکی و تکرار کننده آنی، نام هایت مقدس، و ثنایت عظیم، و رفتارها و کردارهایت کریمانه است، خدایا، فضلت
أَوأَوْسَعُ فَضْلاً، وَ أَعْظَمُ حِلْماً مِنْ أَنْ تُقايِسَنِى بِفِعْلِى وَ خَطِيئَتِى، فَالْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ، سَيِّدِى سَيِّدِى سَيِّدِى! اَللّٰهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ، وَ أَعِذْنا مِنْ سَخَطِكَ، وَ أَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ، وَ ارْزُقْنا مِنْ مَواهِبِكَ، وَ أَنْعِمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلِكَ، وَ ارْزُقْنا حَجَّ بَيْتِكَ، وَ زِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ، صَلَواتُكَ وَ رَحْمَتُكَ وَ مَغْفِرَتُكَ وَ رِضْوانُكَ عَلَيْهِ، وَ عَلَىٰ أَهْلِ بَيْتِهِ إِنَّكَ قَرِيبٌ مُجِيبٌ، وَ ارْزُقْنا عَمَلاً بِطاعَتِكَ، وَ تَوَفَّنا عَلَىٰ مِلَّتِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. اَللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ لِوالِدَىَّ، وَ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِى صَغِيراً، اجْزِهِما بِالْإِحْسانِ إِحْساناً، وَبِالسَّيِّئاتِ غُفْراناً،
گسترده تر، و بردباری ات بزرگ تر از آن است که مرا به کردار ناپسند و خطاکاری ام بسنجی، پس گذشت نما، گذشت نما، گذشت نما، آقای من، آقای من، آقای من. ما را به ذکرت مشغول کن، و از خشمت پناه ده، و از عذابت نجات بخش، و از مواهبت روزی کن، و از فضلت بر ما انعام فرما، و زیارت خانه ات، و زیارت مرقد پیامبرت را روزی ما کن، صلوات و رحمت و مغفرت و رضوانت بر پیامبر و خاندانش، تو نزدیک و جواب دهنده هستی، عمل به طاعتت را روزی ما گردان، و ما را بر دینت و بر روش پیامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) بمیران. خدایا من و پدر و مادرم را بیامرز و به هر دو آن ها رحم کن، چنان که مرا به گاه کودکی پروردند، احسان هردو را به احسان، و بدیهایشان را به آمرزش پاداش ده.
اللّهمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ، الْأَحْیَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ، وَ تَابِعْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ بِالْخَیْرَاتِ (فِی الْخَیْرَاتِ)؛ اللّهمَّ اغْفِرْ لِحَیِّنَا وَ مَیِّتِنَا، وَ شَاهِدِنَا وَ غَائِبِنَا، ذَکَرِنَا وَ أُنْثَانَا (إِنَاثِنَا)، صَغِیرِنَا وَ کَبِیرِنَا، حُرِّنَا وَ مَمْلُوکِنَا، کَذَبَ الْعَادِلُونَ بِاللّه،
خدایا مردان و زنان مؤمن را بیامرز، چه زنده و چه مرده آن ها را، و بین ما و آنان با نیکی ها پیوند ده. خدایا بیامرز زنده و مرده ما را، حاضر و غائب ما را، مرد زن ما را، کوچک و بزرگ ما را، آزاد و غیر آزاد ما را، برگشتگان از خدا دروغ گفتند،
وَ ضَلُّوا ضَلالاً بَعِیداً، وَ خَسِرُوا خُسْرَاناً مُبِینا، اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اخْتِمْ لِى بِخَيْرٍ، وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ دُنْياىَ وَ آخِرَتِى، وَ لَا تُسَلِّطْ عَلَىَّ مَنْ لَايَرْحَمُنِى، وَ اجْعَلْ عَلَىَّ مِنْكَ واقِيَةً باقِيَةً،
و گمراه شدند گمراهی دوری، و زیان کردند، زیانی آشکار. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و برایم ختم به خیر فرما، و مرا از آنچه که بی قرارم کرده از کار دنیا و آخرتم کفایت کن، و کسی که مرا رحم نمی کنم بر من چیره مساز، و بر من از سوی خود نگهبانی همیشگی قرار ده،
وَ لَا تَسْلُبْنِى صالِحَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ، وَ ارْزُقْنِى مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَيِّباً. اَللّٰهُمَّ احْرُسْنِى بِحَراسَتِكَ، وَ احْفَظْنِى بِحِفْظِكَ، وَ اكْلَأْنِى بِكَلاءَتِكَ، وَ ارْزُقْنِى حَجَّ بَيْتِكَ [الْحَرامِ]، فِى عامِنا هٰذَا وَ فِى كُلِّ عامٍ، وَ زِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ، وَ لا تُخْلِنِى يَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ الْمَواقِفِ الْكَرِيمَةِ
و از من شایسته های آنچه را که انعام کردی مگیر، و از فضلت روزی گسترده حلال پاکیزه نصیب من کن. خدایا به نگهبانی ات مرا نگهبانی کن، و به نگهداری ات مرا نگهدار و به پاسداری ات از من پاسداری فرما، و زیارت خانه ات را در این سال و در هر سال، و زیارت مرقد پیامبرت و امامان (درود بر آنان) را روزی من کن، پروردگارا از این مشاهد پر شرف و مواقف بس گرامی مرا محروم مساز.
اَللّٰهُمَّ تُبْ عَلَىَّ حَتَّىٰ لَاأَعْصِيَكَ، وَ أَلْهِمْنِى الْخَيْرَ وَ الْعَمَلَ بِهِ، وَ خَشْيَتَكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ مَا أَبْقَيْتَنِى، يَا رَبَّ الْعالَمِينَ. اَللّٰهُمَّ إِنِّى كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ (تَعَبَّیْتُ)، وَ قُمْتُ لِلصَّلاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُکَ، أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاساً إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ،
خدایا به من روی آور تا نافرمانی ات نکنم، و خیر و عمل به آن وحشت از خویش را در شب و روز، تا گاهی که زنده ام می داری ای پروردگار جهانیان به من الهام فرما. خدایا هرگاه گفتم مهیا و آماده شدم و در پیشگاهت به نماز ایستاد و با تو راز گفتم، چرتی بر من افکندی، آنگاه که وارد نماز شدم،
وَ سَلَبْتَنِى مُناجاتَكَ إِذا أَنَا ناجَيْتُ. مالِى؟ كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَرِيرَتِى، وَ قَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوَّابِينَ مَجْلِسِى، عَرَضَتْ لِى بَلِيَّةٌ أَزالَتْ قَدَمِى، وَ حالَتْ بَيْنِى وَ بَيْنَ خِدْمَتِكَ
و حال راز گفتن را از من گرفتی آنگاه که با تو راز و نیاز کردم، مرا چه شده؟ هرگاه گفتم نهانم شایسته شد، و جایگاهم به جایگاه توبه کنندگان نزدیک گشته برایم گرفتاری پیش آمد، بر اثر آن گرفتاری پایم لغزید، و میان من و خدمت به تو مانع شد
سَيِّدِى، لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَنِى، وَ عَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِى، أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْصَيْتَنِى، أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنِى، أَوْ لَعَلَّكَ وَ جَدْتَنِى فِى مَقامِ الْكاذِبِينَ فَرَفَضْتَنِى، أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى غَيْرَ شاكِرٍ لِنَعْمائِكَ فَحَرَمْتَنِى، أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلْتَنِى، أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى فِى الْغافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِى، أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى آلِفَ مَجالِسِ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِى وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِى، أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعائِى فَباعَدْتَنِى، أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِى وَ جَرِيرَتِى كافَيْتَنِى، أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی، فَإِنْ عَفَوْتَ یَا رَبِّ، فَطَالَمَا عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبِینَ قَبْلِی، لِأَنَّ کَرَمَکَ أَیْ رَبِّ یَجِلُّ عَنْ
سرور من شاید مرا از درگاهت رانده ای، و از خدمتت عزل نموده ای، یا مرا دیده ای که حقّت را سبک می شمارم پس از پیشگاهت دورم ساختی، یا شاید مرا روی گردان از خود مشاهده کردی، پس مرا مورد خشم قرار دادی یا شاید مرا در جایگاه دروغگویان یافتی، پس به دورم انداختی، یا شاید مرا نسبت به نعمت هایت ناسپاس دیدی، پس محرومم نمودی، یا شاید مرا از هم نشینی دانشمندان غایب یافتی، پس خوارم نمودی، یا شاید مرا در گروه غافلان دیدی، پس از رحمتت ناامیدم کردی، یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکاره ها دیدی. پس مرا به آنان واگذاشتی، یا شدی دوست نداشتی دعایم را بشنوی پس دورم نمودی، یا شاید به خاطر جرم و جنایتم کیفرم نمودی، یا شاید برای کمی حیایم از تو مجازاتم نمودی، پس اگر پروردگارا عفو کنی، سابقه اینکه از گناهکاران پیش از من گذشته ای طولانی است، زیرا کرمت پروردگارا
مُكافاةِ الْمُقَصِّرِينَ، وَ أَنَا عائِذٌ بِفَضْلِكَ، هارِبٌ مِنْكَ إِلَيْكَ، مُتَنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ أَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً. إِلٰهِى أَنْتَ أَوْسَعُ فَضْلاً، وَ أَعْظَمُ حِلْماً مِنْ أَنْ تُقايِسَنِى بِعَمَلِى، أَوْ أَنْ تَسْتَزِلَّنِى بِخَطِيئَتِى، وَ مَا أَنَا يَا سَيِّدِى وَ مَا خَطَرِى؟
از مجازات اهل تقصیر بسیار بزرگ تر است، و من پناهنده به فضل توام، از تو به تو گریزانم، خواهان چیزی هستم که وعده داده ای. و آن چشم پوشی از کسانی است که به تو گمان نیک برده اند، خدایا فضل تو گسترده تر، و بردباری ات بزرگ تر از آن است که مرا به کردارم بسنجی، یا به خطایم بلغزانی، ای آقایم من چیستم، و چه ارزشی دارم،
هَبْنِى بِفَضْلِكَ سَيِّدِى، وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفْوِکَ، وَ جَلِّلْنِی بِسَتْرِکَ، وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِی بِکَرَمِ وَجْهِکَ، سَیِّدِی، أَنَا الصَّغِیرُ الَّذِی رَبَّیْتَهُ، وَ أَنَا الْجَاهِلُ الَّذِی عَلَّمْتَهُ، وَ أَنَا الضَّالُّ الَّذِی هَدَیْتَهُ، وَ أَنَا الْوَضِیعُ الَّذِی رَفَعْتَهُ، وَ أَنَا الْخَائِفُ الَّذِی آمَنْتَهُ، وَ الْجَائِعُ الَّذِی أَشْبَعْتَهُ، وَ الْعَطْشَانُ الَّذِی أَرْوَیْتَهُ، وَ الْعَارِی الَّذِی کَسَوْتَهُ، وَ الْفَقِیرُ الَّذِی أَغْنَیْتَهُ، وَ الضَّعِیفُ الَّذِی قَوَّیْتَهُ، وَ الذَّلِیلُ الَّذِی أَعْزَزْتَهُ، وَ السَّقِیمُ الَّذِی شَفَیْتَهُ، وَ السَّائِلُ الَّذِی أَعْطَیْتَهُ، وَ الْمُذْنِبُ الَّذِی سَتَرْتَهُ، وَ الْخَاطِئُ الَّذِی أَقَلْتَهُ، وَ أَنَا الْقَلِیلُ الَّذِی کَثَّرْتَهُ، وَ الْمُسْتَضْعَفُ الَّذِی
سرور من مرا به فضلت ببخش، و با گذشت بر من کرم فرما، و به پرده پوشی ات خطاهایم را بپوشان، و به کرم وجودت از توبیخم درگذر، آقای من منم کودکی که پروریدی، منم نادانی که دانا نمودی، منم گمراهی که هدایت کردی، منم افتاده ای که بلندش نمودی، منم هراسانی که امانش دادی، و گرسنه ای که سیرش نمودی، و تشنه ای که سیرابش کردی، و برهنه ای که لباسش پوشاندی، و تهیدستی که توانگرش ساختی، و ناتوانی که نیرومندش نمودی، و خواری که عزیزش فرمودی، و بیماری که شفایش دادی، و خواهشمندی که عطایش کردی، و گنه کاری که گناهش را بر او پوشاندی، و خطاکاری که نادیده اش گرفتی، و اندکی که بسیارش فرمودی، و ناتوان شمرده ای که
نَصَرْتَهُ، وَ أَنَا الطَّرِيدُ الَّذِى آوَيْتَهُ، أَنَا يَا رَبِّ الَّذِى لَمْ أَسْتَحْيِكَ فِى الْخَلاءِ، وَ لَمْ أُراقِبْكَ فِى الْمَلاءِ، أَنَا صاحِبُ الدَّواهِى الْعُظْمىٰ، أَنَا الَّذِى عَلَىٰ سَيِّدِهِ اجْتَرَى، أَنَا الَّذِى عَصَيْتُ جَبَّارَ السَّماءِ، أَنَا الَّذِى أَعْطَيْتُ عَلَىٰ مَعاصِى الْجَلِيلِ الرُّشى، أَنَا الَّذِى حِينَ بُشِّرْتُ بِها خَرَجْتُ إِلَيْها أَسْعىٰ، أَنَا الَّذِى أَمْهَلْتَنِى فَمَا ارْعَوَيْتُ، وَ سَتَرْتَ عَلَىَّ فَمَا اسْتَحْيَيْتُ، وَ عَمِلْتُ بِالْمَعاصِى فَتَعَدَّيْتُ،
یاری اش دادی، و رانده شده ای که مأوایش بخشیدی، من پروردگارا کسی هستم که در خلوت از تو حیا نکردم، و در آشکار از تو ملاحظ ننمودم، منم صاحب مصیبت های بزرگ، منم آن که بر آقایش گستاخی کرد، منم آن که جبّار آسمان را نافرمانی کرد، منم آن که بر معاصی بزرگ رشوه دادم، منم آن که هرگاه به گناهی مژده داده میشدم شتابان به سویش می رفتم، منم آن که مهلتم دادی باز نایستادم، و بر من پرده پوشاندی حیا نکردم، و مرتکب گناهان شدم و از اندازه گذراندم
وَ أَسْقَطْتَنِی مِنْ عَیْنِکَ [عِنْدِکَ ] فَمَا بَالَیْتُ، فَبِحِلْمِکَ أَمْهَلْتَنِی، وَ بِسِتْرِکَ سَتَرْتَنِی، حَتَّی کَأَنَّکَ أَغْفَلْتَنِی وَ مِنْ عُقُوبَاتِ الْمَعَاصِی جَنَّبْتَنِی، حَتَّی کَأَنَّکَ اسْتَحْیَیْتَنِی. إِلَهِی لَمْ أَعْصِکَ حِینَ عَصَیْتُکَ، وَ أَنَا بِرُبُوبِیَّتِکَ جَاحِدٌ، وَ لا بِأَمْرِکَ مُسْتَخِفٌّ، وَ لا لِعُقُوبَتِکَ مُتَعَرِّضٌ، وَ لا لِوَعِیدِکَ مُتَهَاوِنٌ، لَکِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی، وَ غَلَبَنِی هَوَایَ، وَ أَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی، وَ غَرَّنِی سِتْرُکَ الْمُرْخَی عَلَیَّ، فَقَدْ عَصَیْتُکَ
و مرا از چشمت انداختی، اهمیت ندادم، پس با بردباری ات مهلتم دادی، و با پرده پوشی ات مرا پوشاندی تا آنچا که گویی مرا از یاد برده ای، و از مجازات گناهان برکنارم داشته ای، گویا تو از من حیا کرده ای!! خدایا، آنگاه که نافرمانی کردم نافرمانی ات نکردم چنان که پروردگاری ات باشم، و نه چنان که سبک شمارنده فرمانت باشم، و نه با گستاخی در معرض کیفرت قرار گیرم، و نه تهیدست را ناچیز شمارم، ولی خطایی بود که بر من عارض شد و نفسم آن را برایم آراست، و بدبختی ام مرا بر آن یاری نمود، و پرده افتاده ات بر من مغرورم نمود، در نتیجه با کوششم
وَ خَالَفْتُکَ بِجُهْدِی ؛ فَالْآنَ مِنْ عَذَابِکَ مَنْ یَسْتَنْقِذُنِی؟ وَ مِنْ أَیْدِی الْخُصَمَاءِ غَدا مَنْ یُخَلِّصُنِی؟
نافرمانی ات نمودم و به مخالفتت برخاستم اکنون چه کس مرا از عذابت نجات می دهند، و فردا از چنگ ستیره جویان و دشمنی کنندگان چه کسی رهایم می کند،
وَ بِحَبْلِ مَنْ أَتَّصِلُ إِنْ أَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَکَ عَنِّی ؟فَوَاسَوْأَتَا عَلَی مَا أَحْصَی کِتَابُکَ مِنْ عَمَلِیَ! الَّذِی لَوْ لا مَا أَرْجُو مِنْ کَرَمِکَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِکَ، وَ نَهْیِکَ إِیَّایَ عَنِ الْقُنُوطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَ مَا أَتَذَکَّرُهَا ؛ یَا خَیْرَ مَنْ دَعَاهُ دَاعٍ، وَ أَفْضَلَ مَنْ رَجَاهُ رَاجٍ. اللّهمَّ بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ، وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ عَلَیْکَ، وَ بِحُبِّی النَّبِیَّ االْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ، الْهَاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهَامِیَّ، الْمَکِّیَّ الْمَدَنِیَّ، أَرْجُو الزُّلْفَةَ لَدَیْکَ، فَلا تُوحِشْ اسْتِینَاسَ إِیمَانِی،
و به رشته چه کسی بپیوندم اگر تو رشته ات را از من بگسلی، مرا چه رسوایی بزرگی است از آنچه کتاب تو از کردارم در شمار آورده، اگر امیدوار به کرم فراوانی رحمتت نبودم، و هم اینکه مرا از ناامیدی نهی نموده ای هرآینه نا امید می شدم به هنگامی که گناهانم را بیاد می آوردم، ای بهترین کسی که خواننده ای او را خواند، و برترین کسی که امیدواری به او امید بست. خدایا به پیمان اسلام به تو توسّل می جویم، و به حرمت قرآن بر تو تکیه می کنم، و به محبّتم نسبت به پیامبر درس ناخوانده قریشی هاشمی عربی تهامی مکّی مدنی، همجواری نزد تو را امید می نمایم، پس انس ایمانی مرا در عرصه وحشت نینداز،
وَ لا تَجْعَلْ ثَوَابِی ثَوَابَ مَنْ عَبَدَ سِوَاکَ، فَإِنَّ قَوْماً آمَنُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ لِیَحْقِنُوا بِهِ دِمَاءَهُمْ، فَأَدْرَکُوا مَا أَمَّلُوا وَ إِنَّا آمَنَّا بِکَ بِأَلْسِنَتِنَا وَ قُلُوبِنَا لِتَعْفُوَ عَنَّا، فَأَدْرِکْنَا مَا أَمَّلْنَا، وَ ثَبِّتْ رَجَاءَکَ فِی صُدُورِنَا، وَ لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا، وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً ؛ إِنَّکَ
و و پاداش مرا، پاداش کسی که غیر تو را عبادت کرده قرار مده، چه اینکه مردمی به زبانشان ایمان آوردند تا جانشان را به این وسیله حفظ کنند، پس به آنچه آرزو داشتند رسیدند، و ما با زبان و دلمان به تو ایمان آوردیم، تا از ما درگذری، پس ما را به آنچه آرزومندیم برسان، و امیدت را در سینه هایمان استوار کن، و دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی گمراه مکن، و از جانب خود ما را ببخش، که تو
أَنْتَ الْوَهَّابُ. فَوَ عِزَّتِکَ لَوِ انْتَهَرْتَنِی مَا بَرِحْتُ مِنْ بَابِکَ، وَ لا کَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِکَ، لِمَا أُلْهِمَ قَلْبِی [یَا سَیِّدِی ] مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِکَرَمِکَ، وَ سَعَةِ رَحْمَتِکَ. إِلَی مَنْ یَذْهَبُ الْعَبْدُ إِلّا إِلَی مَوْلاهُ، وَ إِلَی مَنْ یَلْتَجِئُ الْمَخْلُوقُ إِلّا إِلَی خَالِقِهِ.
بسیار بخشنده ای، به عزتت سوگند اگر مرا برانی، از درگاهت نخواهم رفت، و از چاپلوسی نسبت به تو باز نخواهم ایستاد، به خاطر الهامی که از معرفت به کرمت و گستردگی رحمتت به قلب من شده، بنده به جانب چه کسی جز مولایش میرود؟ و آفریده به چه کسی جز آفریدگارش پناه می برد؟
إِلَهِی لَوْ قَرَنْتَنِی بِالْأَصْفَادِ، وَ مَنَعْتَنِی سَیْبَکَ مِنْ بَیْنِ الْأَشْهَادِ، وَ دَلَلْتَ عَلَی فَضَائِحِی عُیُونَ الْعِبَادِ، وَ أَمَرْتَ بِی إِلَی النَّارِ، وَ حُلْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْأَبْرَارِ، مَا قَطَعْتُ رَجَائِی مِنْکَ، وَ مَا صَرَفْتُ تَأْمِیلِی لِلْعَفْوِ عَنْکَ، وَ لا خَرَجَ حُبُّکَ مِنْ قَلْبِی، أَنَا لا أَنْسَی أَیَادِیَکَ عِنْدِی، وَ سَتْرَکَ عَلَیَّ فِی دَارِ الدُّنْیَا. سَیِّدِی، أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیَا مِنْ قَلْبِی، وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْمُصْطَفَی، وَ آلِهِ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ [وَ] خَاتَمِ النَّبِیِّینَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ. وَ انْقُلْنِی إِلَی دَرَجَةِ التَّوْبَةِ إِلَیْکَ، وَ أَعِنِّی بِالْبُکَاءِ عَلَی نَفْسِی، فَقَدْ أَفْنَیْتُ بِالتَّسْوِیفِ وَ الْآمَالِ عُمُرِی وَ قَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْآیِسِینَ مِنْ
خدایا، اگر مرا با زنجیر ببندی، و عطایت را در میان مردم از من بازداری، و بر رسوایی هایم دیدگان بندگانت را بگشایی، و مرا به سوی دوزخ فرمان دهی، و بین من و نیکان پرده گردی، امیدم را از تو نخواهم برید، و آرزویم را از عفو تو باز نخواهم گرداند، و محبتت از قلبم بیرون نخواهد رفت، من فراوانی عطایت را نزد خود، و پرده پوشی ات را در دار دنیا بر گناهانم فراموش نخواهم کرد، ای آقای من محبت دنیا را از دلم بیرون کن، و میان من و مصطفی پیامبرت و خاندانش، بهترین برگزیدگان از آفریدگانت و پایان بخش پیامبران محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) جمع کن، و مرا به مقام توبه به پیشگاهت برسان، و هر گریه بر خویشتن مرا یاری ده، من عمرم را به امروز و فردا کردن و آرزوهای باطل نابود ساختم، و اینک به جایگاه به نا امیدان از
خَیْرِی [حَیَاتِی ]، فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالاً مِنِّی؟ إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَی مِثْلِ حَالِی إِلَی قَبْرِی، لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی، وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی ؛ وَ مَا لِی لا أَبْکِی! وَ لا أَدْرِی إِلَی مَا یَکُونُ مَصِیرِی، وَ أَرَی نَفْسِی تُخَادِعُنِی، وَ أَیَّامِی تُخَاتِلُنِی، وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ رَأْسِی أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ، فَمَا لِی لا أَبْکِی! أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی ؛ أَبْکِی لِظُلْمَةِ قَبْرِی ؛ أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی ؛ أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیَّایَ ؛
خیر و صلاح فرود آمده ام، پس بدحال تر از من کیست؟ اگر من بر چنین حالی به قبرم وارد شوم، قبری که آن را برای خواب آماده نساخته ام، و برای آرمیدن به کار نیک فرش ننموده ام، و مرا چه شده که گریه نکنم، و حال آنکه نمی دانم بازگشت من به جانب چه خواهد بود، من نفسم را می نگرم که با من نیرنگ می بازد، و روزگار را مشاهده می کنم که مرا می فریبد، و حال آنکه بالهای مرگ بالای سرم به حرکت درآمده، پس مرا چه شده که گریه نکنم، گریه می کنم برای بیرون رفتن جان از بدنم، گریه می کنم برای تاریکی قبرم، گریه می کنم برای تنگی لحدم، گریه می کنم برای پرسش دو فرشته قبر منکر و نکیر از من،
أَبْکِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی عُرْیَاناً ذَلِیلاً، حَامِلاً ثِقْلِی عَلَی ظَهْرِی، أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ یَمِینِی وَ أُخْرَی عَنْ شِمَالِی، إِذِ الْخَلائِقُ فِی شَأْنٍ غَیْرِ شَأْنِی: « لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ ؛ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ؛ ضَاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ، وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَةٌ ؛ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ» وَ ذِلَّةٌ. سَیِّدِی، عَلَیْکَ مُعَوَّلِی وَ مُعْتَمَدِی، وَ رَجَائِی وَ تَوَکُّلِی، وَ بِرَحْمَتِکَ تَعَلُّقِی تُصِیبُ بِرَحْمَتِکَ مَنْ تَشَاءُ، وَ تَهْدِی
گریه می کنم برای درآمدنم از قبر عریان و خوار، درحالی که بار سنگینی را بر دوش می کشم، یک بار از طرف راست و بار دیگر از جانب چپم نگاه می کنم، هنگامی که مردمان در کاری جز کارمنند، چه برای هرکسی از آنان در آن روز کاری است که او را بس است، چهره هایی در آن روز روشن و خندان خوشحال اند، و چهره هایی در آن روز بر آن ها غبار بدفرجامی نشسته، و سیاهی و خواری آن ها را پوشانده، ای آقای من، تکیه و اعتمادم و امید و توکلّم بر تو، و آویختنم بر رحمت توست، هرکه را خواهی
بِکَرَامَتِکَ مَنْ تُحِبُّ ؛ فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَی مَا نَقَّیْتَ مِنَ الشِّرْکِ قَلْبِی، وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی بَسْطِ لِسَانِی، أَ فَبِلِسَانِی هَذَا الْکَالِّ أَشْکُرُکَ، أم بِغَایَةِ جُهْدِی فِی عَمَلِی أُرْضِیکَ؟! وَ مَا قَدْرُ لِسَانِی یَا رَبِّ فِی جَنْبِ شُکْرِکَ، وَ مَا قَدْرُ عَمَلِی فِی جَنْبِ نِعَمِکَ وَ إِحْسَانِکَ. إِلَهِی إِنَّ جُودَکَ بَسَطَ أَمَلِی، وَ شُکْرَکَ قَبِلَ عَمَلِی. سَیِّدِی إِلَیْکَ رَغْبَتِی، وَ إِلَیْکَ [مِنْکَ ] رَهْبَتِی، وَ إِلَیْکَ تَأْمِیلِی، وَ قَدْ سَاقَنِی إِلَیْکَ أَمَلِی، وَ عَلَیْکَ [إِلَیْکَ ] یَا وَاحِدِی عَکَفَتْ هِمَّتِی، وَ فِیمَا عِنْدَکَ انْبَسَطَتْ رَغْبَتِی، وَ لَکَ خَالِصُ رَجَائِی وَ خَوْفِی، وَ بِکَ أَنِسَتْ مَحَبَّتِی، وَ إِلَیْکَ أَلْقَیْتُ بِیَدِی، وَ بِحَبْلِ طَاعَتِکَ مَدَدْتُ رَهْبَتِی. [یَا] مَوْلایَ بِذِکْرِکَ عَاشَ قَلْبِی وَ بِمُنَاجَاتِکَ بَرَّدْتُ أَلَمَ الْخَوْفِ عَنِّی، فَیَا مَوْلایَ، وَ یَا مُؤَمَّلِی، وَ یَا مُنْتَهَی سُؤْلِی فَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَ ذَنْبِی. الْمَانِعِ لِی مِنْ لُزُومِ طَاعَتِکَ فَإِنَّمَا أَسْأَلُکَ لِقَدِیمِ الرَّجَاءِ فِیکَ،
به رحمتت رسانی، و با کرامتت هرکه را دوست داری هدایت کنی، پس تو را سپاس بر اینکه قلبم را از شرک پاک نمودی، و برای تو سپاس بر گشودن زبانم، آیا با این زبان کندم تو را شکر کنم، یا با نهایت کوشش در کارم تو را خشنود نمایم، پروردگارا ارزش زبانم در کنار شکرت چیست، و قیمت کارم در برابر نعمت هایت و احسانت چه اندازه است؟! خدایا، جودت آرزویم را گسترد، و سپاست عملم را پذیرفت، ای آقای من میلم به سوی توست، و ترسم از جانب توست، و آرزویم به پیشگاه توست، آرزویم مرا به سوی تو کسانده و همّتم بر درگاه تو ای خدای یگانه معتکف شده، و رغبتم در آنچه نزد توست فزونی یافته، امید خالص و بیمم برای توست، و محبّتم به تو انس گرفته، و دستم را به جانب تو انداختم، و ترسم را به سوی رشته طاعت تو کشیدم، ای مولای من دلم به یاد تو زندگی کرد، و با مناجات با تو آتش هراس را بر خود سرد نمودم، ای مولایم و ای آرزویم و ای نهایت خواسته ام، میان من و گناهم جدایی انداز، گناهی که بازدارنده من از ملامت طاعت توست، تنها از تو درخواست می کنم، به خاطر امید دیرینه به تو،
وَ عَظِیمِ الطَّمَعِ مِنْکَ، الَّذِی أَوْجَبْتَهُ عَلَی نَفْسِکَ مِنَ الرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ، فَالْأَمْرُ لَکَ وَحْدَکَ، لا شَرِیکَ لَکَ وَ الْخَلْقُ کُلُّهُمْ عِیَالُکَ وَ فِی قَبْضَتِکَ، وَ کُلُّ شَیْءٍ خَاضِعٌ لَکَ تَبَارَکْتَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ. إِلَهِی ارْحَمْنِی إِذَا انْقَطَعَتْ حُجَّتِی، وَ کَلَّ عَنْ جَوَابِکَ لِسَانِی، وَ طَاشَ عِنْدَ سُؤَالِکَ إِیَّایَ لُبِّی، فَیَا عَظِیمَ رَجَائِی لا تُخَیِّبْنِی إِذَا اشْتَدَّتْ فَاقَتِی، وَ لا تَرُدَّنِی لِجَهْلِی وَ لا تَمْنَعْنِی لِقِلَّةِ صَبْرِی أَعْطِنِی لِفَقْرِی، وَ ارْحَمْنِی لِضَعْفِی سَیِّدِی عَلَیْکَ مُعْتَمَدِی وَ مُعَوَّلِی، وَ رَجَائِی وَ تَوَکُّلِی، وَ بِرَحْمَتِکَ تَعَلُّقِی، وَ بِفِنَائِکَ أَحُطُّ رَحْلِی وَ بِجُودِکَ أَقْصِدُ طَلِبَتِی، وَ بِکَرَمِکَ أَیْ رَبِّ أَسْتَفْتِحُ دُعَائِی، وَ لَدَیْکَ أَرْجُو فَاقَتِی، وَ بِغِنَاکَ أَجْبُرُ عَیْلَتِی، وَ تَحْتَ ظِلِّ عَفْوِکَ قِیَامِی، وَ إِلَی جُودِکَ وَ کَرَمِکَ أَرْفَعُ بَصَرِی، وَ إِلَی مَعْرُوفِکَ أُدِیمُ نَظَرِی، فَلا تُحْرِقْنِی بِالنَّارِ، وَ أَنْتَ مَوْضِعُ أَمَلِی، وَ لا تُسْکِنِّی الْهَاوِیَةَ، فَإِنَّکَ
و بزرگی طمع از تو، که از مهر و رحمت بر خود واجب کرده ای، پس فرمان توراست، یگانه ای و شریکی نداری، و همه خلق جیره خوار تو، و در دست قَدرت تواند، و هرچیز برای تو فروتن است، منزّهی تو ای پروردگار جهانیان، خدایا به من رحم کن آنگاه که حجّتم بریده شود، و زبانم از پاسخت ناگویا گردد، و به هنگام بازپرسی ات هوش از سرم برود، ای بزرگ امیدم، زمانی که بیچارگی ام شدّت گیرد محرومم مکن، و به خاطر نادانی ام از درگاهت مران، و به علت کم تابی ام از رحمتت دریغ مفرما، به جهت تهیدستی ام عطایم کن، و به خاطر ناتوانی ام به من رحم کن، آقایم اعتماد و تکیه، امید و توکلم بر توست، و آویختنم به رحمت توست، و بارم را به آستان تو اندازم، و خواسته ام را به جود و کرم تو جویم، پروردگارا دعایم را آغاز می کنم، و رفع تنگدستی ام را به تو امید می بندم، و به توانگری تو ناداری ام را جبران می کنم، و ایستادنم زیر سایه عفو توست، و به جانب جود و کرمت دیده ام را بلند می کنم، و به سوی احسانت نگاهم را ادامه می دهم، پس مرا به آتش مسوزان، و حال آنکه تو جایگاه آرزوی منی، و در دوزخ جایم مده که تو
قُرَّةُ عَیْنِی. یَا سَیِّدِی، لا تُکَذِّبْ ظَنِّی بِإِحْسَانِکَ وَ مَعْرُوفِکَ، فَإِنَّکَ ثِقَتِی، وَ لا تَحْرِمْنِی ثَوَابَکَ فَإِنَّکَ الْعَارِفُ بِفَقْرِی. إِلَهِی إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی، وَ لَمْ یُقَرِّبْنِی مِنْکَ عَمَلِی، فَقَدْ جَعَلْتُ الاعْتِرَافَ إِلَیْکَ بِذَنْبِی وَسَائِلَ عِلَلِی. إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَی مِنْکَ بِالْعَفْوِ؟! وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ أَعْدَلُ مِنْکَ فِی الْحُکْمِ؟! ارْحَمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا غُرْبَتِی، وَ عِنْدَ الْمَوْتِ کُرْبَتِی، وَ فِی الْقَبْرِ وَحْدَتِی، وَ فِی اللَّحْدِ وَحْشَتِی، وَ إِذَا نُشِرْتُ لِلْحِسَابِ بَیْنَ یَدَیْکَ ذُلَّ مَوْقِفِی، وَ اغْفِرْ لِی مَا خَفِیَ عَلَی الْآدَمِیِّینَ مِنْ عَمَلِی،
نور چشم منی، ای آقای من گمانم را به احسان و نیکی ات تکذیب مکن که تویی مورد اطمینانم، و از پاداشت محرومم مگردان که تو عارف به تهیدستی منی خدایا اگر مرگم فرا رسیده و کردارم مرا به تو نزدیک نکرده پس اعتراف به گناهم را به پیشگاهت وسیله عذرخواهی ام قرار دادم. خدایا اگر گذشت کنی، پس سزاوارتر از وجود تو به گذشت کیست، و اگر عذاب نمایی پس دادگرتر از تو در داوری کیست؟، در این دنیا به غربت، و به گاه مرگ به سختی جان دادنم، و در قبر به تنهایی ام، و در لحد به هراسم رحم کن، و زمانی که برای حساب در برابرت برانگیخته شدم و به خواری جایگاهم رحمت آور، و آنچه از کردارم بر انسانها پوشیده مانده بیامرز،
وَ أَدِمْ لِی مَا بِهِ سَتَرْتَنِی، وَ ارْحَمْنِی صَرِیعا عَلَی الْفِرَاشِ، تُقَلِّبُنِی أَیْدِی أَحِبَّتِی، وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ مَمْدُودا عَلَی الْمُغْتَسَلِ یُقَلِّبُنِی صَالِحُ جِیرَتِی، وَ تَحَنَّنْ عَلَیَّ مَحْمُولاً قَدْ تَنَاوَلَ الْأَقْرِبَاءُ أَطْرَافَ جَنَازَتِی، وَ جُدْ عَلَیَّ مَنْقُولاً، قَدْ نَزَلْتُ بِکَ وَحِیداً فِی حُفْرَتِی، وَ ارْحَمْ فِی ذَلِکَ الْبَیْتِ الْجَدِیدِ غُرْبَتِی،
و آنچه را که مرا به آن پوشاندی تداوم بخش، و به من در حال افتادن در بستر مرگ که دست های دوستانم مرا این طرف و آن طرف کند رحم فرما، و به من محبت فرما در آن حال که روی تخت غسّالخانه به صورت درازا افتاده ام، و همسایگان شایسه مرا به این سو و آن سو برمی گردانند بر من تفضّل کن، و در وقت حمل شدنم که بستگانم گوشه های جنازه ام را به دوش برداشته اند، و در حالت حمل شدنم، که تنها در قبرم وارد پیشگاه تو شده ام بر من جود نما، و در این خانه جدید بر غربتم رحم کن،
حَتَّی لا أَسْتَأْنِسَ بِغَیْرِکَ. یَا سَیِّدِی، إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَی نَفْسِی هَلَکْتُ ؛ سَیِّدِی، فَبِمَنْ أَسْتَغِیثُ إِنْ لَمْ تُقِلْنِی عَثْرَتِی؟! فَإِلَی مَنْ أَفْزَعُ إِنْ فَقَدْتُ عِنَایَتَکَ فِی ضَجْعَتِی؟! وَ إِلَی مَنْ أَلْتَجِئُ إِنْ لَمْ تُنَفِّسْ کُرْبَتِی؟! سَیِّدِی مَنْ لِی وَ مَنْ یَرْحَمُنِی إِنْ لَمْ تَرْحَمْنِی؟! وَ فَضْلَ مَنْ أُؤَمِّلُ إِنْ عَدِمْتُ فَضْلَکَ یَوْمَ فَاقَتِی؟! وَ إِلَی مَنِ الْفِرَارُ مِنَ الذُّنُوبِ إِذَا انْقَضَی أَجَلِی؟! سَیِّدِی لا تُعَذِّبْنِی وَ أَنَا أَرْجُوکَ إِلَهِی [اللّهمَ ] حَقِّقْ رَجَائِی، وَ آمِنْ خَوْفِی، فَإِنَّ کَثْرَةَ ذُنُوبِی لا أَرْجُو فِیهَا إِلّا عَفْوَکَ. سَیِّدِی. أَنَا أَسْأَلُکَ مَا لا أَسْتَحِقُّ، وَ أَنْتَ أَهْلُ التَّقْوَی وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، فَاغْفِرْ لِی وَ أَلْبِسْنِی مِنْ نَظَرِکَ ثَوْبا یُغَطِّی عَلَیَّ التَّبِعَاتِ، وَ تَغْفِرُهَا لِی وَ لا أُطَالَبُ بِهَا ؛ إِنَّکَ ذُو مَنٍّ قَدِیمٍ وَ صَفْحٍ عَظِیمٍ وَ تَجَاوُزٍ کَرِیمٍ. إِلَهِی أَنْتَ الَّذِی تُفِیضُ سَیْبَکَ عَلَی مَنْ لا یَسْأَلُکَ، وَ عَلَی الْجَاحِدِینَ بِرُبُوبِیَّتِکَ، فَکَیْفَ سَیِّدِی بِمَنْ سَأَلَکَ، وَ أَیْقَنَ أَنَّ
تا به غیر تو انس نگیرم ای آقای من، اگر مرا به خودم واگذاری هلاک شده ام، ای آقای من، اگر لغزشم را نادیده نگری از چه کسی فریادرسی خواهم، و به چه کسی پناه ببرم اگر عنایتت را در آرامگاهمم نداشته باشم، و به چه کسی التجا برم اگر غم و اندوهم را برطرف نکنی؟، ای آقای من که را دارم و چه کسی بر من رحم می کند، اگر تو به من رحم نکنی، و احسان که را آرزو کنم، اگر احسان تو را روز بیچارگی ام نداشته باشم، و گریز از گناهان به سوی کیست، وقتی که عمرم سرآید؟ ای آقای من، مرا عذاب مکن که امید به تو دارم، خدایا امیدم را تحقق بخش، و ترسم را ایمنی ده، زیرا من در عین فراوانی گناهانم امیدی جز به گذشت تو ندارم، ای آقای من چیزی را از تو درخواست دارم که شایسته آن نیستم، و تو اهل تقوا و آمرزشی، پس مرا بیامرز، و جامه ای از لطفت بر من بپوشان، که گناهانم را بر من بپوشاند، و آن ها را بیامرزی و نسبت به آنه بازخواست نشوم، که تو داری کرم دیرینه، و چشم پوشی بزرگ و گذشت کریمانه ای. خدایا تویی که عطایت را پی درپی فرو ریزی، بر کسی که از تو درخواست نمی کند، و بر آنان که منکر پروردگاریت هستند، چه رسد آقای من بر کسی که از تو خواهش کرده و یقین نمود که
الْخَلْقَ لَکَ، وَ الْأَمْرَ إِلَیْکَ؟ تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ ؛ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ. سَیِّدِی، عَبْدُکَ بِبَابِکَ، أَقَامَتْهُ الْخَصَاصَةُ بَیْنَ یَدَیْکَ، یَقْرَعُ بَابَ إِحْسَانِکَ بِدُعَائِهِ [وَ یَسْتَعْطِفُ جَمِیلَ نَظَرِکَ بِمَکْنُونِ رَجَائِکَ ]، فَلا تُعْرِضْ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ عَنِّی، وَ اقْبَلْ مِنِّی مَا أَقُولُ فَقَدْ دَعَوْتُ (دَعْوَتُکَ) بِهَذَا الدُّعَاءِ، وَ أَنَا أَرْجُو أَنْ لا تَرُدَّنِی، مَعْرِفَةً مِنِّی بِرَأْفَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ. إِلَهِی أَنْتَ الَّذِی لا یُحْفِیکَ سَائِلٌ وَ لا یَنْقُصُکَ نَائِلٌ أَنْتَ کَمَا تَقُولُ وَ فَوْقَ مَا نَقُولُ.
آفرینش از تو و فرمان تنها به دست توست، منزّه و والایی ای پروردگار جهانیان، ای آقای من بنده ات به درگاه توست، تنگدستی او را پیش رویت قرار داده با دعایش در خانه احسانت را می کوبد، پس روی کریمانه ات را از من برمگردان، و آنچه می گویم از من بپذیر، من تو را به این دعا خواندم، امید دارم که به خاطر معرفتم به رأفت و مهرت مرا باز نگردانی. خدایا تویی آن که پرسنده ای ناتوانت نکند، و عطاگیری از تو نکاهد، تو چنانی که خود گویی، و بالاتر از آنچه ما می گوییم.
اللّهمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ صَبْراً جَمِیلاً، وَ فَرَجاً قَرِیباً، وَ قَوْلاً صَادِقاً، وَ أَجْراً عَظِیماً ؛ أَسْأَلُکَ یَا رَبِّ مِنَ الْخَیْرِ کُلِّهِ، مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَ مَا لَمْ أَعْلَمْ ؛ أَسْأَلُکَ اللّهمَّ مِنْ خَیْرِ مَا سَأَلَکَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ ؛ یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَ أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَی ؛ أَعْطِنِی سُؤْلِی فِی نَفْسِی وَ أَهْلِی ؛ وَ وَالِدَیَّ وَ وُلْدِی، وَ أَهْلِ حُزَانَتِی وَ إِخْوَانِی فِیکَ، [وَ] أَرْغِدْ عَیْشِی، وَ أَظْهِرْ مُرُوَّتِی وَ أَصْلِحْ
خدایا از تو صبری زیبنده، و گشایشی نزدیک و گفتاری درست و مزدی بزرگ درخواست می کنم پروردگارا از خیر تمامش را از تو می خواهم، آنچه را از آن دانسته ام و آنچه را ندانسته ام، خدایا از تو می خواهم بهترین چیزهایی را که بندگان شایسته ات از تو خواستند، ای بهترین کسی که از او خواسته می شود، و سخی ترین کسی که عطا فرمود، خواسته ام را در حق خودم و خانواده ام و پدر و مادرم و فرزندانم و خاصانم و برادران دینی ام به من عطا کن، زندگی ام را گوارا گردان، مرّوتم را آشکار ساز، و همه احوالم را
جَمِیعَ أَحْوَالِی، وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ أَطَلْتَ عُمُرَهُ، وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ، وَ أَتْمَمْتَ عَلَیْهِ نِعْمَتَکَ، وَ رَضِیتَ عَنْهُ، وَ أَحْیَیْتَهُ حَیَاةً طَیِّبَةً فِی أَدْوَمِ السُّرُورِ، وَ أَسْبَغِ الْکَرَامَةِ، وَ أَتَمِّ الْعَیْشِ ؛
اصلاح کن، و مرا از کسانی قرار ده که عمرش را طولانی کردی، و کردارش را نیکو ساختی، و نعمتت را بر او تمام کردی، و از او خشنود شدی، و او را به زندگانی پاکیزه زنده داشتی، در بادوام ترین خوشی ها، و کامل ترین کرامتها و کامل ترین زندگیها،
إِنَّکَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ، وَ لا یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ غَیْرُکَ. اللّهمَّ خُصَّنِی مِنْکَ بِخَاصَّةِ ذِکْرِکَ، وَ لا تَجْعَلْ شَیْئا مِمَّا أَتَقَرَّبُ بِهِ فِی آنَاءِ اللَّیْلِ وَ أَطْرَافِ النَّهَارِ، رِیَاءً وَ لا سُمْعَةً وَ لا أَشَرا وَ لا بَطَرا، وَ اجْعَلْنِی لَکَ مِنَ الْخَاشِعِینَ. اللّهمَّ أَعْطِنِی السَّعَةَ فِی الرِّزْقِ، وَ الْأَمْنَ فِی الْوَطَنِ، وَ قُرَّةَ الْعَیْنِ فِی الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ، وَ الْمُقَامَ فِی نِعَمِکَ عِنْدِی، وَ الصِّحَّةَ فِی الْجِسْمِ، وَ الْقُوَّةَ فِی الْبَدَنِ، وَ السَّلامَةَ فِی الدِّینِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِطَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِکَ، مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ، أَبَدا مَا اسْتَعْمَرْتَنِی، وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَوْفَرِ عِبَادِکَ عِنْدَکَ، نَصِیبا فِی کُلِّ خَیْرٍ أَنْزَلْتَهُ، وَ تُنْزِلُهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ، وَ مَا أَنْتَ مُنْزِلُهُ فِی کُلِّ سَنَةٍ مِنْ رَحْمَةٍ تَنْشُرُهَا،
همانا تو هرچه را بخواهی انجام می دهی و جز تو هرچه را بخواهد توان انجام آن را ندارد. خدای از جانب خود مرا به ذکر خاصت اختصاص ده، و چیزی از آنچه که به وسیله آن به تو تقرّب می جویم را در همّ اوقات شب و روز وسیله ریا و شهرت خواهی و هوس رانی و طغیانگری قرار مده، و مرا از خاشعان درگاهت بگردان، خدای از تو می خواهم که به من عطا کنی: گشایش در روزی امنیّت در وطن، نوز چشم در خانواده و مال و اولاد، و پایداری در نعمتهایی که نزد من است، و تندرستی در جسم، و توانمندی در بدن، و سلامت در دین، و مرا به طاعتت و طاعت رسولت محمّد که درود خدا بر او و خاندانش باد، به کار گمار، همیشه و تا هنگامی که عمرم داده ای، و مرا از پر نصیب ترین بندگانت در نزد خود قرار ده، پر نصیب تر در هر خیری که فرو فرستادی، و در ماه رمضان در شب قَدر نازل می کنی، و نازل کننده آنی در هر سال، از رحمتی که می گستری،
وَ عَافِیَةٍ تُلْبِسُهَا، وَ بَلِیَّةٍ تَدْفَعُهَا، وَ حَسَنَاتٍ تَتَقَبَّلُهَا، وَ سَیِّئَاتٍ تَتَجَاوَزُ عَنْهَا، وَ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ، فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ، وَ ارْزُقْنِی رِزْقاً وَاسِعاً مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ، وَ اصْرِفْ عَنِّی یَا سَیِّدِی الْأَسْوَاءَ، وَ اقْضِ عَنِّی الدَّیْنَ وَ الظُّلامَاتِ، حَتَّی لا أَتَأَذَّی بِشَیْءٍ مِنْهُ، وَ خُذْ عَنِّی بِأَسْمَاعِ وَ أَبْصَارِ أَعْدَائِی، وَ حُسَّادِی وَ الْبَاغِینَ عَلَیَّ، وَ انْصُرْنِی عَلَیْهِمْ، وَ أَقِرَّ عَیْنِی [وَ حَقِّقْ ظَنِّی ] وَ فَرِّحْ قَلْبِی،
و عافیتی که می پوشانی، و بلایی که دفع می کنی، و خوبی هایی که می پذیری، و بدی هایی که از آن درمی گذری، و در این سال و هر سال زیارت خانه ات را نصیبم فرما، و از فضل گسترده ات روزی فراخ ارزانی من کن، و بدی ها را ای آقای من از من برگردان، و بدیه مرا بپرداز و جبران ستم هایی که بر عهده من است را ادا فرما تا به خاطر چیزی از آن ها آزار نبینیم و گوش ها و دیدگان دشمنان و حسودان و متجاوزان بر من را از من برگیر، و مرا بر آنان پیروز کن، و چشمم را روشن فرما، و دلم را شادی بخش
وَ اجْعَلْ لِی مِنْ هَمِّی وَ کَرْبِی فَرَجاً وَ مَخْرَجاً، وَ اجْعَلْ مَنْ أَرَادَنِی بِسُوءٍ مِنْ جَمِیعِ خَلْقِکَ تَحْتَ قَدَمَیَّ وَ اکْفِنِی شَرَّ الشَّیْطَانِ، وَ شَرَّ السُّلْطَانِ، وَ سَیِّئَاتِ عَمَلِی، وَ طَهِّرْنِی مِنَ الذُّنُوبِ کُلِّهَا، وَ أَجِرْنِی مِنَ النَّارِ بِعَفْوِکَ، وَ أَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ، وَ زَوِّجْنِی مِنَ الْحُورِ الْعِینِ بِفَضْلِکَ، وَ أَلْحِقْنِی بِأَوْلِیَائِکَ الصَّالِحِینَ، مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَبْرَارِ، الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْأَخْیَارِ، صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی أَجْسَادِهِمْ
و برایم از اندوه و غم گشایش و بیرون رو قرار ده، و هرکه از میان مخلوقاتت نسبت به من به بدی قصد کرده، و زیر گامم قرار ده، و مرا از گزند شیطان و گزند پادشاه و بدی های کردارم کفایت کن، و از همه گناهان پاکم فرما، و به گذشتت از آتش امانم ده، و به رحمتت به بهشت واردم کن، و به احسانت از حور العین به همسری ام درآور، و مرا به دوستان شایسته ات محمّد و خاندانش آن خوبان و نیکان پاکیزه و پاک ملحق کن، درود بر آنان و بر تنها
وَ أَرْوَاحِهِمْ، وَ (رَحمهُ اللّه) وَ بَرَکَاتُهُ. إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ عِزَّتِکَ وَ جَلالِکَ، لَئِنْ طَالَبْتَنِی بِذُنُوبِی لَأُطَالِبَنَّکَ بِعَفْوِکَ، وَ لَئِنْ طَالَبْتَنِی بِلُؤْمِی لَأُطَالِبَنَّکَ بِکَرَمِکَ،
و جانهای شان، و رحمت خدا و برکاتش بر ایشان، خدای ای آقای من، به عزّت و جلالت سوگند، اگر مرا به گناهانم پی جویی کنی، من تو را به عفوت پی می جویم و اگر مرا به پستی ام تعقیب نمایی، من تو را به کرمت می خواهم،
وَ لَئِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ أَهْلَ النَّارِ بِحُبِّی لَکَ. إِلَهِی وَ سَیِّدِی، إِنْ کُنْتَ لا تَغْفِرُ إِلّا لِأَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ طَاعَتِکَ، فَإِلَی مَنْ یَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ؟! وَ إِنْ کُنْتَ لا تُکْرِمُ إِلّا أَهْلَ الْوَفَاءِ بِکَ فَبِمَنْ یَسْتَغِیثُ الْمُسِیئُونَ؟! إِلَهِی إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ، فَفِی ذَلِکَ سُرُورُ عَدُوِّکَ، وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی الْجَنَّةَ فَفِی ذَلِکَ سُرُورُ نَبِیِّکَ، وَ أَنَا وَ اللّه أَعْلَمُ أَنَّ سُرُورَ نَبِیِّکَ، أَحَبُّ إِلَیْکَ مِنْ سُرُورِ عَدُوِّکَ،
و اگر به دوزخم دراندازی اهل دوزخ را به محبتم به تو آگاه می سازم. خدایم و آقایم اگر جز اولیا و اهل طاعتت را نیامرزی، پس گنهکاران به چه کسی پناه برند، و اگر جز اهل وفا را اکرام ننمایی، پس بدکاران از چه کسی فریادرسی خواهند؟، خدایا اگر مرا وارد دوزخ کنی این موجب خرسندی دشمن توست، و اگر مرا به بهشت وارد نمایی، این سبب خوشحالی پیامبر توست، و من به خدا سوگند این را می دانم، که دلشادی پیامبرت نزد تو، از خرسندی دشمنت محبوب تر است.
اللّهمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِی حُبّاً لَکَ، وَ خَشْیَةً مِنْکَ وَ تَصْدِیقاً بِکِتَابِکَ وَ إِیمَاناً بِکَ، وَ فَرَقاً مِنْکَ وَ شَوْقاً إِلَیْکَ ؛ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ، حَبِّبْ إِلَیَّ لِقَاءَکَ وَ أَحْبِبْ لِقَائِی، وَ اجْعَلْ لِی فِی لِقَائِکَ الرَّاحَةَ وَ الْفَرَجَ وَ الْکَرَامَةَ. اللّهمَّ أَلْحِقْنِی بِصَالِحِ مَنْ
خدایا از تو درخواست می کنم که دلم را از محبت و خشیتت، و باور به کتابت، و ایمان به وجودت، و هراس از حضرتت، و اشتیاق به ذاتت پر کنی، ای دارای بزرگی و بزرگواری، دیدارت را محبوب من کن، و تو نیز مرا محبوب خود بدار، و در لقایت برای من آرامش و گشایش و کرامت قرار ده. خدایا مرا به شایستگان از بندگان گذشته ات
مَضَی، وَ اجْعَلْنِی مِنْ صَالِحِ مَنْ بَقِیَ، وَ خُذْ بِی سَبِیلَ الصَّالِحِینَ، وَ أَعِنِّی عَلَی نَفْسِی بِمَا تُعِینُ بِهِ الصَّالِحِینَ عَلَی أَنْفُسِهِمْ، وَ اخْتِمْ عَمَلِی بِأَحْسَنِهِ، وَ اجْعَلْ ثَوَابِی مِنْهُ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ، وَ أَعِنِّی عَلَی صَالِحِ مَا أَعْطَیْتَنِی، وَ ثَبِّتْنِی یَا رَبِّ، وَ لا تَرُدَّنِی فِی سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِی مِنْهُ ؛ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ.
ملحق ساز، و از شایستگان از آنان که در آینده اند قرار ده، و مرا بر راه شایستگان نگاه دار، و بر مخالفت با خواسته های نفسم یاری ده، آنگونه که شایستگان را بر مخالفت با خواسته های نفسانی یاری می دهی، و کردارم را به نیکوترین وجه ختم کن، و پاداشم را در کارها به برکت رحمتت بهشت قرار ده، و بر شایسته ای آنچه عطا کردی یاری ام نما و ثابت قدمم کن، پروردگارا، و در ورطه بدی هایی که از آن ها نجاتم دادی باز مگردان، ای پروردگار جهانیان.
اللّهمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَاناً لا أَجَلَ لَهُ دُونَ لِقَائِکَ، أَحْیِنِی مَا أَحْیَیْتَنِی عَلَیْه،ِ وَ تَوَفَّنِی إِذَا تَوَفَّیْتَنِی عَلَیْهِ، وَ ابْعَثْنِی إِذَا بَعَثْتَنِی عَلَیْهِ، وَ أَبْرِئْ قَلْبِی مِنَ الرِّیَاءِ وَ الشَّکِّ وَ السُّمْعَةِ فِی دِینِکَ، حَتَّی یَکُونَ عَمَلِی خَالِصاً لَکَ. اللّهمَّ أَعْطِنِی بَصِیرَةً فِی دِینِکَ، وَ فَهْماً فِی حُکْمِکَ، وَ فِقْهاً فِی عِلْمِکَ، وَ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِکَ، وَ وَرَعاً یَحْجُزُنِی عَنْ مَعَاصِیکَ، وَ بَیِّضْ وَجْهِی بِنُورِکَ، وَ اجْعَلْ رَغْبَتِی فِیمَا عِنْدَکَ، وَ تَوَفَّنِی فِی سَبِیلِکَ، وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِکَ، صَلَّی اللّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ. اللّهمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَسَلِ وَ الْفَشَلِ، وَ الْهَمِّ وَ الْجُبْنِ
خدایا ایمانی از تو درخواست می کنم، که پایانی جز دیدار تو نداشده باشد، بر آن ایمان پایدارم بدار تا زنده ام می داری و بر آن بیمران زمانی که مرا میمرانی، و بر آن برانگیز، هنگامی که مرا برمی انگیزی، و دلم را از ریا و شک و شهرت خواهی در دینت پاک فرما، تا عملم برای تو حالص باشد. خدایا از تو می خواهم که به من عطا کنی: بصیرت در دینت، و فهم در فرمانت، وآگاهی در علمت، و دو نصب از رحمتت، و پرهیزی که مرا از نافرمانی هایت بازدارد، و رخسارم را به فروغ نورت سپید کن، و رغبتم را در آنچه نزد توست قرار ده، و در راه خود و بر آئین پیامبرت درود خدا بر او و خاندانش بمیران. خدایا به تو پناه می آورم از کسالت و سرافکندی و اندوه و ترس
وَ الْبُخْلِ، وَ الْغَفْلَةِ وَ الْقَسْوَةِ [وَ الذِّلَّةِ] وَ الْمَسْکَنَةِ، وَ الْفَقْرِ وَ الْفَاقَةِ وَ کُلِّ بَلِیَّةٍ، وَ الْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ، وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لا تَقْنَعُ، وَ بَطْنٍ لا یَشْبَعُ، وَ قَلْبٍ لا یَخْشَعُ، وَ دُعَاءٍ لا یُسْمَعُ، وَ عَمَلٍ لا یَنْفَعُ، وَ أَعُوذُ بِکَ یَا رَبِّ عَلَی نَفْسِی وَ دِینِی وَ مَالِی، وَ عَلَی جَمِیعِ مَا رَزَقْتَنِی، مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ ؛ إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.
و بخل و بی خبری و سنگدلی و ناداری و تهیدستی و بیچارگی و همه بلاها و زشتی های آشکار و پنهان، و به تو پناه می آورم از نفسی که قانع نمی شود، و از شکمی که سیر نمی گردد، و از قلبی که فروتنی نمی کند، و دعایی که به اجابت نمی رسد، و کرداری که سود نمی بخشد، پروردگارا برای حفظ جان و دین و مال و آنچه که نصیب من فرموده ای، از شیطان رانده شده به تو پناه می آورم، همانا تو شنوا و دانایی.
اللّهمَّ إِنَّهُ لا یُجِیرُنِی مِنْکَ أَحَدٌ، وَ لا أَجِدُ مِنْ دُونِکَ مُلْتَحَداً، فَلا تَجْعَلْ نَفْسِی فِی شَیْءٍ مِنْ عَذَابِکَ، وَ لا تَرُدَّنِی بِهَلَکَةٍ، وَ لا تَرُدَّنِی بِعَذَابٍ أَلِیمٍ، اللّهمَّ تَقَبَّلْ مِنِّی، وَ أَعْلِ ذِکْرِی، وَ ارْفَعْ دَرَجَتِی، وَ حُطَّ وِزْرِی، وَ لا تَذْکُرْنِی بِخَطِیئَتِی، وَ اجْعَلْ ثَوَابَ مَجْلِسِی، وَ ثَوَابَ مَنْطِقِی، وَ ثَوَابَ دُعَائِی رِضَاکَ وَ الْجَنَّةَ، وَ أَعْطِنِی یَا رَبِّ جَمِیعَ مَا سَأَلْتُکَ، وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ، إِنِّی إِلَیْکَ رَاغِبٌ، یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ. اللّهمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَ فِی کِتَابِکَ [الْعَفْوَ وَ أَمَرْتَنَا]، أَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنَا،
وَ قَدْ ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا فَاعْفُ عَنَّا، فَإِنَّکَ أَوْلَی بِذَلِکَ مِنَّا، وَ أَمَرْتَنَا أَنْ لا نَرُدَّ سَائِلاً عَنْ أَبْوَابِنَا، وَ قَدْ جِئْتُکَ سَائِلا، فَلا تَرُدَّنِی إِلّا بِقَضَاءِ حَاجَتِی، وَ أَمَرْتَنَا بِالْإِحْسَانِ إِلَی مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُنَا، وَ نَحْنُ أَرِقَّاؤُکَ فَأَعْتِقْ رِقَابَنَا مِنَ النَّارِ، یَا مَفْزَعِی عِنْدَ کُرْبَتِی، وَ یَا غَوْثِی عِنْدَ شِدَّتِی، إِلَیْکَ فَزِعْتُ، وَ بِکَ اسْتَغَثْتُ وَ لُذْتُ، لا أَلُوذُ بِسِوَاکَ، وَ لا أَطْلُبُ الْفَرَجَ إِلّا مِنْکَ، فَأَغِثْنِی وَ فَرِّجْ عَنِّی؛ یَا مَنْ یَفُکُّ الْأَسِیرَ [یَقْبَلُ الْیَسِیرَ] وَ یَعْفُو عَنِ الْکَثِیرِ، اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ، وَ اعْفُ عَنِّی الْکَثِیرَ، إِنَّکَ أَنْتَ الرَّحِیمُ الْغَفُورُ. اللّهمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَانا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی، وَ یَقِینا (صَادِقاً،) حَتَّی أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ یُصِیبَنِی إِلّا مَا کَتَبْتَ لِی، وَ رَضِّنِی مِنَ الْعَیْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِی؛ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
و ما بر خود ستم ورزیدیم، پس از ما درگذر، که حضرتت به گذشت از ما، شایسته تر از ماست، و هم فرمان دادی که فقیری را دست خالی از در خانه هایمان نرانیم، و من اکنون به گدایی از تو به درگاهت آمدم، پس مرا جز با روا شدن حاجتم باز نگردان و نیز به نیکی درباره بردگانمان امر فرمودی، و هم اینک ما بردگان توییم، پس ما را از آتش دوزخ برهان، ای پناهگاهم به وقت غم و اندوه، ای فریادرس به هنگام سختی، به تو پناه آوردم، و از تو فریادرسی خواستم، و جز به تو پناه نمی آورم و جز از تو درخواست گشایش نمی کنم، پس به فریادم رس و گشایشی در کارم قرار ده، ای که اسیر را آزاد می کنی، و از گناه فراوان می گذری، از من عمل اندک را بپذیر، و از گناه بسیارم درگذر، همانا تو مهربان و آمرزنده. خدایا ایمانی از تو می خواهم که دلم با آن همراه شود و باور صادقانه ای که بدانم هرگز چیزی به من نمی رسد، مگر آنچه که تو برایم ثبت کردی و مرا از زندگی به آنچه که نصیبم فرمودی خشنود بدار، ای مهربان ترین مهربانان.
پنجم : و همچنین شیخ فرموده: این دعا را در سحرها بخوان:
یَا عُدَّتِی فِی کُرْبَتِی، وَ یَا صَاحِبِی فِی شِدَّتِی، وَ یَا وَلِیِّی فِی نِعْمَتِی، وَ یَا غَایَتِی
ای توشه ام در اندوه بسیار، ای همراهم در سختی ها، ای سرپرستم در گاه نعمت، ای هدفم
فِی رَغْبَتِی، أَنْتَ السَّاتِرُ عَوْرَتِی، وَ الْمُؤْمِنُ رَوْعَتِی، وَ الْمُقِیلُ عَثْرَتِی، فَاغْفِرْ لِی خَطِیئَتِی. اللّهمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خُشُوعَ الْإِیمَانِ قَبْلَ خُشُوعِ الذُّلِّ فِی النَّارِ، یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ، یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ ؛ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ، تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً، وَ یَبْتَدِئُ بِالْخَیْرِ، مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ تَفَضُّلاً مِنْهُ، وَ کَرَماً بِکَرَمِکَ الدَّائِمِ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ هَبْ لِی رَحْمَةً وَاسِعَةً جَامِعَةً، أَبْلُغُ بِهَا خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ. اللّهمَّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُکَ لِمَا تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ، ثُمَّ عُدْتُ فِیهِ، وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ خَیْرٍ أَرَدْتُ بِهِ وَجْهَکَ، فَخَالَطَنِی فِیهِ مَا لَیْسَ لَکَ، اللّهمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اعْفُ عَنْ ظُلْمِی وَ جُرْمِی، بِحِلْمِکَ وَ جُودِکَ یَا کَرِیمُ.
در میل و رغبت، تو پوشاننده زشتی منی، تو ایمنی بخش هراس منی، تو درگذرنده از لغزش منی، پس خطایم را بیامرز. خدایا از تو فروتنی ایمان را پیش از خواری در دوزخ خواستارم، ای یگانه، ای یکتا، ای تکیه گاه حاجات، ای که نزاده و زاده نشده و هیچ همتایی ندارد، ای آن که از روی محبت ورحمت به کسی که از او بخواهد عطا می کنی، و از روی فضل و کرم بر کسی که از او درخواست نکرد شروع به خیر می نماید، به حق کرم جاودانت بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا رحمت گسترده و فراگیر بخش، که به سبب آن به خیر دنیا و آخرت برسم. خدایا از تو آمرزش می جویم، برای گناهانی که پس از توبه از آنها، دوباره مرتکب آن ها شدم، و از تو درخواست بخشش می کنم، برای هر عمل خیری که خالصانه برای تو انجام دادم، ولی آنچه برای رضای تو نبود. آمیخته به آن شد. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و از ستم و گناهم به بردباری و جودت درگذر، ای کریم،
یَا مَنْ لا یَخِیبُ سَائِلُهُ، وَ لا یَنْفَدُ نَائِلُهُ ؛ یَا مَنْ عَلا فَلا شَیْءَ فَوْقَهُ، وَ دَنَا فَلا شَیْءَ دُونَهُ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْحَمْنِی یَا فَالِقَ
ای که گدایش را محروم نمی کند، و عطایش پایان ندارد، ای که برتر است و چیزی برتراز او نیست، و نزدیک است، و چیزی نزدیکتر از او نمی باشد، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، ای شکافننده
الْبَحْرِ لِمُوسَی، اللَّیْلَةَ اللَّیْلَةَ اللَّیْلَةَ! السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ! اللّهمَّ طَهِّرْ قَلْبِی مِنَ النِّفَاقِ، وَ عَمَلِی مِنَ الرِّیَاءِ، وَ لِسَانِی مِنَ الْکِذْبِ، وَ عَیْنِی مِنَ الْخِیَانَةِ ؛ فَإِنَّکَ تَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ مَا تُخْفِی الصُّدُورُ. یَا رَبِّ هَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِکَ مِنَ النَّارِ ؛ هَذَا مَقَامُ الْمُسْتَجِیرِ بِکَ مِنَ النَّارِ ؛ هَذَا مَقَامُ الْمُسْتَغِیثِ بِکَ مِنَ النَّارِ؛ هَذَا مَقَامُ الْهَارِبِ إِلَیْکَ مِنَ النَّارِ ؛ هَذَا مَقَامُ مَنْ یَبُوءُ لَکَ بِخَطِیئَتِهِ، وَ یَعْتَرِفُ بِذَنْبِهِ، وَ یَتُوبُ إِلَی رَبِّهِ ؛ هَذَا مَقَامُ الْبَائِسِ الْفَقِیرِ ؛ هَذَا مَقَامُ الْخَائِفِ الْمُسْتَجِیرِ ؛ هَذَا مَقَامُ الْمَحْزُونِ الْمَکْرُوبِ ؛
دریا پیش روی موسی، همین شب، همین شب، همین شب، همین ساعت، همین ساعت، همین ساعت، خدایا دلم را از دورویی و کردارم را از ریا، زبانم را از دروغ، و دیده ام را از خیانت پاک کن، همانا تو از خیانت دیده ها و آنچه در سینه ها نهان است خبرداری، پروردگارا، این است جایگاه پناهنده به تو از آتش، این است جایگاه پناه خواه از تو از آتش، این است جایگاه دادخواه از تو از آتش، این است جایگاه گریزان به سوی تو از آتش، این است جایگاه کسی که از خطایش به تو بازگشته، و به گناهش اعتراف می کند، و به سوی پروردگارش توبه می نماید، این است جایگاه بینوای تهیدست، این است جایگاه هراسنده پناه جو، این است جایگاه اندوهناک غمگین،
هَذَا مَقَامُ الْمَغْمُومِ [الْمَحْزُونِ ] الْمَهْمُومِ ؛ هَذَا مَقَامُ الْغَرِیبِ الْغَرِیقِ ؛ هَذَا مَقَامُ الْمُسْتَوْحِشِ الْفَرِقِ ؛ هَذَا مَقَامُ مَنْ لا یَجِدُ لِذَنْبِهِ غَافِراً غَیْرَکَ، وَ لا لِضَعْفِهِ مُقَوِّیاً إِلّا أَنْتَ، وَ لا لِهَمِّهِ مُفَرِّجاً سِوَاکَ یَا اللّه یَا کَرِیمُ، لا تُحْرِقْ وَجْهِی بِالنَّارِ، بَعْدَ سُجُودِی لَکَ وَ تَعْفِیرِی، بِغَیْرِ مَنٍّ مِنِّی عَلَیْکَ،
این است جایگاه دلگیر افسرده، این است جایگاه غریب غرق شده، این است جایگاه ترسنده هراسان، این است جایگاه کسی که برای گناهش آمرزگاری جز تو نیابد، و توان بخشی برای ناتوانی اش جز تو پیدا نکند، و برای اندوهش برگزیده ای جز تو نبیند، ای خدا ای کریم، چهره ام را به آتش مسوزان، آن هم پس از سجده ام برای تو، و به خاک ساییدن رویم به درگاهت، بی آنکه منّتی از من بر تو باشد،
بَلْ لَکَ الْحَمْدُ وَ الْمَنُّ وَ التَّفَضُّلُ عَلَیَّ، ارْحَمْ أَیْ رَبِّ أَیْ رَبِّ أَیْ رَبِّ (... آنقَدر بگوید تا نفس قطع شود) ضَعْفِی، وَ قِلَّةَ حِیلَتِی، وَ رِقَّةَ جِلْدِی، وَ تَبَدُّدَ أَوْصَالِی، وَ تَنَاثُرَ لَحْمِی وَ جِسْمِی وَ جَسَدِی، وَ وَحْدَتِی وَ وَحْشَتِی فِی قَبْرِی، وَ جَزَعِی مِنْ صَغِیرِ الْبَلاءِ ؛ أَسْأَلُکَ یَا رَبِّ قُرَّةَ الْعَیْنِ وَ الاغْتِبَاطَ، یَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ النَّدَامَةِ ؛ بَیِّضْ وَجْهِی یَا رَبِّ یَوْمَ تَسْوَدُّ الْوُجُوهُ، آمِنِّی مِنَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ ؛ أَسْأَلُکَ الْبُشْرَی یَوْمَ تُقَلَّبُ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ، وَ الْبُشْرَی عِنْدَ فِرَاقِ الدُّنْیَا. الْحَمْدُ للّه الَّذِی أَرْجُوهُ عَوْناً [لِی ] فِی حَیَاتِی، وَ أُعِدُّهُ ذُخْراً لِیَوْمِ فَاقَتِی ؛ الْحَمْدُ للّه الَّذِی أَدْعُوهُ وَ لا أَدْعُو غَیْرَهُ، وَ لَوْ دَعَوْتُ غَیْرَهُ لَخَیَّبَ دُعَائِی ؛ الْحَمْدُ للّه الَّذِی أَرْجُوهُ وَ لا أَرْجُو غَیْرَهُ، وَ لَوْ رَجَوْتُ غَیْرَهُ لَأَخْلَفَ رَجَائِی ؛ الْحَمْدُ للّه الْمُنْعِمِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُفْضِلِ، ذِی الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ، وَلِیُّ کُلِّ نِعْمَةٍ، وَ صَاحِبُ کُلِّ حَسَنَةٍ، وَ مُنْتَهَی کُلِّ
بلکه تو را بر من و سپاس و منّت و تفضّل است، رحم کن پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا، به ناتوانی ام و کمی تدبیرم، و نازکی پوستم، و از هم گسیختن بندهایم، و از هم پاشیدن گوشت و بدن، و پیکرم، و تنهایی و هراسم در قبر، و بی تابی ام از بلای کوچک، از تو درخواست می کنم، پروردگارا، ای نور چشم و خوشحالی روز اندوه و ندامتم، پروردگارا چهره ام را سپید کن آن روز که چهره ها سیاه می شود، از هول بزرگ تر امانم ده، از تو درخواست مژده می کنم برای روزی که دل ها و دیده ها زیرورو می شود، و به هنگام جدا شدن از دنیا خواهان بشارتم، سپاس خدای را که به یاری او در زندگی ام امید دارم، و او را چونان اندوخته روز تهیدستی ام مهیّا می سازم سپاس خدای را که او را می خوانم، و جز او را نمی خواهم، اگر جز او را می خواندم، خواندنم بی پاسخ می ماند، سپاس خدای را که به او امید می بندم و به غیرش امید ندارم، اگر به جز او امید می بستم، امیدم ناامید می شد، سپاس خدای را، خدای نعمت بخش نیکوکار زیباکردار فزون بخش دارای بزرگی و اکرام، سرآغاز هر نعمت، و صاحب هر خوبی، و نهایت هر
رَغْبَةٍ، وَ قَاضِی کُلِّ حَاجَةٍ. اللّهمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْزُقْنِی الْیَقِینَ وَ حُسْنَ الظَّنِّ بِکَ، وَ أَثْبِتْ رَجَاءَکَ فِی قَلْبِی، وَ اقْطَعْ رَجَائِی عَمَّنْ سِوَاکَ، حَتَّی لا أَرْجُوَ غَیْرَکَ، وَ لا أَثِقَ إِلّا بِکَ، یَا لَطِیفاً لِمَا تَشَاءُ، الْطُفْ لِی فِی جَمِیعِ أَحْوَالِی بِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی، یَا رَبِّ، إِنِّی ضَعِیفٌ عَلَی النَّارِ، فَلا تُعَذِّبْنِی بِالنَّارِ. یَا رَبِّ ارْحَمْ دُعَائِی وَ تَضَرُّعِی، وَ خَوْفِی وَ ذُلِّی وَ مَسْکَنَتِی، وَ تَعْوِیذِی وَ تَلْوِیذِی، یَا رَبِّ إِنِّی ضَعِیفٌ عَنْ طَلَبِ الدُّنْیَا، وَ أَنْتَ وَاسِعٌ کَرِیمٌ ؛ أَسْأَلُکَ یَا رَبِّ بِقُوَّتِکَ عَلَی ذَلِکَ، وَ قُدْرَتِکَ عَلَیْهِ، وَ غِنَاکَ عَنْهُ،
رغبت، و برآورنده هر نیاز. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و باور نیکو و خوش گمانی به خویش را نصیبم کن، و امیدت را در دلم استوار گردان، و رشته امیدم را از غیر خودت ببر، تا به غیر تو امید نبندم، و جز به تو اعتماد ننمایم، ای لطف کننده به هر موجودی که خواهی، در همه احوالم آنگونه که می پسندی و خشنود می شودی به من لطف کن، بارپروردگارا در برابر آتش ناتوانم، پس مرا به آتش کیفر مکن، پروردگارا به دعا و زاری و ترس و خواری و مسکنت و پناهندگی و پناه جویی ام رحم فرما، ای پروردگار من از طلب دنیا درمانده ام، و تو وسعت بخش و کریمی، از تو درخواست می کنم پروردگارا به توانایی ات بر این کار، و نیرویت بر آن، و بی نیازی ات از آن،
وَ حَاجَتِی إِلَیْهِ، أَنْ تَرْزُقَنِی فِی عَامِی هَذَا، وَ شَهْرِی هَذَا، وَ یَومِی هَذَا، وَ سَاعَتِی هَذِهِ، رِزْقاً تُغْنِینِی بِهِ عَنْ تَکَلُّفِ مَا فِی أَیْدِی النَّاسِ، مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ الطِّیِّبِ. أَیْ رَبِّ مِنْکَ أَطْلُبُ، وَ إِلَیْکَ أَرْغَبُ، وَ إِیَّاکَ أَرْجُو وَ أَنْتَ أَهْلُ ذَلِکَ، لَا أَرْجُو غَیْرَکَ، وَ لَا أَثِقُ إِلّا بِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. أَیْ رَبِّ
و نیاز من به آن، که در این سال و این ماه، و این روز و این ساعت روزی نصیبم کنی، که به سبب آن از به زحمت افتادن نسبت به آنچه در اختیار مردم است بی نیازم نمایی، آری از روزی حلال و پاکیزه ات روزی ام کن، ای پروردگارم از تو درخواست می کنم، و به سوی تو میل می نمایم، و به تو امید دارم که تو سزاوار آنی، و به غیر تو امید نمی بندم، و جز تو به کسی اطمینان نمی نمایم، ای مهربان ترین مهربانان، پروردگارا
ظَلَمْتُ نَفْسِی، فَاغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی وَ عَافِنِی ؛ یَا سَامِعَ کُلِّ صَوْتٍ، وَ یَا جَامِعَ کُلِّ فَوْتٍ، وَ یَا بَارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ، یَا مَنْ لَا تَغْشَاهُ الظُّلُمَاتُ، وَ لا تَشْتَبِهُ عَلَیْهِ الْأَصْوَاتُ، وَ لا یَشْغَلُهُ شَیْءٌ عَنْ شَیْءٍ، أَعْطِ مُحَمَّداً صَلَّی اللّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ، أَفْضَلَ مَا سَأَلَکَ وَ أَفْضَلَ مَا سُئِلْتَ لَهُ، وَ أَفْضَلَ مَا أَنْتَ مَسْئُولٌ لَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ، وَ هَبْ لِیَ الْعَافِیَةَ، حَتَّی تَهْنِئَنِی الْمَعِیشَةُ، وَ اخْتِمْ لِی بِخَیْرٍ، حَتَّی لا تَضُرَّنِی الذُّنُوبُ.
بر خود ستم کردم، پس مرا بیامرز و به من رحم کن و سلامت کاملم بخش، ای شنونده هر صدا، ای جمع آورنده هرچه از دست رفته، ای آفریننده جانها پس از مرگ، ای که تاریکی ها او را نپوشاند، و صداها بر او مشتبه نشود، و چیزی او را از چیز دیگر منصرف نکند، به محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) عطا کن برترین چیزی را که از تو خواسته، و برترین چیزی را که از تو درخواست شده، و برترین چیزی را که از تو برای او تا روز قیامت درخواست شود، و مرا تندرستی کامل عنایت فرما، تا زندگی برایم گوارا باشد، و کارم را به خیر پایان ده تا گناهانم به من زیانی نرساند.
اللّهمَّ رَضِّنی بِما قَسَمْتَ لی، حَتّی لا اَسْئَلَ اَحَداً شَیْئاً. اللّهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ افْتَحْ لی خَزاَّئِنَ رَحْمَتِکَ، وَ ارْحَمْنی رَحْمَةً لا تُعَذِّبُنی بَعْدَها اَبَداً، فِی الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ، وَ ارْزُقْنی مِنْ فَضْلِکَ الْواسِعِ، رِزْقاً حَلالاً طَیِّباً، لا تُفْقِرُنی اِلی اَحَدٍ بَعْدَهُ سِواکَ، تَزیدُنی بِذلِکَ شُکْراً، وَ اِلَیْکَ فاقَةً وَ فَقْراً، وَ بِکَ عَمَّنْ سِواکَ غِناً وَ تَعفُّفاً. یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ. یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ، یا
خدایا به آنچه که نصیبم فرمودی خشنودم ساز، تا چیزی از کسی نخواهم. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و خزانه های رحمتت را به رویم باز کن، و به من رحم کن رحمتی که هرگز پس از آن، در دنیا و آخرت عذابم نکنی، و از فضل گسترده ات روزی حلال پاکیزه ای نصبم فرما، که پس از آن به احدی جز خود نیازمندم نکنی، و به سبب آن رزق و روزی بر سپاسم بیافزائی، و درماندگی نیازم را به جانب خود زیاد کنی، و به تو بی نیازی و خویشتن داری ام از غیر تو افزون گردد، ای نیکوکار، ای زیباکردار، ای نعمت بخش، ای افزون ده، ای
مَلیکُ یا مُقْتَدِرُ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اکْفِنِی الْمُهِمَّ کُلَّهُ، وَ اقْضِ لی بِالْحُسْنی، وَ بارِکْ لی فی جَمیعِ اُمُوری، وَ اقْضِ لی جَمیعَ حَوائِجی. اللّهمَّ یَسِّرْ لی ما اَخافُ تَعْسیرَهُ، فَاِنَّ تَیْسیرَ ما اَخافُ تَعْسیرَهُ عَلَیْکَ [سَهْلٌ] یَسیرٌ، وَ سَهِّلْ لی ما اَخافُ حُزُونَتَهُ، وَ نَفِّسْ عَنّی ما اَخافُ ضیقَهُ، وَ کُفَّ عَنّی ما اَخافُ هَمَّهُ، وَ اصْرِفْ عَنّی ما اَخافُ بَلِیَّتَهُ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
زمامدار، ای توانا، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و همه کارهای مهمّ ما را کفایت فرما، و بر من به حسن عاقبت داوری کن، و در همه امور به من برکت بخش، و تمام حاجاتم را برآور. خدایا سختی را آنچه را می ترسم بر من آسان کن، به یقین آسان کردن آنچه من از سختی اش میهراسم بر تو هموار و ساده است، و آنچه از ناهمواری اش می ترسم بر من هموار ساز، و آنچه از تنگی اش وحشت دارم، از من بردار، و آنچه را از اندوهش ترسانم، از من بازدار، و آنچه را از بلایشخوفناکم، از من بازگردان، ای مهربان ترین مهربانان.
اللّهمَّ امْلَأْ قَلْبِی حُبّاً لَکَ، وَ خَشْیَةً مِنْکَ، وَ تَصْدِیقاً لَکَ، وَ إِیمَاناً بِکَ، وَ فَرَقاً مِنْکَ، وَ شَوْقاً إِلَیْکَ ؛ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ. اللّهمَّ إِنَّ لَکَ حُقُوقاً فَتَصَدَّقْ بِهَا عَلَیَّ، وَ لِلنَّاسِ قِبَلِی تَبِعَاتٌ فَتَحَمَّلْهَا عَنِّی، وَ قَدْ أَوْجَبْتَ لِکُلِّ ضَیْفٍ قِرًی، وَ أَنَا ضَیْفُکَ فَاجْعَلْ قِرَایَ اللَّیْلَةَ الْجَنَّةَ ؛ یَا وَهَّابَ الْجَنَّةِ، یَا وَهَّابَ الْمَغْفِرَةِ، [وَ] لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِکَ.
خدایا دلم را از محبت به حضرتت، و ترس از خویش و باور به خود و ایمان به هستی ات و هراس از خود، و شوق به سویت آکنده کن، ای دارای بزرگی و بزرگواری. خدایا تو را بر من حقوقی است، آن ها را بر من ببخش، و هم برای مردم بر عهده من ستم های ناخواسته ای است ادای آن ها را از جانب من بر عهده گیر، تو برای هر میهمانی پذیرایی واجب کردی، و من میهمان توام پس پذیرایی مرا در این شب بهشت قرار ده، ای بخشنده بهشت، ای بخشاینده آمرزش، جنبش و نیرویی جز به تو نیست
ششم: دعای ادریس را که شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس
روایت کرده اند می خوانی. برای متن کامل آن به کتاب «مصباح» یا «اقبال» مراجعه کنید. صوت *** هفتم: این دعا را که مختصرترین دعا از دعاهای سحر است، و در کتاب «اقبال» آمده بخوان:
یَا مَفْزَعِی عِنْدَ کُرْبَتِی، وَ یَا غَوْثِی عِنْدَ شِدَّتِی، إِلَیْکَ فَزِعْتُ، وَ بِکَ اسْتَغَثْتُ، وَ بِکَ لُذْتُ لا أَلُوذُ بِسِوَاکَ، وَ لا أَطْلُبُ الْفَرَجَ إِلّا مِنْکَ، فَأَغِثْنِی وَ فَرِّجْ عَنِّی، یَا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسِیرَ، وَ یَعْفُو عَنِ الْکَثِیرِ، اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ، وَ اعْفُ عَنِّی الْکَثِیرَ، إِنَّکَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ. اللّهمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی، وَ یَقِیناً حَتَّی أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ یُصِیبَنِی إِلّا مَا کَتَبْتَ لِی، وَ رَضِّنِی مِنَ الْعَیْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِی، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. یَا عُدَّتِی فِی کُرْبَتِی وَ یَا صَاحِبِی فِی شِدَّتِی، وَ یَا وَلِیِّی فِی نِعْمَتِی، وَ یَا غَایَتِی فِی رَغْبَتِی، أَنْتَ السَّاتِرُ عَوْرَتِی، وَ الْآمِنُ رَوْعَتِی، وَ الْمُقِیلُ عَثْرَتِی، فَاغْفِرْ لِی خَطِیئَتِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
ای پناهگاهم در غم و اندوه، ای دادرسم در دشواری ها، به تو پناه آوردم و از تو دادخواهی نمودم، و پناه جوی تو شدم، و به دیگری پناه نمیبرم، و گشایش در کارم را جز از تو نخواهم، پس به فریادم رس، و در کارم گشایش ده، ای که عمل اندک را می پذیری، و از گناه بسیار در می گذری، عبادت اندک را از من بپذیر، و گناه بسیار را از من درگذر، زیرا تو آمرزنده مهربانی. خدایا از تو ایمانی می خواهم که دلم با آن همراه باشد، و باوری می جویم که بدانم هرگز چیزی به من نمی رسد، جز آنچه تو برایم نوشتی مرا از زندگی به آنچه نصیبم فرمودی خشنود ساز، ای مهربان ترین مهربانان، ای توشه ام در غم و اندوه، ای همراهم در سختی ها، ای سرپرستم در نعمتها، و ای هدف میل و رغبتم، تو پوشاننده زشتی من، و ایمنی بخش هراس من، و درگذرنده لغزش منی، خطایم را بیامرز، ای مهربان ترین مهربانان.
را که در کتاب اقبال آمده بخوان:
سُبْحَانَ مَنْ یَعْلَمُ جَوَارِحَ الْقُلُوبِ ؛ سُبْحَانَ مَنْ یُحْصِی عَدَدَ الذُّنُوبِ ؛ سُبْحَانَ مَنْ لا یَخْفَی عَلَیْهِ خَافِیَةٌ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ ؛ سُبْحَانَ الرَّبِّ الْوَدُودِ ؛ سُبْحَانَ الْفَرْدِ الْوِتْرِ ؛ سُبْحَانَ الْعَظِیمِ الْأَعْظَمِ ؛ سُبْحَانَ مَنْ لا یَعْتَدِی عَلَی أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ ؛ سُبْحَانَ مَنْ لا یُؤَاخِذُ أَهْلَ الْأَرْضِ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ ؛ سُبْحَانَ الْحَنَّانِ الْمَنَّانِ ؛ سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِیمِ ؛ سُبْحَانَ الْجَبَّارِ الْجَوَادِ ؛ سُبْحَانَ الْکَرِیمِ الْحَلِیمِ ؛ سُبْحَانَ الْبَصِیرِ الْعَلِیمِ ؛ سُبْحَانَ الْبَصِیرِ الْوَاسِعِ ؛ سُبْحَانَ اللّه عَلَی إِقْبَالِ النَّهَارِ، سُبْحَانَ اللّه عَلَی إِدْبَارِ النَّهَارِ ؛ سُبْحَانَ اللّه عَلَی إِدْبَارِ اللَّیْلِ وَ إِقْبَالِ النَّهَارِ، وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ الْمَجْدُ وَ الْعَظَمَةُ وَ الْکِبْرِیَاءُ، مَعَ کُلِّ نَفَسٍ، وَ کُلِّ طَرْفَةِ عَیْنٍ، وَ کُلِّ لَمْحَةٍ سَبَقَ فِی عِلْمِهِ ؛ سُبْحَانَکَ مِلءَ مَا أَحْصَی کِتَابُکَ ؛ سُبْحَانَکَ زِنَةَ عَرْشِکَ ؛
منزّه است آن که قوای پنهانی دلها را می داد، منزّه است آن که عدد گناهان را بر می شمارد، منزّه است آن که پوشیده ای در آسمان ها و زمین ها برای او پوشیده نمی ماند، منزّه است پروردگار پرمهر و محبّت، منزّه است آن یگانه و فرد منزّه است بزرگ بزرگ تر، منزّه است آن که بر اهل فرمانروایی اش ستم نمی ورزد، منزّه است آن که اهل زمین را به عذاب های گوناگون کیفر نمی کند، منزّه است آن مهربان نعمت بخش، منزّه است آن رئوف مهربان، منزّه است آن جبّار سخاوتمند، منزّه است آن کریم بردبار، منزّه است آن بینای دانا، منزّه است آن بینای وسعت بخش، منزّه است خدا بر روی آوردن روز، منزّه است خدا بر روی گرداندن روز، منزّه است خدا بر روی گرداندن شب و روی آوردن روز، برای اوست سپاس و بزرگواری و بزرگی و کبریایی، همراه هر نفس و هر چشم برهم زدن و هر برق نگاه که در علم او گذشته، منزّهی تو به انباشتگی آنچه کتابت بر شمرده، منزّهی تو به سنگینی عرشت،
سُبْحَانَکَ سُبْحَانَکَ سُبْحَانَکَ.
منزّهی تو، منزّهی تو، منزّهی تو.
آگاه باش: علما فرموده اند: اگر پس از خوردن سحر نیّت روزه کند بهتر است، هرچند از آغاز شب تا پایان شب می توان نیّت روزه کرد و بلکه همین که می داند، و قصدش این است که فردا برای خدا روزه می گیرد، و از مفطرات خوداری می کند کافی است، و شایسته تر است که نماز شب را در سحرها ترک نکند، و شب زنده داری را بجا آورد.
: