آنرا نتیجه رفع مقدم باشد─ چنانکه در مثال مذکور─ لکن او حیوان نیست پس او انسان نیست─ و اما انفصالی آن است که─ مرکب باشد از منفصله حقیقیه با وضع احد جزئین ─ پس او را نتیجه رفع آن دیگر باشد─ یا با رفع احد جزئین─ پس او را نتیجه وضع جزء دیگر باشد─ پس او را چهار نتیجه باشد─ چنانکه گوئی این عدد یا زوج است یا فرد─ لکن فرد است پس زوج نیست─ لکن زوج است پس فرد نیست─ لکن فرد نیست پس زوج است─ لکن زوج نیست پس فرد است─ و یا مرکب باشد از منفصله مانعه الجمع─ با وضع احد جزئین─ او را نتیجه رفع جزء دیگر باشد─ پس او را نتیجه دو است─ چنانکه گوئی این جسم یا شجر است یا حجر─ لکن شجر است پس حجر نیست─ لکن حجر است پس شجر نیست─ و یا مرکب باشد از منفصله مانعه الخلو با رفع احد جزئین─ و او را نتیجه وضع جزء دیگر باشد─ پس نتیجه او نیز دو است─ چنانکه گوئی زید یا در دریا است یا غرق نمی شود─ و لکن در دریا نیست پس غرق نمی شود─ لکن غرق شده پس در دریا است─ و مثال دیگر نیز چنانکه گوئی این جسم یا لا شجر است یا لا حجر─ لکن شجر است─ پس لا حجر باشد لکن حجر است پس لا شجر باشد
: