از فعل جحد─ لم جازمه بر سرش درآوردیم─ دو عمل کرد لفظا و معنی─ لفظا نون اعرابی را بجزمی ساقط کرد─ و معنی نقل کرد معنای مضارع را بسوی ماضی─ و نفی در ماضی کرد لم تضربا شد─
لم تضربوا یعنی نزده اید شما گروه مردان حاضر─ در زمان گذشته─ صیغه جمع مذکر حاضر است─ از فعل جحد صحیح و مجرد و معلوم─ لم تضربوا در اصل تضربون بود─ جمع مذکر حاضر بود از فعل مستقبل─ خواستیم جمع مذکر حاضر بنا کنیم از فعل جحد─ لم جازمه بر سرش درآوردیم─ دو عمل کرد لفظا و معنا─ لفظا نون اعرابی را بجزمی ساقط گردانید─ و معنا نقل کرد معنی مضارع را بسوی ماضی─ و نفی در ماضی کرد لم تضربوا شد─
آن سه که مؤنث را بود─ لم تضربی لم تضربا لم تضربن─ لم تضربی یعنی نزده ای تو یک زن حاضره─ در زمان گذشته─ صیغه مفرده مؤنث حاضره است─ از فعل جحد صحیح و مجرد و معلوم─ لم تضربی در اصل تضربین بود─ مفرده مؤنث حاضره بود از فعل مضارع─ خواستیم مفرده مؤنث حاضره بنا کنیم از فعل جحد─ لم جازمه بر سرش درآوردیم─ دو عمل کرد لفظا و معنی─ لفظا نون اعرابی را بجزمی ساقط کرد─ و معنی نقل کرد معنی مضارع را بسوی ماضی─ و نفی در ماضی کرد لم تضربی شد─
لم تضربا یعنی نزده اید شما دو زنان حاضره─ در زمان گذشته─ صیغه تثنیه مؤنث حاضره است─ از فعل جحد صحیح و مجرد و معلوم─ لم تضربا در اصل تضربان بود─ تثنیه مؤنث مخاطبه بود از فعل مضارع─ خواستیم تثنیه مؤنث حاضره بنا کنیم از فعل جحد─ لم جازمه بر سرش درآوردیم─ دو عمل کرد لفظا و معنی─ لفظا
: