به صباح و مساء─ و شاید که برای رسیدن چیزی باشد به هنگام─ چون احصد الزرع و اصرم النخل─ یعنی وقت دروکردن غله و بریدن خرما رسید─ و شاید که بمعنی کثرت باشد─ چون اثمر الرجل ای صار کثیر الجود و الخیر─ و شاید که بمعنی یافتن چیزی بر صفتی باشد─ چون احمدت زیدا ای وجدته محمودا─ یعنی او را پسندیده یافتم─
مثال واوی از باب افعال─ الایعاد بیم کردن یعنی ترسانیدن─ اصلش اوعادا بود─ واو ساکن را برای کسره ما قبل قلب به یاء کردند─ ایعاد شد ماضی معلوم اوعد اوعدا اوعدوا تا آخر─ مستقبل یوعد تا آخر ماضی مجهول─ اوعد مستقبل مجهول یوعد─ امر حاضر اوعد مثل اکرم─ اسم فاعل موعد اسم مفعول موعد─
مثال یائی الایسار توانگرشدن─ ماضی معلوم ایسر مستقبل معلوم یوسر─ اسم فاعل موسر اسم مفعول موسر─ اصل آنها میسر و میسر بود─ یاء ساکن برای مناسبت ضمه ما قبل منقلب به واو شد─
اجوف واوی الاقامه بپاداشتن─ ماضی معلوم اقام اقاما اقاموا تا آخر─ اصل اقام
: