Misbah Library
۷۵

القيامة

۴۰ 
محمد مهدی فولادوند
٥٧٧

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

لَآ أُقْسِمُ بِيَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ۝١

1سوگند به روز قیامت،

وَلَآ أُقْسِمُ بِٱلنَّفْسِ ٱللَّوَّامَةِ۝٢

2و سوگند به (نفس لوّامه و) وجدان بیدار و ملامتگر (که رستاخیز حقّ است)!

أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَٰنُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُۥ۝٣

3آیا انسان می‌پندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟!

بَلَىٰ قَٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّىَ بَنَانَهُۥ۝٤

4آری قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم!

بَلْ يُرِيدُ ٱلْإِنسَٰنُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُۥ۝٥

5(انسان شک در معاد ندارد) بلکه او می‌خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند!

يَسْـَٔلُ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلْقِيَٰمَةِ۝٦

6(از این‌رو) می‌پرسد: «قیامت کی خواهد بود»!

فَإِذَا بَرِقَ ٱلْبَصَرُ۝٧

7(بگو:) در آن هنگام که چشمها از شدّت وحشت به گردش در آید،

وَخَسَفَ ٱلْقَمَرُ۝٨

8و ماه بی‌نور گردد،

وَجُمِعَ ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ۝٩

9و خورشید و ماه یک جا جمع شوند،

يَقُولُ ٱلْإِنسَٰنُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ ٱلْمَفَرُّ۝١٠

10آن روز انسان می‌گوید: «راه فرار کجاست؟!»

كَلَّا لَا وَزَرَ۝١١

11هرگز چنین نیست، راه فرار و پناهگاهی وجود ندارد!

إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ ٱلْمُسْتَقَرُّ۝١٢

12آن روز قرارگاه نهایی تنها بسوی پروردگار تو است؛

يُنَبَّؤُا۟ ٱلْإِنسَٰنُ يَوْمَئِذٍۭ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ۝١٣

13و در آن روز انسان را از تمام کارهایی که از پیش یا پس فرستاده آگاه می‌کنند!

بَلِ ٱلْإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ بَصِيرَةٌ۝١٤

14بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است،

وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُۥ۝١٥

15هر چند (در ظاهر) برای خود عذرهایی بتراشد!

لَا تُحَرِّكْ بِهِۦ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِۦٓ۝١٦

16زبانت را بخاطر عجله برای خواندن آن [= قرآن‌] حرکت مده،

إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُۥ وَقُرْءَانَهُۥ۝١٧

17چرا که جمع‌کردن و خواندن آن بر عهده ماست!

فَإِذَا قَرَأْنَٰهُ فَٱتَّبِعْ قُرْءَانَهُۥ۝١٨

18پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن!

ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُۥ۝١٩

19سپس بیان (و توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست!

٥٧٨

كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ ٱلْعَاجِلَةَ۝٢٠

20چنین نیست که شما می‌پندارید (و دلایل معاد را کافی نمی‌دانید)؛ بلکه شما دنیای زودگذر را دوست دارید (و هوسرانی بی‌قید و شرط را)!

وَتَذَرُونَ ٱلْـَٔاخِرَةَ۝٢١

21و آخرت را رها می‌کنید!

وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ۝٢٢

22(آری) در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است،

إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ۝٢٣

23و به پروردگارش می‌نگرد!

وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍۭ بَاسِرَةٌ۝٢٤

24و در آن روز صورتهایی عبوس و در هم کشیده است،

تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ۝٢٥

25زیرا می‌داند عذابی در پیش دارد که پشت را در هم می‌شکند!

كَلَّآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلتَّرَاقِىَ۝٢٦

26چنین نیست (که انسان می‌پندارد! او ایمان نمی‌آورد) تا موقعی که جان به گلوگاهش رسد،

وَقِيلَ مَنْ ۜ رَاقٍ۝٢٧

27و گفته شود: «آیا کسی هست که(این بیمار را از مرگ) نجات دهد؟!»

وَظَنَّ أَنَّهُ ٱلْفِرَاقُ۝٢٨

28و به جدائی از دنیا یقین پیدا کند،

وَٱلْتَفَّتِ ٱلسَّاقُ بِٱلسَّاقِ۝٢٩

29و ساق پاها (از سختی جان دادن) به هم بپیچد!

إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ ٱلْمَسَاقُ۝٣٠

30(آری) در آن روز مسیر همه بسوی (دادگاه) پروردگارت خواهد بود!

فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ۝٣١

31(در آن روز گفته می‌شود:) او هرگز ایمان نیاورد و نماز نخواند،

وَلَٰكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ۝٣٢

32بلکه تکذیب کرد و روی‌گردان شد،

ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ يَتَمَطَّىٰٓ۝٣٣

33سپس بسوی خانواده خود باز گشت در حالی که متکبّرانه قدم برمی‌داشت!

أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰ۝٣٤

34(با این اعمال) عذاب الهی برای تو شایسته‌تر است، شایسته‌تر!

ثُمَّ أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰٓ۝٣٥

35سپس عذاب الهی برای تو شایسته‌تر است، شایسته‌تر!

أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَٰنُ أَن يُتْرَكَ سُدًى۝٣٦

36آیا انسان گمان می‌کند بی‌هدف رها می‌شود؟!

أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِىٍّ يُمْنَىٰ۝٣٧

37آیا او نطفه‌ای از منی که در رحم ریخته می‌شود نبود؟!

ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ۝٣٨

38سپس بصورت خون‌بسته در آمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت،

فَجَعَلَ مِنْهُ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰٓ۝٣٩

39و از او دو زوج مرد و زن آفرید!

أَلَيْسَ ذَٰلِكَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحْـِۧىَ ٱلْمَوْتَىٰ۝٤٠

40آیا چنین کسی قادر نیست که مردگان را زنده کند؟!