Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 65
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

يفعلون في الجاهلية ببناتهم قوله عليه السلام: أو يقيمه أي عدم طلوع الأسنان قوله عليه السلام: ذلك بما قدمت أيديهم يحتمل أن يكون هذا لتعذيب الآباء و إن كان الأولاد يؤجرون لقباحة منظرهم أو للأولاد لما كان في علمه تعالى صدوره عنهم باختيارهم و يرصده أي يرقبه قوله عليه السلام: فإن كان الإهمال أي إذا لم يكن الأشياء منوطة بأسبابها و لم ترتبط الأمور بعللها فكما جاز أن يحصل هذا الترتيب و النظام التام بلا سبب فجاز أن يصير التدبير في الأمور سببا لاختلالها و هذا خلاف ما يحكم به عقول كافة الخلق لما نرى من سعيهم في تدبير الأمور و ذمهم من يأتي بها على غير تأمل و روية و يحتمل أن يكون المراد أن الوجدان يحكم بتضاد آثار الأمور المتضادة و ربما أمكن إقامة البرهان عليه أيضا فإذا أتى الإهمال بالصواب يجب أن يأتي ضده و هو التدبير بالخطإ و هذا أفظع و أشنع و المراد بالمحال الأمر الباطل الذي لم يأت على وجهه الذي ينبغي أن يكون عليه قال الفيروزآبادي المحال من الكلام بالضم ما عدل عن وجهه انتهى و التيه الضلال و الحيرة و الغضاضة بالفتح الذلة و المنقصة و قوله عليه السلام: معصبا أي مشدودا و التسجية التغطية بثوب يمد عليه و الغبي علی فعيل قليل الفطنة و الاعتبار من العبرة و ذكر في مقابله السهو و الغفلة و قوله ما قدر و ما يوجب كلاهما معطوفان على موضع و قوله من المكلفات بيان لما يوجب أي لذهب التكاليف المتعلقة بالأولاد بأن يبروا آباءهم و يعطفوا عليهم عند حاجة الآباء إلى تربيتهم و إعانتهم لكبرهم و ضعفهم جزاء لما قاسوا من الشدائد في تربيتهم قوله أن يرى خبر لقوله أقل ما في ذلك.

در جاهلیت با دخترانشان می کردند. «أو یقیمه» یعنی عدم روییدن دندانها. «ذلک بما قدمت أیدیهم» احتمال دارد این برای عذاب پدران باشد اگر چه فرزندان به دلیل زشتی صورتشان اجر می برند یا برای عذاب فرزندان است به دلیل آنچه که در علم خداوند است که کار بد با اختیار خودشان از آنها صادر می شود. «یرصده» مراقب او است. «فإن کان الإهمال» یعنی اگر اشیاء، وابسته به اسباب خود و امور، مرتبط به علل خود نبودند چنانچه جایز است که این ترتیب و نظام کامل بدون سبب حاصل شود به همین گونه جایز بود که تدبیر در امور سبب اختلال آنها شود و این خلاف چیزی است که عقل همه مردم به آن حکم می کند زیرا ما سعی آنها را در تدبیر امور می بینیم و نیز می بینیم کسی را که بدون تأمل و فکر به امور زندگی می پردازد مذمت می کنند. و احتمال دارد منظور این باشد که وجدان به تضاد آثار امور متضاد حکم می کند و چه بسا اقامه برهان بر این مطلب ممکن باشد. پس اگر اهمال و ندانم کاری باعث درستی می شود واجب است که ضد آن یعنی تدبیر باعث خطا شود و این سخن بدتر و زشت تر است [از سخن اول]. و منظور از محال، امر باطلی است که بر وجهی که شایسته است بر آن باشد، ادا نمی شود. فیروزآبادی گفته: «المحال من الکلام» با ضمه، آن کلامی است که از وجه خود منحرف شود. «التیه»: گمراهی و حیرت. «الغضاضه»: ذلت و نقص. «معصبا» بسته شده. «التسجیه» پوشاندن با پارچه ای که بر او کشیده می شود. «الغبی» بر وزن فعیل یعنی کم هوش. «الإعتبار» از عبرت است و در مقابل آن سهو و غفلت ذکر می شود. «ما قدر و ما یوجب» هر دو معطوف بر «موضع» هستند. «من المکلفات» بیان برای «ما یوجب» است. یعنی تکالیف متعلق به فرزندان به اینکه به والدینشان نیکی کنند و در زمان احتیاج آنها به رسیدگی و توجه فرزندان - به دلیل پیری و ضعفشان - به آنها مهربانی کنند - در مقایسه با سختیهایی که آنها در تربیت فرزندان متحمل شدند - از بین می رفت. «أن یری» خبر برای «أقل ما فی ذلک» است.

اعْرِفْ يَا مُفَضَّلُ مَا لِلْأَطْفَالِ فِي الْبُكَاءِ مِنَ الْمَنْفَعَةِ وَ اعْلَمْ أَنَّ فِي أَدْمِغَةِ الْأَطْفَالِ رُطُوبَةً إِنْ بَقِيَتْ فِيهَا أَحْدَثَتْ عَلَيْهِمْ أَحْدَاثاً جَلِيلَةً وَ عِلَلًا عَظِيمَةً مِنْ ذَهَابِ الْبَصَرِ وَ غَيْرِهِ فَالْبُكَاءُ يُسِيلُ تِلْكَ الرُّطُوبَةَ مِنْ رُءُوسِهِمْ فَيُعْقِبُهُمْ ذَلِكَ الصِّحَّةَ فِي أَبْدَانِهِمْ وَ السَّلَامَةَ فِي أَبْصَارِهِمْ أَ فَلَيْسَ قَدْ جَازَ أَنْ يَكُونَ الطِّفْلُ يَنْتَفِعُ بِالْبُكَاءِ وَ وَالِدَاهُ لَا يَعْرِفَانِ ذَلِكَ فَهُمَا دَائِبَانِ لِيُسْكِتَاهُ وَ يَتَوَخَّيَانِ فِي الْأُمُورِ مَرْضَاتَهُ لِئَلَّا يَبْكِيَ وَ هُمَا لَا يَعْلَمَانِ أَنَّ الْبُكَاءَ أَصْلَحُ لَهُ وَ أَجْمَلُ عَاقِبَةً فَهَكَذَا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَشْيَاءِ مَنَافِعُ لَا يَعْرِفُهَا الْقَائِلُونَ

[منفعت گریه اطفال] بشناس ای مفضّل منفعت گریه اطفال را و بدان که در دماغ اطفال رطوبتی هست که اگر بماند علتها و دردهای عظیم در ایشان احداث می نماید مانند کوری و امثال آن، پس گریه این رطوبت را از سر ایشان فرود می آورد و باعث صحّت بدن و سلامتی ابصار ایشان می گردد، پس چنانچه طفل به گریه منتفع می گردد و بر پدر و مادر منفعت آن پنهان است و ایشان سعی می کنند که او را ساکت گردانند و به هر حیله می خواهند او را خاموش کنند که از گریه باز ایستد به سبب آن که نمی دانند که گریه برای او اصلح است و عاقبتش نیکوتر است، هم چنین جایز است که در بسیاری از چیزها منفعت ها باشد که ملحدان که مذمت تدبیر خالق می کنند ندانند