Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 55
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ مِنْهَا مَا هُوَ لِأَكْلِكُمْ وَ مَعَايِشِكُمْ وَ مِنْهَا سِبَاعٌ ضَارِيَةٌ حَافِظَةٌ عَلَيْكُمْ لِأَنْعَامِكُمْ لِئَلَّا تَشُذَّ عَلَيْكُمْ خَوْفاً مِنِ افْتِرَاسِهَا لَهَا وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ الْمُرَبِّيَةِ لِحُبُوبِكُمْ الْمُبَلِّغَةِ لِثِمَارِكُمْ النَّافِيَةِ لركد [لِرُكُودِ] الْهَوَاءِ وَ الْأَقْتَارِ عَنْكُمْ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ يَحْمِلُ أَمْطَارَهَا وَ يَجْرِی بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَصُبُّهَا مِنْ حَيْثُ يُؤْمَرُ لَآياتٍ دَلَائِلَ وَاضِحَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ يَتَفَكَّرُونَ بِعُقُولِهِمْ أَنَّ مَنْ هَذِهِ الْعَجَائِبُ مِنْ آثَارِ قُدْرَتِهِ قَادِرٌ عَلَى نُصْرَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ آلِهِمَا عليهم السلام عَلَى مَنْ يَشَاءُ.

که گروهی برای خوراک شما و گروهی حیواناتی وحشی [چون سگ] هستند که چارپایان شما را حفظ می کنند و خدا آنها را باز داشته از اینکه بر شما منحرف شوند و چارپایانتان را بدرند. و در جاری کردن بادها نشانه هاست؛ بادهایی که دانه های شما را پرورش دهند و باعث رسیدن میوه ها شوند و برای ساکن نشدن هوا مفید هستند. و ابر تسخیر شده ای که باران را حمل می کند و به اذن خدا جاری می سازد و آن را فرو می ریزد هر وقت امر شود. در همه اینها نشانه ها و دلایل روشنی برای گروهی است که تعقل می کنند و با عقلشان تفکر می کنند که کسی که این عجایب از آثار قدرت او است بر یاری محمد و علی و آل آنها علیه هر کسی که بخواهد، توانا است. توضیح «

بيان: الكادين من الكد بمعنى الشدة و الإلحاح في الطلب كناية عن عدم تخلفهما و الباء في قوله عليه السلام: بالعجائب بمعنى مع و قوله و الأقتار كأنه جمع القترة بمعنى الغبرة أي يذهب الأغبرة و الأبخرة المجتمعة في الهواء الموجبة لكثافتها و تعفنها و الضمير في قوله أمطارها إما راجع إلى الأرض أو إلى السحاب للجمعية.

«الکادّین» از کدّ به معنای شدت و اصرار در طلب است که کنایه از عدم تخلف آنها است. باء در «بالعجائب» به معنای همراه می باشد. «الأقتار» گویا جمع القتره به معنای غبار است. یعنی بادها، غبارها و بخارهای جمع شده در هوا را که باعث کثیفی و بدبویی آن می شود، می بَرند. ضمیر در «أمطارها» یا به زمین یا به ابرها برمی گردد.

«27»-جع، جامع الأخبار سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام عَنْ إِثْبَاتِ الصَّانِعِ فَقَالَ الْبَعْرَةُ تَدُلُّ عَلَى الْبَعِيرِ وَ الرَّوْثَةُ تَدُلُّ عَلَی الْحَمِيرِ وَ آثَارُ الْقَدَمِ تَدُلُّ عَلَى الْمَسِيرِ فَهَيْكَلٌ عُلْوِيٌّ بِهَذِهِ اللَّطَافَةِ وَ مَرْكَزٌ سُفْلِيٌّ بِهَذِهِ الْكَثَافَةِ كَيْفَ لَا يَدُلَّانِ عَلَى اللَّطِيفِ الْخَبِيرِ.

جامع الأخبار: از امیر المؤمنین علیه السلام از اثبات صانع پرسیدند. فرمود: پشکل شتر بر شتر و سرگین خر بر خر دلالت می کند و جای پا دلالت می کند بر راهرو. پس آسمان بلند به این لطافت و زمین پست به این غلظت چگونه بر خداوند لطیف خبیر دلالت نمی‌کند؟!

«28»-وَ قَالَ عليه السلام بِصُنْعِ اللَّهِ يُسْتَدَلُّ عَلَيْهِ وَ بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُهُ وَ بِالتَّفَكُّرِ تَثْبُتُ حُجَّتُهُ مَعْرُوفٌ بِالدَّلَالاتِ مَشْهُورٌ بِالْبَيِّنَاتِ.

جامع الأخبار: امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: با آثار خدا بر وجودش استدلال شود، و با خردها اعتقاد به شناختش حاصل آید، و با تفکر حجّت او استوار گردد. خداوند با دلیلها معروف است و با حجتها مشهود است.

«29»-جع، جامع الأخبار سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ مَا الدَّلِيلُ عَلَى إِثْبَاتِ الصَّانِعِ قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ تَحْوِيلُ الْحَالِ وَ ضَعْفُ الْأَرْكَانِ وَ نَقْضُ الْهِمَّةِ.

از امیر المؤمنین علیه السلام پرسیدند: دلیل بر اثبات خداوند چیست؟ فرمود: تغییر حال و ضعیف شدن عضوها و نقض همت.

أقول: سيأتي ما يناسب هذا الباب في أبواب الاحتجاجات و أبواب المواعظ و الخطب و الحكم إن شاء اللّٰه تعالى و لنذكر بعد ذلك توحيد المفضل بن عمر و رسالة الإهليلجة المرويتين عن الصادق عليه السلام لاشتمالهما على دلائل و براهين علی إثبات الصانع تعالى و لا يضر إرسالهما لاشتهار انتسابهما إلى المفضل و قد شهد بذلك السيد بن طاوس و غيره ١ و لا ضعف محمد بن سنان و المفضل لأنه في محل المنع بل يظهر من الأخبار

مؤلف: احادیث مناسب این باب در ابواب احتجاجات، پندها، خطبه ها و حکمت ها خواهد آمد. إن شاء الله تعالی. بعد از این ما توحید مفضل بن عمر و رساله اهلیلجه را که از امام صادق علیه السلام روایت شده اند ذکر می کنیم به دلیل اینکه شامل دلایل و برهانهایی بر اثبات خدای متعال هستند. و ارسال این دو روایت ضرری نمی زند به دلیل شهرت انتساب آنها به مفضل که سید بن طاووس و غیر او به این مطلب شهادت داده اند. و هم چنین ضعف محمد بن سنان اشکالی ایجاد نمی کند زیرا ضعیف بودن او صحیح نیست بلکه از روایات

(١)1- قال ابن طاوس في ص 9 من كتابه كشف المحجة: و انظر كتاب المفضل بن عمر الذي أملاه عليه مولانا الصادق عليه السلام فيما خلق اللّٰه جلّ جلاله من الآثار، و انظر كتاب الإهليلجة و ما فيه من الاعتبار، فان الاعتناء بقول سابق الأنبياء و الأوصياء و الأولياء عليهم أفضل السلام موافق لفطرة العقول و الاحلام. و قال في ص 78 من كتابه الأمان من أخطار الأسفار و الازمان: و يصحب معه كتاب الإهليلجة و هو كتاب مناظرة مولانا الصادق عليه السلام الهندي في معرفة اللّٰه جلّ جلاله بطريق غريبة عجيبة ضرورية، حتى أقر الهندي بالالهية و الوحدانية، و يصحب معه كتاب المفضل بن عمر الذي رواه عن الصادق عليه السلام في معرفة وجوه الحكمة في إنشاء العالم السفلي و أسراره، فانه عجيب في معناه. أقول: و عدّ النجاشيّ من كتبه كتاب الفكر كتاب في بدء الخلق و الحث على الاعتبار وصية المفضل، و ذكر طريقه إليه هكذا: أخبرني أبو عبد اللّٰه بن شاذان، قال: حدّثنا أحمد بن محمّد بن يحيى عن أبيه، عن عمران بن موسى، عن إبراهيم بن هاشم، عن محمّد بن سنان، عن المفضل. انتهی. و لعل المراد منه هو كتاب توحيده هذا.ابن طاوس در ص ۹ کتاب کشف المحجة گفته است: و به کتاب مفضل بن عمر بنگر که مولای ما امام صادق علیه السلام دربارهٔ آنچه خداوند جلّ جلاله از آثار آفریده بر او املا فرمود، و به کتاب اهلیلجه و آنچه در آن از مایهٔ عبرت است بنگر؛ که توجه به سخن پیشوای پیامبران و اوصیا و اولیا علیهم افضل السلام با فطرت عقلها سازگار است. و در ص ۷۸ کتاب الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان گفته است: و کتاب اهلیلجه را همراه خود بردارد، که آن کتابِ مناظرهٔ مولای ما امام صادق علیه السلام با مرد هندی است در شناخت خداوند جلّ جلاله، به شیوه‌ای شگفت و ضروری، تا آنکه آن هندی به الوهیت و یگانگی اقرار کرد؛ و کتاب مفضل بن عمر را نیز همراه بردارد که آن را از امام صادق علیه السلام دربارهٔ شناخت وجوه حکمت در آفرینش جهان فرودین و اسرار آن روایت کرده است، که در معنای خود شگفت‌انگیز است. می‌گویم: نجاشی از کتابهای او کتاب الفکر، کتابی در آغاز آفرینش و برانگیختن به عبرت، و وصیّت مفضل را برشمرده است. و شاید مراد از آن، همین کتاب توحید او باشد.