قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ قَالَ يَقُولُ هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمْ بِالْمَلَائِكَةِ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَ هَكَذَا نَزَلَتْ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْخَرُ وَ لَا يَسْتَهْزِئُ وَ لَا يَمْكُرُ وَ لَا يُخَادِعُ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يُجَازِيهِمْ جَزَاءَ السُّخْرِيَّةِ وَ جَزَاءَ الِاسْتِهْزَاءِ وَ جَزَاءَ الْمَكْرِ وَ الْخَدِيعَةِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً كَبِيراً.
{پروردگارت و فرشتگان صفّ به صفّ، آمدند.} حضرت فرمود: خداوند با «رفتن و آمدن» وصف نمی شود، خدا برتر از انتقال و جابجایی است، بلکه معنی آیه این است که فرمان پروردگار آمد در حالی که فرشتگان صفّ به صفّ بودند، و در باره این آیه سؤال کردم: «هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللَّهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِکَةُ» {آیا منتظرند که خداوند در پاره های ابرها و نیز ملائکه به نزدشان بیایند؟} فرمود: یعنی «آیا منتظرند که خداوند ملائکه را در میان ابرها به سراغشان بفرستد» و همین گونه نیز این آیه نازل شده است. راوی گوید: در باره این آیات سؤال کردم: «سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ» {خدا آنها را مسخره کرد.}و «اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» {خداوند آنها را استهزاء می کند.} و « و مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ» {آنها مکر کردند، خدا نیز مکر کرد.} و «یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ» {می خواهند در مورد خدا خدعه کنند، در حالی که خدا به آنها خدعه می زند.} حضرت فرمود: خداوند نه مسخره می کند، نه استهزاء، و نه نیرنگ و فریب بکار می برد، بلکه مطابق عمل مسخره و استهزاء و نیرنگ و فریب آنان به آنها جزا می دهد، خداوند بسیار بسیار برتر از آن چیزهایی است که ظالمین می گویند و می پندارند.
ج، الإحتجاج مرسلا عنه عليه السلام بيان قال الزمخشري في الآية الأولى كونهم محجوبين عنه تمثيل للاستخفاف بهم و إهانتهم لأنه لا يؤذن على الملوك إلا للمكرمين لديهم و لا يحجب عنهم إلا المهانون عندهم و قال الرازي في الآية الثانية اعلم أنه ثبت بالدليل العقلي أن الحركة على اللّٰه محال لأن كل ما كان كذلك كان جسما و الجسم مستحيل أن يكون أزليا فلا بد فيه من التأويل و هو أن هذا من باب حذف المضاف و إقامة المضاف إليه مقامه ثم ذلك المضاف ما هو فيه وجوه.
این حدیث در کتاب احتجاج نیز روایت شده است. توضیح زمخشری در باره آیه اول گفته: محجوب بودن آنها از خدا تمثیلی است برای خواری و پست کردن آنها زیرا به درگاه پادشاهان جز محترمان نزد آنها را راه ندهند و جز از انسانهای خوار نزد آنها برای ورود به درگاه ایشان مانع نشوند. رازی در باره آیه دوم گفته: بدان که محال بودن حرکت بر خداوند به دلیل عقلی ثابت شده است زیرا هر چیزی که چنان باشد جسم است و محال است که جسم ازلی باشد پس چاره ای جز تأویل آیه نیست و آن اینکه بگوییم از باب حذف مضاف و قرار گرفتن مضاف الیه به جای آن است.
أحدها و جاء أمر ربك للمحاسبة و المجازات و ثانيها و جاء قهر ربك كما يقال جاءتنا بنو أمية أي قهرهم و ثالثها و جاء جلائل آيات ربك لأن هذا يكون يوم القيامة و في ذلك اليوم تظهر العظام و جلائل الآيات فجعل مجيئها مجيئا له تفخيما لشأن تلك الآيات و رابعها و جاء ظهوره و ذلك لأن معرفة اللّٰه تصير ذلك اليوم ضرورية فصار ذلك كظهوره و تجليه للخلق فقال و جاء ربك أي زالت الشبه و ارتفعت الشكوك و خامسها أن هذا تمثيل لظهور آيات اللّٰه و تبيين آثار قهره و سلطانه مثلت حاله في ذلك بحال الملك إذا ظهر بنفسه فإنه يظهر بمجرد حضوره من آثار الهيبة و السياسة ما لا يظهر بحضور عساكره كلها و سادسها أن الرب المربي فلعل ملكا هو أعظم الملائكة هو مرب للنبي صلى اللّٰه عليه و آله جدا فكان هو المراد من قوله وَ جاءَ رَبُّكَ و قال الطبرسي رحمه اللّٰه في الآية الثالثة أي هل ينتظر هؤلاء المكذبون بآيات اللّٰه
اما این که آن مضاف چیست چند احتمال دارد: یکی اینکه: امر پروردگارت به محاسبه و مجازات آمد. دوم اینکه: غلبه پروردگارت آمد و سوم اینکه آیات بزرگ پروردگارت آمد زیرا این در روز قیامت می باشد و در آن روز آیات بزرگ و باشکوه ظاهر می شود. پی آمدن این آیات را به خاطر بزرگ داشتن آنها، آمدن خدا نامید. چهارم اینکه ظهورش آمد زیرا معرفت خدا در آن روز ضروری و قطعی می شود پس گویا خود خدا بر مردم ظاهر شده است. پس پروردگارت آمد یعنی شک و شبهه ها از بین رفت. پنجم اینکه: این تمثیلی برای ظهور آیات خدا و آثار غلبه و سلطنت خداست که برای حال او در آن موقعیت به حال پادشاهی مثل زده شده که خودش ظاهر می شود زیرا او با حضورش آثاری از هیبت و سیاست را ظاهر می کند که در هنگام حضور کل لشکریانش نیز ظاهر نشود. ششم اینکه: رب یعنی مربّی پس شاید مَلَََکی که بزرگترین ملائکه است و مربّی پیامبر بوده منظور از این آیه باشد. طبرسی در آیه سوم گفته: آیا این تکذیب کنندگان آیات خدا منتظرند تا امر خدا یعنی عذاب خدا و آنچه که به خاطر معصیتشان وعده داده در پوششی از ابر به سویشان آید؟!