Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 287
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

باب 13 نفی الجسم و الصورة و التشبيه و الحلول و الاتحاد و أنه لا يدرك بالحواس و الأوهام و العقول و الأفهام

باب سیزدهم : نفی جسم، صورت، تشبیه، حلول و اتحاد و اینکه خدا با حواس و اوهام و

الآيات؛

آیاتعقول درک نشود آیات

الأنعام:(91) و الحج: (74) و الزمر: (67) :«ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ»

{ بزرگی خدا را چنان که باید نشناختند.}

حمعسق: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»(11)

{ چیزی مانند او نیست و اوست شنوای بینا.}

«1»-ما، الأمالي للشيخ الطوسي مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ شَاذَانَ الْقُمِّيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ بِلَالٍ ١ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ ٢ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا الصَّادِقَ عليه السلام فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِي أَيُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ قَالَ تَوْحِيدُكَ لِرَبِّكَ قَالَ فَمَا أَعْظَمُ الذُّنُوبِ قَالَ تَشْبِيهُكَ لِخَالِقِكَ.

امالی طوسی: یکی از اصحاب از امام صادق علیه السلام پرسید: کدام اعمال افضل است؟ فرمود: اینکه پروردگارت را یگانه بدانی. پرسید: بزرگترین گناه کدام است؟ فرمود: اینکه خالقت را تشبیه کنی.

«2»-نص، كفاية الأثر عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنِ الْحِمْيَرِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ الْعَبْدِيِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ كَثِيرٍ الرَّقِّيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عليهما السلام فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي دَخَلْتُ عَلَى مَالِكٍ ٣ وَ أَصْحَابِهِ فَسَمِعْتُ بَعْضَهُمْ يَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ وَ بَعْضُهُمْ يَقُولُ لَهُ يَدَانِ وَ احْتَجُّوا لِذَلِكَ بِقَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ وَ بَعْضُهُمْ يَقُولُ هُوَ كَالشَّابِّ مِنْ أَبْنَاءِ ثَلَاثِينَ سَنَةً فَمَا عِنْدَكَ فِي هَذَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ وَ كَانَ مُتَّكِئاً فَاسْتَوَى جَالِساً وَ قَالَ اللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ ثُمَّ قَالَ يَا يُونُسُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ الْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ فَلَا تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لَا تَأْكُلُوا

کفایة الأثر: یونس بن ظَبیان گفت: خدمت امام جعفر صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم: ای پسر رسول خدا! نزد مالک و یارانش رفتم و شنیدم یکی از آنان می گفت: خداوند چهره ای همچون همه چهره ها دارد، یکی دیگر از آنان می گفت: او دو دست دارد. آنها در این باره، کلام خداوند متعال: «خَلَقْتُ بِیَدَیَّ» {به دستان خویش خلق کردم} را حجّت می گرفتند. یکی دیگر از آنان می گفت: او همچون جوانی سی ساله است. ای پسر رسول خدا! نظر شما چیست؟ ایشان تکیه زده بود، ناگاه راست شد و نشست و فرمود: خدایا! ببخش. سپس فرمود: ای یونس! هر کس بپندارد خداوند چهره ای همچون چهره ها دارد، شرک ورزیده است و هر کس بپندارد خداوند اندامی همچون اندام آفریدگان دارد، او به خدا کفر ورزیده است. پس گواهی او را نپذیرید و

(١)1- البغداديّ الثقة، عده الشيخ في رجاله من أصحاب الجواد و الهادي و العسكريّ عليهم السلام.بغدادیِ ثقه؛ شیخ در رجال خود او را از اصحاب امام جواد و هادی و عسکری علیهم السلام شمرده است.
(٢)2- لم نجده في التراجم بهذا العنوان.او را با این عنوان در کتابهای شرح حال نیافتیم.
(٣)3- أحد الأئمّة الأربعة للعامة، حكی عن ابن النديم في فهرسه أنّه قال: مالك بن أنس بن أبی عامر من حمير، و عداده في بنی تميم بن مرة من قريش، و حمل به ثلاثين سنين! و كان شديد البياض إلى الشفرة، طويلا عظيم الهامّة أصلع الرأس، يلبس الثياب العدنيّة الجياد و يكثر حلق شاربه و لا يغير شيبه، و كان يأتي المسجد و يشهد الصلوات و يعود المرضی و يقضی الحقوق، ثمّ ترك الجلوس في المسجد و كان يصلّی في منزله و ترك اتباع الجنائز فكان يعاتب علی ذلك، و كان يقول: ليس يقدر كل أحد يقول عذره، و كان فقيه الحجاز و سيدها في وقته، توفّی سنة تسع و سبعين و مائة، و هو ابن خمس و ثمانين و دفن بالبقيع.یکی از امامان چهارگانهٔ عامّه. از ابن ندیم در الفهرست نقل شده که گفت: مالک بن انس بن ابی‌عامر از حمیر است و در شمار بنی‌تمیم بن مرّه از قریش. سی سال در شکم مادر بود! بسیار سپیدروی مایل به سرخی، بلندبالا، بزرگ‌سر و کم‌موی بود؛ جامه‌های نیکوی عدنی می‌پوشید، سبیل خود را بسیار می‌تراشید و موی سپید خود را رنگ نمی‌کرد. به مسجد می‌آمد و در نمازها حاضر می‌شد و از بیماران عیادت می‌کرد و حقوق را ادا می‌نمود؛ سپس نشستن در مسجد را رها کرد و در خانهٔ خود نماز می‌خواند، و پیروی از جنازه‌ها را ترک کرد و بر این کار سرزنش می‌شد، و می‌گفت: هر کس نمی‌تواند عذر خود را بگوید. او فقیه حجاز و سرور آن در روزگار خویش بود؛ در سال صد و هفتاد و نه در هشتاد و پنج سالگی درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد.