Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 278
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

سن، المحاسن ابن فضال عن ابن بكير عن زرارة مثله.

و هم چنین در کتاب محاسن روایت شده است.

«7»- يد، التوحيد ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْيَقْطِينِيِّ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها مَا تِلْكَ الْفِطْرَةُ قَالَ هِيَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِينَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ فَقَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ وَ فِيهِمُ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ.

توحید: عبد اللَّه بن سنان گوید: از امام صادق علیه السّلام در باره سخن خدای عزّ و جلّ «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» {فطرت خدا که مردم را بر آن خلق کرده است} پرسیدم، و گفتم این فطرت چیست؟ فرمود: فطرت اسلام است که خدا مردم را هنگامی که از آنها پیمان گرفت بر توحید آفرید و فرمود: «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُم»{آیا من پروردگار شما نیستم؟} و در آن مؤمن و کافر هر دو بودند.

«8»-يد، التوحيد أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها قَالَ فَطَرَهُمْ جَمِيعاً عَلَى التَّوْحِيدِ.

توحید: زراره گوید از امام صادق علیه السّلام در باره سخن خدای عزّ و جلّ «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» {فطرت خدا که مردم را بر آن خلق کرده است} پرسیدم، فرمود: همه را بر توحید آفرید.

«9»-يد، التوحيد ابْنُ الْوَلِيدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حصان [حَسَّانَ ١ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ يُونُسَ ٢ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ ٣ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها قَالَ التَّوْحِيدُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ.

توحید: امام صادق علیه السلام در باره سخن خدای عزّ و جلّ «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» {فطرت خدا که مردم را بر آن خلق کرده است}فرمود: توحید و اقرار به اینکه محمد رسول خدا و علی امیر مؤمنان است.

ير، بصائر الدرجات أحمد بن موسى عن الخشاب عن علي بن حسان عن عبد الرحمن بن كثير مثله.

این حدیث در بصائر الدرجات نیز روایت شده است.

«10»-يد، التوحيد أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام أَصْلَحَكَ اللَّهُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها قَالَ فَطَرَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ عِنْدَ الْمِيثَاقِ عَلَى مَعْرِفَتِهِ أَنَّهُ رَبُّهُمْ قُلْتُ وَ خَاطَبُوهُ قَالَ فَطَأْطَأَ رَأْسَهُ ثُمَّ قَالَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ يَعْلَمُوا مَنْ رَبُّهُمْ وَ لَا مَنْ رَازِقُهُمْ.

توحید: زراره گفت: به امام باقر علیه السلام گفتم: - أصلحک الله - سخن خدای عزّ و جلّ در کتابش که می فرماید: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» {فطرت خدا که مردم را بر آن خلق کرده است} چه معنی دارد؟ فرمود: ایشان را بر توحید آفرید هنگام پیمان بر معرفتش که او پروردگار ایشان است. گفتم: با خدا گفتگو کردند؟ حضرت سر خود را به زیر افکند و بعد از آن فرمود: اگر این نبود نمی دانستند که پروردگارشان و روزی دهنده شان کیست.

(١)1- هو عليّ بن حسان الواسطي كما في التوحيد المطبوع، و سيأتي الحديث عنه عن عبد الرحمن بن كثير تحت رقم 19. و ستأتي ترجمته هاهنا.او علی بن حسّان واسطی است، چنانکه در توحید چاپی آمده؛ و حدیث از او از عبدالرحمن بن کثیر زیر شمارهٔ ۱۹ خواهد آمد. و شرح حال او همین‌جا خواهد آمد.
(٢)2- عده الشيخ في رجاله من أصحاب الصادق عليه السلام و ظاهره كونه إماميا.شیخ در رجال خود او را از اصحاب امام صادق علیه السلام شمرده است و ظاهرش امامی بودن اوست.
(٣)3- مولی عبّاس بن محمّد بن عليّ بن عبد اللّٰه بن العباس، كان ضعيفا، غمز أصحابنا عليه، و قالوا: كان يضع الحديث، له كتاب فضائل سورة إنا أنزلناه، و كتاب صلح الحسن عليه السلام. و كتاب فدك، و كتاب الاظلة كتاب فاسد مختلط. قاله النجاشيّ. و استظهر الوحيد البهبهاني وثاقته من رواية الثقاة كتبه و ايراد المشايخ رواياته في كتب الاخبار و اعتناؤهم بها فتأمل.مولای عباس بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس؛ ضعیف بود و اصحاب ما بر او خرده گرفته و گفته‌اند حدیث جعل می‌کرد. کتاب «فضائل سورة إنا أنزلناه»، کتاب «صلح الحسن علیه السلام»، کتاب «فدک» و کتاب «الأظلّة» ـ که کتابی فاسد و درهم‌آمیخته است ـ از اوست. این را نجاشی گفته است. و وحید بهبهانی وثاقت او را از روایت ثقات از کتابهایش و آوردن روایاتش در کتابهای اخبار از سوی مشایخ و اعتنای آنان به آنها استظهار کرده است؛ پس بیندیش.