Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 274
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

تبيين و تحقيق

توضیح و تحقیق

اشارة

اشاره

اعلم أن هذه الأخبار لا سيما خبر ابن السكن تحتمل وجوها:

تحقیق : بدان که این روایات خصوصا روایت ابن السکن احتمال چند وجه دارد:

الأول

اول

أن يكون المراد بالمعرّف به ما يعرف الشي ء به بأنه هو هو فمعنى اعرفوا اللّٰه باللّٰه اعرفوه بأنه هو اللّٰه مسلوبا عنه جميع ما يعرف به الخلق من الجواهر و الأعراض و مشابهته شي ء منها و هذا هو الذي ذكره الكليني رحمه اللّٰه و علی هذا فمعنى قوله و الرسول بالرسالة معرفة الرسول بأنه أرسل بهذه الشريعة و هذه الأحكام و هذا الدين و هذا الكتاب و معرفة كل من أولي الأمر بأنه الآمر بالمعروف و العالم العامل به و بالعدل أي لزوم الطريقة الوسطى في كل شي ء و الإحسان أي الشفقة على خلق اللّٰه و التفضل عليهم و دفع الظلم عنهم أو المعنى اعرفوا اللّٰه باللّٰه أي بما يناسب ألوهيته من التنزيه و التقديس و الرسول بما يناسب رسالته من العصمة و الفضل و الكمال و أولی الأمر بما يناسب درجتهم العالية التي هي الرئاسة العامة للدنيا و الدين و بما يحكم العقل به من اتصاف صاحب تلك الدرجة القصوى به من العلم و العصمة و الفضل و المزية على من سواه و يحتمل أن يكون الغرض عدم الخوض في معرفته تعالى و رسوله و حججه بالعقول الناقصة فينتهي إلى نسبة ما لا يليق به تعالى إليه و إلی الغلو في أمر الرسول و الأئمة صلوات اللّٰه عليهم.

منظور از «المعرَّف به» چیزی باشد که شیء به آن شناخته شود به اینکه او، او است. پس معنای «خدا را به خدا بشناسید» یعنی او را بشناسید به اینکه او الله است و جمیع چیزهایی که خلق بدان شناخته شوند از جواهر و اعراض از او سلب می شود و مشابه هیچ یک از آنها نیست و این چیزی است که کلینی ذکر کرده و بنا بر این معنا اینکه فرمود: رسول را با رسالتش بشناسید یعنی معرفت رسول به اینکه وی به این شریعت و احکام و دین و کتاب ارسال شده است و معرفت هر یک از أولی الأمر به اینکه آمر به معروف و آگاه و عامل به آن هستند. «بالعدل»: پیروی از راه درست در هر چیز. «الإحسان»: دلسوزی برای خلق خدا و لطف به آنها و دفع ظلم از آنها. یا اینکه منظور از خدا را به خدا بشناسید یعنی به آنچه به الوهیتش از قبیل تنزیه و تقدیس سازگار است. و رسول را به آنچه با رسالتش مناسب است از قبیل عصمت و فضل و کمال. و أولی الأمر را به آنچه مناسب درجه والای آنان که ریاست دین و دنیاست و به آنچه عقل حکم می کند که صاحب آن درجه والا متصف به آن باشد از قبیل علم و عصمت و فضل و برتری بر دیگران. و ممکن است منظور عدم غور در معرفت خدای متعال و رسول و حجتهای او با عقول ناقص باشد که منتهی می شود به نسبت دادن چیزی به خدا که سزاوارش نیست و به غلو در امر رسول و ائمه علیهم السلام.

و علی هذا يحتمل وجهين الأول أن يكون المراد اعرفوا اللّٰه بعقولكم بمحض أنه خالق إله و الرسول بأنه رسول أرسله اللّٰه إلى الخلق و أولی الأمر بأنه المحتاج إليه لإقامة المعروف و العدل و الإحسان ثم عولوا في صفاته تعالى و صفات حججه عليهم السلام على ما بينوا و وصفوا لكم من ذلك و لا تخوضوا فيها بعقولكم و الثاني أن يكون المعنى اعرفوا اللّٰه بما وصف لكم في كتابه و علی لسان نبيه و الرسول بما أوضح لكم من وصفه في رسالته إليكم و الإمام بما بين لكم من المعروف و العدل و الإحسان كيف اتصف بتلك الأوصاف و الأخلاق الحسنة و يحتمل الأخيرين [الأخيران وجها ثالثا و هو أن يكون المراد لا تعرفوا الرسول بما يخرج به عن الرسالة إلى درجة الألوهية و كذا الإمام.

و بنا بر این معنا دو احتمال می رود: اول اینکه منظور آن باشد که خدا را با عقول خود تنها به این بشناسید که او خالق و معبود است و رسول را به اینکه رسولی است که خدا به سوی خلق فرستاده و اولی الأمر را به اینکه برای اقامه معروف و عدل و احسان به آنها نیاز است و سپس در صفات خدا و حجتهای خدا به آنچه که خودشان وصف فرموده اند اعتماد کنید و با عقول خود در آن غور نکنید. دوم اینکه منظور آن باشد که خدا را به آنچه در کتابش و بر زبان رسولش برایتان وصف کرده بشناسید و رسول را به آنچه که از وصفش در رسالت او به سوی شما برایتان آشکار ساخته و امام را به آنچه که برایتان روشن کرده از معروف و عدل و احسان که چگونه به این اوصاف و اخلاق نیکو متصف شده، بشناسید. و در این دو مطلب اخیر (شناخت رسول و امام) وجه سومی نیز احتمال می رود و آن اینکه رسول را چنان نشناسید که از درجه رسالت خارجش کرده به الوهیت برساند و نیز در مورد امام چنین نکنید. و در این دو مطلب اخیر (شناخت رسول و امام) وجه سومی نیز احتمال می رود و آن اینکه رسول را چنان نشناسید که از درجه رسالت خارجش کرده به الوهیت برساند و نیز در مورد امام چنین نکنید.

الثاني

دوم

أن يكون المراد بما يعرف به ما يعرف باستعانته من قوى النفس العاقلة و المدركة و ما يكون بمنزلتها و يقوم مقامها فمعنى اعرفوا اللّٰه باللّٰه اعرفوه بنور اللّٰه المشرق پ

منظور از «ما یعرف به» چیزی باشد که به کمک آن می شناسند مثل قوای عاقله و مدرکه نفس و آنچه که به منزله آنها و جانشین آنها می باشد. پس معنای «خدا را به خدا بشناسید» یعنی خدا را با نور الهی که بر