Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 267
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

بيان: اعلم أن من المفهومات مفهومات عامة شاملة لا يخرج منها شي ء من الأشياء لا ذهنا و لا عينا كمفهوم الشي ء و الموجود و المخبر عنه و هذه معان اعتبارية يعتبرها العقل لكل شي ء إذا تقرر هذا فاعلم أن جماعة من المتكلمين ذهبوا إلى مجرد التعطيل و منعوا من إطلاق الشي ء و الموجود و أشباههما عليه محتجين بأنه لو كان شيئا شارك الأشياء في مفهوم الشيئية و كذا الموجود و غيره و ذهب إلى مثل هذا بعض معاصرينا فحكم بعدم اشتراك مفهوم من المفهومات بين الواجب و الممكن و بأنه لا يمكن تعقل ذاته و صفاته تعالى بوجه من الوجوه و بكذب جميع الأحكام الإيجابية عليه تعالى و يرد قولهم الأخبار السالفة و بناء غلطهم على عدم الفرق بين مفهوم الأمر و ما صدق عليه و بين الحمل الذاتي و الحمل العرضي و بين المفهومات الاعتبارية و الحقائق الموجودة.

بدان که از جمله مفاهیم، مفاهیم عام شاملی هستند که چیزی از اشیاء از آنها خارج نیست نه ذهناً و نه عیناً مانند مفهوم شیء، موجود و مخبرعنه (خبر داده شده از آن). و اینها معانی اعتباری هستند که عقل برای هر چیزی اعتبار می کند. حال که این مطلب بیان شد بدان که گروهی از متکلمین قائل به تعطیل شده اند و از اطلاق «شیء» ، «موجود» و مشابه اینها بر خداوند منع کرده اند و دلیل آورده اند که اگر خدا شیء باشد با اشیاء در مفهوم شیئیت و موجود و غیره مشترک می شود. و بعضی از معاصرین ما به نظری شبیه این قائل شده است و حکم به عدم اشتراک هیچ مفهومی از مفاهیم بین واجب و ممکن نموده است و گفته: تعقل ذات و صفات خدا به هیچ وجهی از وجوه ممکن نیست و جمیع احکام ایجابی بر خداوند کذب است.روایات گذشته قول این گروه را رد می کند و مبنای اشتباه آنها عدم فرق بین مفهوم چیزی و آنچه بر آن صادق است(مصداق) و بین حمل ذاتی و حمل عرضی و بین مفهومات اعتباری و حقایق موجود است.

فأجاب عليه السلام بأن ذاته تعالى و إن لم يكن معقولا لغيره و لا محدودا بحد إلا أنه مما يصدق عليه مفهوم شي ء لكن كل ما يتصور من الأشياء فهو بخلافه لأن كل ما يقع في الأوهام و العقول فصورها الإدراكية كيفيات نفسانية و أعراض قائمة بالذهن و معانيها مهيات كلية قابلة للاشتراك و الانقسام فهو بخلاف الأشياء١

پس امام علیه السلام اینگونه پاسخ فرمود که گر چه ذات خدای متعال برای کسی تعقل نمی شود و محدود به حدّ و تعریفی نمی گردد ولی مفهوم شیء بر آن صادق است. البته هر چه از اشیاء تصور شود خداوند به خلاف آن است زیرا آنچه در اوهام و عقول واقع می شود صورتهای ادراکیشان کیفیات نفسانی و اعراضی قائم به ذهن است و معانی آنها ماهیاتی کلّی و قابل اشتراک و انقسام هستند پس خدا به خلاف اشیاء است.

باب 10 أدنى ما يجزى من المعرفة في التوحيد و أنه لا يعرف اللّٰه إلا به

باب دهم : کمترین معرفتی که در باب توحید لازم است و اینکه خدا جز به خودش شناخته نشود

اشارة

اشاره

«1»-يد، التوحيد ن، عيون أخبار الرضا عليه السلام مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُخْتَارِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مُخْتَارٍ الْهَمْدَانِيِّ عَنِ الْفَتْحِ بْنِ يَزِيدَ الْجُرْجَانِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عليه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَدْنَى الْمَعْرِفَةِ فَقَالَ الْإِقْرَارُ بِأَنَّهُ لَا إِلَهَ غَيْرُهُ وَ لَا شِبْهَ لَهُ وَ لَا نَظِيرَ لَهُ وَ أَنَّهُ قَدِيمٌ مُثْبَتٌ مَوْجُودٌ غَيْرُ فَقِيدٍ وَ أَنَّهُ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ.

توحید، عیون اخبار الرضا: فتح بن یزید جرجانیّ گوید: از امام رضا علیه السّلام سؤال کردم: کمترین معرفت و شناخت چیست؟ حضرت فرمود: اقرار به اینکه معبودی جز خدا نیست، شبیه و نظیری ندارد، ثابت است، قدیم است، موجود است، گم نگشته هیچ چیز مثل او نیست.

(١)1- اعلم أن هذا الخبر و ما يساوقه في البيان من اخبار التوحيد من غرر الاخبار الواردة عن معادن العلم و الحكمة- عليهم السلام- و ما ذكره المصنّف في هذا البيان و ما يشابهه من البيانات متألفة من مقدمات كلامية أو فلسفية عاميّة غير وافية لإيضاح تمام المراد منها و إن لم تكن أجنبية عنها بالكلية، و لبيان لب المراد منها مقام آخر. ط.بدان که این خبر و آنچه در بیان با آن هم‌سنگ است از اخبار توحید، از برگزیده‌ترین اخباری است که از معدنهای دانش و حکمت ـ علیهم السلام ـ رسیده است. و آنچه مصنّف در این بیان و بیانهای مانند آن آورده، از مقدماتی کلامی یا فلسفیِ عامیانه فراهم آمده که برای روشن ساختن تمامِ مراد آنها بسنده نیست، هرچند یکسره بیگانه از آنها نیز نیست؛ و بیان مغز مراد آنها مقامی دیگر دارد. (ط)