Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 262
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

عَنِ اللَّهِ الْبُطْلَانَ وَ التَّشْبِيهَ فَلَا نَفْيَ وَ لَا تَشْبِيهَ هُوَ اللَّهُ الثَّابِتُ الْمَوْجُودُ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ وَ لَا تَعْدُ الْقُرْآنَ فَتَضِلَّ بَعْدَ الْبَيَانِ.

پس از خدا بطلان و تشبیه را دور کن که نفی و تشبیه روا نیست. او خدای ثابت موجود است و خدا برتر است از آنچه وصف کنندگان آن را وصف می کنند، و از قرآن در مگذر که بعد از بیان گمراه میشوی. توضیح «

بيان: على يدي عبد الملك أي كان هو الرسول و الحامل للكتاب و الجواب.

«علی یدی عبدالملک» یعنی او عامل نامه و جواب بود.

«13»-ضا، فقه الرضا عليه السلام إِيَّاكَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهَا تُورِثُ الشَّكَّ وَ تُحْبِطُ الْعَمَلَ وَ تُرْدِی صَاحِبَهَا١وَ عَسَى أَنْ يَتَكَلَّمَ بِشَيْ ءٍ لَا يُغْفَرُ لَهُ ٢.

فقه الرضا: از خصومت و نزاع [در مسائل اعتقادی] بپرهیز که آن موجب شک می شود و عمل را باطل نماید و صاحبش را پست سازد و چه بسا به چیزی تکلم کند که بخشیده نشود.

«14»-وَ نَرْوِي أَنَّهُ كَانَ فِيمَا مَضَى قَوْمٌ انْتَهَى بِهِمُ الْكَلَامُ إِلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ فَتَحَيَّرُوا فَإِنْ كَانَ الرَّجُلُ لَيُدْعَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ فَيُجِيبُ مِنْ خَلْفِهِ ٣.

و روایت شده: در گذشته قومی بودند که کلام [و بحث در عقاید] آنها را به سخن در باره [ذات] خدا کشاند پس گیج شدند به گونه ای که اگر شخصی را از روبرو ندا می دادی از پشت سر جواب می داد!

«15»-وَ أَرْوِی تَكَلَّمُوا فِيمَا دُونَ الْعَرْشِ فَإِنَّ قَوْماً تَكَلَّمُوا فِي اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ فَتَاهُوا.

و روایت شده: در باره پایین عرش سخن بگویید زیرا گروهی در باره ذات خدا بحث کردند پس سرگردان شدند.

«16»-وَ أَرْوِي عَنِ الْعَالِمِ عليه السلام وَ سَأَلْتُهُ عَنْ شَيْ ءٍ مِنَ الصِّفَاتِ فَقَالَ لَا تَتَجَاوَزْ مِمَّا فِي الْقُرْآنِ.

و از امام علیه السلام روایت می کنم که وقتی از او در باره مطلبی از صفات خدا پرسیدم فرمود: از آنچه در قرآن آمده فراتر مرو.

«17»-وَ أَرْوِی أَنَّهُ قُرِئَ بَيْنَ يَدَيِ الْعَالِمِ عليه السلام قَوْلُهُ لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ فَقَالَ إِنَّمَا عَنَى أَبْصَارَ الْقُلُوبِ وَ هِيَ الْأَوْهَامُ فَقَالَ لَا تُدْرِكُ الْأَوْهَامُ كَيْفِيَّتَهُ وَ هُوَ يُدْرِكُ كُلَّ وَهْمٍ وَ أَمَّا عُيُونُ الْبَشَرِ فَلَا تَلْحَقُهُ لِأَنَّهُ لَا يُحَدُّ فَلَا يُوصَفُ هَذَا مَا نَحْنُ عَلَيْهِ كُلُّنَا.

و روایت می کنم که وقتی آیه «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصار» برای امام خوانده شد، فرمود: منظور تنها ابصار قلبها یعنی اوهام است. پس فرمود: اوهام کیفیت او را درک نمی کنند در حالی که او هر وهمی را درک کند و اما چشمهای بشر به او نرسد زیرا او حدّ (تعریف) ندارد پس وصف نمی شود. این عقیده همه ما می باشد.

«18»-يد، التوحيد الدَّقَّاقُ عَنِ الْأَسَدِيِّ عَنِ الْبَرْمَكِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ الثَّانِي عليه السلام يَجُوزُ أَنْ يُقَالَ لِلَّهِ إِنَّهُ شَيْ ءٌ فَقَالَ نَعَمْ تُخْرِجُهُ مِنَ الْحَدَّيْنِ حَدِّ التَّعْطِيلِ وَ حَدِّ التَّشْبِيهِ ٤.

توحید: از امام جواد علیه السلام سؤال شد: آیا جایز است که گفته شود: خدا شیء(چیزی) است؟ فرمود: آری او را از دو حد تعطیل و تشبیه بیرون می بری.

«19»-يد، التوحيد ابْنُ مَسْرُورٍ عَنِ ابْنِ بُطَّةَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنِ الْيَقْطِينِيِّ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ عليه السلام مَا تَقُولُ إِذَا قِيلَ لَكَ أَخْبِرْنِي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ شَيْ ءٌ هُوَ أَمْ لَا شَيْ ءٌ هُوَ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ قَدْ أَثْبَتَ عَزَّ وَ جَلَّ نَفْسَهُ شَيْئاً حَيْثُ يَقُولُ قُلْ أَيُّ شَيْ ءٍ أَكْبَرُ

توحید: محمد بن عیسی بن عبید گفت: امام رضا علیه السلام به من فرمود: اگر به تو گفته شود آیا خدای عزّ و جلّ شیء(چیزی) است یا شیء(چیزی) نیست، تو چه می گویی؟ به آن حضرت گفتم: خدای عزّ و جلّ خودش را به عنوان شیء(چیزی) ثابت نموده در آنجا که می فرماید: «قُلْ أَیُّ شَیْ ءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ

(١)1- أي تهلك صاحبها و تضلها.یعنی صاحبش را هلاک و گمراه می‌کند.
(٢)2- تقدم الحديث مسندا تحت رقم 3.این حدیث پیش‌تر با سند زیر شمارهٔ ۳ گذشت.
(٣)3- الظاهر أنّه قطعة من الحديث السادس.ظاهراً پاره‌ای از حدیث ششم است.
(٤)4- الظاهر اتّحاده مع ما تقدم تحت رقم 9.ظاهراً با آنچه زیر شمارهٔ ۹ گذشت یکی است.