الخالق جل اسمه من العدو١و أن يجعل العالم شبكة له ليوقع العدو فيه و يجعله في ربط و وثاق و العدو عندهم هو الشيطان و بعضهم يعتقد قدمه و بعضهم حدوثه.
و عالم را توری قرار داده تا دشمن در آن بیفتد و آن را به بند کشد.و دشمن در نظر آنها همان شیطان است که بعضی از آنها به قدم آن و بعضی به حدوثش معتقد هستند.
قال قوم منهم إن البارئ عز و جل استوحش ففكر فكرة ردية فتولد منها الشيطان و قال آخرون بل شك شكا رديا فتولد الشيطان من شكه و قال آخرون بل تولد من عفونة ردية قديمة.
گروهی از آنها گفته اند: خدا احساس تنهایی کرد پس فکر بدی نمود که شیطان از آن متولد شد و گروهی گفته اند: بلکه خدا شک بدی نمود و شیطان از آن شک متولد شد و گروهی گفته اند: شیطان از ماده گندیدۀ پست قدیمی متولد شد.
و زعموا أن الشيطان حارب البارئ سبحانه و كان في الظلمة لم يزل بعيدا عن سلطان البارئ سبحانه فلم يزل يزحف حتى رأى النور فوثب وثبة عظيمة فصار في سلطان اللّٰه تعالى في النور و أدخل معه البلايا و الشرور فبنى اللّٰه سبحانه هذه الأفلاك و الأرض و العناصر شبكة له و هو فيها محبوس لا يمكنه الرجوع إلى سلطانه الأول و الظلمة فهو أبدا يضطرب و يرمی الآفات على خلق اللّٰه سبحانه فمن أحياه اللّٰه رماه الشيطان بالموت و من أصحه رماه الشيطان بالسقم و من سره رماه الشيطان بالحزن و الكأبة فلا يزال كذلك و كل يوم ينتقص سلطانه و قوته لأن اللّٰه تعالى يحتال له كل يوم و يضعفه إلى أن تذهب قوته كلها و يخمد و يصير جمادا جامدا هوائيا و يجمع اللّٰه تعالى أهل الأديان فيعذبهم بقدر ما يطهرهم و يصفيهم من طاعة الشيطان و يغسلهم من الأدناس ثم يدخلهم الجنة و هي لا أكل فيها و لا شرب و لا تمتع و لكنها موضع لذة و سرور.
و گمان کردند که شیطان با خداوند جنگیده و قبلا همیشه در ظلمت و دور از سلطنت خدا بود پس آهسته نزدیک شد تا اینکه نور را دید پس جستی بزرگ زد و وارد سلطنت خدا در نور شد و بلاها و بدی ها را همراه خود وارد کرد پس خداوند این افلاک و زمین و عناصر را توری برای او قرار داد که او در آن زندانی است و نمی تواند به ظلمت و سلطنت اول خود بازگردد پس دائما می جنبد و آفات را بر خلق خدا می پراکند پس هر کس را خدا زنده کند شیطان می میراند و هر کس را سالم کند مریض می سازد و هر کس را خوشحال نماید، شیطان غمگین سازد پس دائما چنین است و هر روز قدرت و فرمانرواییش کم می شود زیرا خداوند هر روز او را فریب دهد و ضعیفش کند تا اینکه تمام قوتش برود و خاموش شود و جماد بی حرکت هوائی شود. و خدا تمام اهل ادیان را جمع می کند پس به اندازه ای که آنها را از اطاعت شیطان پاک و خالص کند، عذابشان نماید و آنها را از آلودگیها می شوید و آنگاه داخل بهشتشان سازد. بهشتی که هیچ خوردن و نوشیدن و نکاحی در آن نیست اما جایگاه لذت و سرور است.
أقول: لما عرفت هذه المذاهب السخيفة المزخرفة التي يغنى تقريرها عن التعرض لإبطالها و تزييفها فلنرجع إلى توضيح الخبر.
مؤلف: حال که این مذاهب سخیف و مزخرف را شناختی. مذاهبی که بیانش انسان را از ابطالش بی نیاز می سازد به شرح روایت باز می گردیم و می گوییم:
فنقول يظهر من كلامه عليه السلام أن الديصانية قالوا بقدم الطينة أي الظلمة و بحدوث الامتزاج و يحتمل أن يكون إشارة إلى ما نسبه الشهرستاني إلى الزروانية حيث قال زعم بعضهم أنه كان لم يزل مع اللّٰه شي ء ردی إما فكرة ردية و إما عفونة ردية و ذلك هو مصدر الشيطان و زعموا أن الدنيا كانت سليمة من الشرور و الآفات و كان أهلها في خير محض و نعيم خالص فلما حدث أهرمن حدثت الشرور و الآفات و الفتن ٢ و كان بمعزل من السماء فاحتال حتى خرق السماء و صعد.
از کلام امام علیه السلام معلوم می شود که دیصانیه قائل به قِدَم طینت یعنی ظلمت و حدوث امتزاج هستند. و ممکن است اشاره به نسبتی باشد که شهرستانی به زروانیه داده که گفته: بعضی شان گمان کرده اند چیزی بد همیشه همراه خدا بوده، فکری بد یا ماده گندیده پستی و آن مصدر شیطان بوده است. و گمان کردند که دنیا از بدیها و آفات پاک بوده و اهل دنیا در خیر و نعمت خالص بوده اند اما وقتی اهرمن به وجود آمده بدیها و آفات و فتنه ها رخ داده است. و او از آسمان جدا بوده پس حیله ای زده و آسمان را شکافته و بالا رفته است.