الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِلَى الْأَرْضِ السَّابِعَةِ السُّفْلَى وَ مَا تَحْتَ الثَّرَى حَتَّى يَكُونَ مَا وَعَيْتَهُ جُزْءاً مِنْ أَجْزَاءٍ انْصَرِفْ إِذَا شِئْتُ مُصَاحَباً مَكْلُوءاً ١فَأَنْتَ مِنَّا بِالْمَكَانِ الرَّفِيعِ وَ مَوْضِعُكَ مِنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ مَوْضِعُ الْمَاءِ مِنَ الصَّدَى وَ لاَ تَسْأَلَنَّ عَمَّا وَعَدْتُكَ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً قَالَ اَلْمُفَضَّلُ فَانْصَرَفْتُ مِنْ عِنْدِ مَوْلاَيَ بِمَا لَمْ يَنْصَرِفْ أَحَدٌ بِمِثْلِهِ.
هر وقتی که خواهی برو و بیا با ما مصاحبی و در حفظ و حمایت خدایی و تو را نزد ما مکان بلند هست و دلهای مؤمنان تو را می طلبند مانند آن تشنه که آب طلب کند و آنچه را به تو وعده دادم از من سؤال مکن تا خود بگویم به تو ای مفضّل. مفضّل گفت: پس برگشتم از نزد مولای خود با نعمتی و کرامتی که هیچ کس با چنین حالی بر نگشته بود.
بيان: جاش البحر و القدر و غيرهما يجيش جيشا غلا قوله عليه السلام: قال أصحاب الهندسة أقول المشهور بين متأخّريهم أن جرم الشمس مائة و ستة و ستون مثلا و ربع و ثمن لجرم الأرض و ما ذكره عليه السلام لعله كان مذهب قدمائهم مع أنه قريب من المشهور و الاختلاف بين قدمائهم و متأخّريهم في أمثال ذلك كثير قوله عليه السلام: الحقّ الذي أي الأمور الحقّة الثابتة التي تطلب معرفتها من بين الأشياء و في بعض النسخ لحقّ أي ما يحقّ و ينبغي أن تطلب معرفته من أحوال الأشياء هو أربعة أوجه و قال الجوهري قولهم لقيته في الفرط بعد الفرط إي الحين بعد الحين و الصدی بالفتح العطش.
توضیح «جاش البحر و القدر و غیرهما یجیش جیشا» به جوش آمد.«قال اصحاب الهندسه»، مشهور میان متأخرین اهل هندسه آن است که جرم خورشید، صد و شصت و شش و سه هشتم برابرجرم زمین است. و آنچه که امام علیه السلام فرموده شاید مذهب قدمای آنها باشد هر چند که نزدیک به قول مشهور است. و اختلاف بین قدما و متأخرین آنها در امثال این موارد زیاد است. «الحق الذی» یعنی امور حق و ثابتی که شناختن آنها از میان اشیاء طلب می شود. و در بعضی نسخه ها «لحقّ» یعنی آنچه از احوال اشیاء که طلب معرفت آن، حق و شایسته است چهارگونه است. جوهری گفته: «لقیته فی الفرط بعد الفرط» یعنی زمانی بعد از زمان.«الصدی» عطش.
ثم اعلم أن بعض تلك الفقرات تومئ إلی تجرّد النفس و اللّٰه يعلم و حججه صلوات اللّٰه عليهم أجمعين ٢.
بدان که بعضی از این فرازها اشاره به تجرّد نفس دارد و خدا و حجتها - که درود خدا بر آنان باد - می دانند.