کشمکش در این امر، سرگرم بودند، و پدرت ۳۲ علی (ع) نمیتوانست از جنازهی آن حضرت جدا گردد، و نمیتوانست قبل از نماز قوم بر جنازه، آن را دفن کند، و ایمن از این نبود که اگر آن را دفن کند، او را بکشند، و یا قبر پیامبر (ص) را نبش نمایند و جنازهاش را از قبر بیرون آورند، به این بهانه که علی (ع) او را قبل از وقتِ دفنش، دفن کرده است، و یا به این بهانه که در غیر آن مکانی که لازم بود دفن شود، دفن شده است، خداوند از رحمت خود دور سازد آن جماعتی را که پیامبر (ص) را در بستر مرگش، رها کردند، و به تعیین رهبر مشغول شدند، با اینکه اصل و ریشهی رهبری، نبوّت و رسالت پیامبر (ص) بود، منظور آنها از این شتاب این بود که مقام رهبری را از میان اهلبیت و عترتش خارج نمایند، ای فرزندم! سوگند به خدا من نمیدانم که چگونه مروّت و عقل و مردانگی و وجدان و اصحاب بودن آنها، با آن همه مهربانیها و احسانهائی که از رسول خدا (ص) به آنها رسید، به آنها اجازه داد که به ساحت مقدّس پیامبر (ص) چنین جسارتی بکنند؟! و چقدر نیکو است سخن زید بن علی (زید پسر امام سجّاد علیهالسّلام) آنجا که میگوید:
وَاللَّهِ لَوْ تَمَکَّنَ الْقَوْمُ اَنْ طَلَبُوا الْمُلْکَ بِغَیْرِ التَّعلُّقِ بِاسْمِ رِسالَتِهِ، کانُوا قَدْ عَدَلُوا عَنْ نُبُوَّتِهِ
: «سوگند به خدا اگر برای آن قوم، امکان داشت که بدون تعلّق و بستگی به رسالت پیامبر (ص) به ریاست دست یازند، از نبوّت آن حضرت، روی برمیتافتند و نبوّت او را انکار میکردند!».
و نیز سیّد بن طاووس میگوید: «از جمله از حقوق پیامبر (ص) بعد از رحلت، بخصوص در روز رحلت، این بود که همهی مسلمین روی خاک بنشینند، بلکه روی ریگها بنشینند و شایستهترین لباسهائی که مصیبت دیدگان مانند لباس سیاه میپوشند، بپوشند، و در روز از غذا خوردن و آب آشامیدن دست بکشند، و همه با هم از زن و مرد، به نوحهسرائی و گریه و زاری بپردازند، چرا که هیچ روزی در مصیبت مانند آن روز نبوده و نخواهد بود».