زمان خلافت عمر، از دنیا رفت، و با هیچیک از آنها بیعت نکرد، و علّت مرگش این بود که شبانه تیری به او زدند، و او را کشتند، و این پندار را شایع کردند و پنداشتند که طایفهی جن او را کشته است!!! ۲۸ .
داستان ساختگی ترور سعد از ناحیه جنها
از بلاذری (مورّخ معروف) نقل شده: عمر بن خطاب به خالد بن ولید و محمد بن مسلمهی انصاری اشاره کرد که سعد بن عُباده را بکشند، هر یک از آنها تیری به سوی سعد رها کردند، و او بر اثر آن کشته شد، سپس در پندار مردم القاء کردند که جنیان، سعد را کشتند، و این شعر را به زبان مردم انداختند (که جنها گفتند:)
نَحْنُ قَتَلْنا سَیِّدَ الْخَزْرَجِ سَعْدَ بْنِ عُبادَهْ
فَرَمَیْناهُ بِسَهْمَیْنِ فَلَمْ یَخْطَا فُؤادَهُ
یعنی: «ما سعد بن عَباده، رئیس طایفهی خزرج را کشتیم، و او را با دو تیر، ترور کردیم، و آن تیرها در رسیدن به قلبش، خطا نرفتند و به قلب او اصابت کرد».
روایت دیگری از ابن ابیالحدید دربارهی جریان سقیفه
ابن ابیالحدید (عالم معروف اهل تسنّن) به سند خود نقل میکند: هنگامی که پیامبر (ص) رحلت کرد، انصار در نزد «سعد بن عُباده» اجتماع نمودند، ابوبکر و عمر و ابوعبیده نزد آنها رفتند، حُباب بن منذر (از انصار) گفت: «مِنّا اَمِیرٌ وَ مِنْکُمْ اَمِیرٌ: «یک نفر از طرف ما امیر باشد و یک نفر از طرف شما»، سوگند به خدا ما دربارهی مقام رهبری، بخل و حسد نسبت به شما نداریم، ولی بیم آن داریم که بعد از شما افراد دیگری که پدران و پسران و برادران آنها را کشتهایم، بر ما سلطه یابند و زمامداران ما شوند (مانند بنیامیّه).
ابن ابیالحدید میگوید: این روایت را برای ابوجعفر، یحیی بن محمّد علوی خواندم، گفت: «من فراست و هوش حُباب بن منذر را تصدیق میکنم، همانگونه که او پیشبینی کرده بود، و از آن بیم داشت انجام گرفت، آن هنگام (که یزید بن معاویه