Misbah Library
گوشه‌ای از فضائل حضرت زهرا ۴۲

«نخست همسایه، بعد خانه».

مرحوم صدوق (ره) نقل می‌کند: فاطمه (س) فرمود: از رسول خدا (ص) شنیدم می‌فرمود: «در روز جمعه، ساعتی وجود دارد که هرگاه مسلمانی در آن ساعت، خیری از خدا بخواهد، قطعاً خداوند خواسته‌ی او را برآورد می‌کند»، پرسیدم: آن ساعت کدام ساعت است؟ در پاسخ فرمود: آن ساعت که نصف قرص خورشید در افق پنهان شده و نصف دیگرش هنوز پنهان نشده است».

فاطمه (س) به غلام خود می‌گفت: به بالا برو، هرگاه دیدی که نصف قرص خورشید غروب کرده است، به من خبر بده، تا دعا کنم. و روایت شده: هنگامی که آنحضرت در محراب عبادتش به عبادت می‌ایستاد، نور او برای اهل آسمان می‌درخشید، چنانکه نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

خدمات زهرا در خانه‌ی شوهر و تقاضای کنیز

نیز مرحوم صدوق نقل می‌کند: امیر مؤمنان علی (ع) به مردی از قبیله بنی‌سعد فرمود: می‌خواهی مقداری از حالات فاطمه (س) را آن هنگام که در خانه‌ی من بود، برای تو بازگو کنم؟

او با اینکه از محبوبترین افراد در نزد رسول خدا (ص) بود، آنقدر با مشک آب کشید که اثر بند مشک در سینه‌ی او نمایان شد، و آنقدر خانه را جارو کرد که لباسهایش غبارآلود شد، و آنقدر زیر دیگ، آتش افروخت که رنگ لباسش تغییر کرد به طوری که در سختی و زحمت افتاد، به او گفتم: اگر به حضور پدرت پیامبر (ص) می‌رفتی و درخواست کنیزی می‌کردی تا ترا در کارها کمک کند، بجا بود.

فاطمه (س) به حضور پدر رفت، چند نفر از جوانان در نزد رسول خدا (ص) بودند، چیزی نگفت و به خانه بازگشت.

رسول خدا (ص) دریافت که فاطمه (س) برای حاجتی نزد او آمده، و بدون اینکه به حاجتش برسد، برگشته است، روز بعد صبح رسول خدا (ص) به خانه‌ی ما وارد شد، در حالی که من و فاطمه در بستر بودیم.

رسول خدا (طبق عادت) سه بار سلام کرد، بار سوّم فکر کردیم که اگر جواب ندهیم، آن حضرت بازمی‌گردد، چرا که عادت او این بود که برای اذن ورود، تا سه بار