کمک پیامبر به زهرا
در روایت دیگر آمده: روزی رسول خدا (ص) وارد خانهی امیر مؤمنان علی (ع) شد، دید علی و فاطمه (ع) با هم مشغول آسیا کردن گاوَرْس (که دانههایش نظیر ارزن است) میباشند، فرمود: کدامیک از شما خستهتر هستید؟
علی (ع) عرض کرد: فاطمه (س) از من خستهتر است.
پیامبر (ص) به فاطمه (س) فرمود: دختر عزیزم برخیز، فاطمه (س) برخاست، پیامبر (ص) خود بجای فاطمه (س) نشست و به علی (ع) در آسیا کردن کمک کرد.
(و با این شیوه، این درس را به همهی بستگان زن آموخت که اگر بانوئی را دیدند که کارهای خانهاش، بسیار و دشوار است، به او کمک کنند، و با کمک خود مقداری از فشار کار او را بکاهند).
برکت غذای حضرت زهرا
در بعضی از کتب مناقب نقل شده، جابر بن عبداللَّه انصاری میگوید:
چند روز گذشت، پیامبر (ص) به هیچ غذائی دست نیافت، شدّت گرسنگی آن حضرت را به زحمت انداخت، در حجرههای همسرانش، غذائی نیافت به خانه فاطمه (س) رفت و گرسنگی خود را اظهار نموده و تقاضای غذا کرد.
فاطمه (س) عرض کرد: فدایت گردم، هیچگونه غذا در خانه نیست، رسول خدا (ص) مراجعت نمود، یکی از همسایگان دو قرص نان و مقداری گوشت برای فاطمه (س) هدیه آورد، فاطمه (س) آن را گرفته و در میان ظرفی نهاد و روپوشی بر آن افکند و گفت: رسول خدا (ص) را بر خودم و بر کسانی که نزد من هستند، مقدّم میدارم (یعنی او را مقدّم میدارم بر شوهرم و بر حسن و حسینم که همه گرسنه بودند).
آنگاه فاطمه (س) توسّط حسن و حسین (ع)، رسول خدا (ص) را خبر کرد، آن حضرت آمد، فاطمه (س) جریان هدیه را به عرض رساند، پیامبر (ص) فرمود: آن را نزد من بیاور، فاطمه (س) آن ظرف را نزد پیامبر (ص) نهاد، پیامبر (ص) سرپوش را از روی ظرف برداشت، ناگهان دید پر از نان و گوشت است.
جابر میگوید وقتی که به آن نگاه کردم، تعجب کردم، دریافتم که این یک