اِنَّ افْتِقادِی فاطِمَة بَعْدَ اَحْمَدٍ
دَلِیلٌ عَلی اَنْ لایَدُومَ خَلِیلٌ
: «سرانجام هر اجتماع دو دوست، به جدائی میانجامد، و هر مصیبتی بعد از مرگ و فراق، اندک (و قابل تحمّل) است.
رفتن فاطمه (س) بعد از رفتن پیامبر (ص) دلیل آن است که هیچ دوستی باقی نمیماند».
روایتکننده میگوید: حضرت علی (ع) حسن و حسین را برداشت و با هم وارد آن اطاقی شدند که جنازهی فاطمه (س) در آنجا بود، دیدند اسماء در بالین فاطمه (س) نشسته و گریه میکند و میگوید: «ای یتیمان محمد (ص)، ما بعد از پیامبر (ص) خود را به فاطمه (س) تسلیت میدادیم، اکنون به چه کسی تسلیت بدهیم؟»
وصیتنامهی زهرا
امیر مؤمنان علی (ع) جامه را از صورت فاطمه (س) برداشت، نامهای را در بالای سر فاطمه (س) مشاهده کرد، آن را برداشت و دید در آن نوشته:
«بنام خداوند بخشنده مهربان، این است آنچه فاطمه دختر رسول خدا (ص) به آن وصیت نموده است:
1- فاطمه گواهی میدهد که خدائی جز خدای یکتا نیست.
2- و محمد (ص) بنده و پیامبر خدا است.
3- بهشت و دوزخ حق است، و تردیدی در برپا شدن قیامت نیست، و خداوند مردگان را از قبر برمیانگیزاند.
4- ای علی! من فاطمه دختر محمّد (ص) هستم که خداوند مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت از آن تو باشم، تو از دیگران به من شایستهتر هستی:
حَنِّطْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ کَفِّنی بِاللَّیْلِ وَ صَلِّ عَلَیِّ وَادْفِنِی بِاللَّیْلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً...
: «مرا شبانه حنوط کن و غسل بده و کفن نما، و شبانه بر من نماز بخوان و مرا به خاک بسپار، و به هیچکس خبر نده! تو را به خدا میسپارم، و به فرزندانم تا روز قیامت سلام میفرستم».