Misbah Library
روزهای آخر عمر زهرا و گفتار او ۲۳۷

حضرت فاطمه (س) در بستر وفات قرار گرفت، زنان مهاجر و انصار به عیادت او آمدند و عرض کردند: ای دختر پیامبر (ص) چگونه صبح کردی در مورد این بیماری که داری؟

فاطمه (س) پس از حمد و ثنای الهی، و درود بر پدرش رسول خدا (ص) (مطالبی فرمود که خلاصه‌اش این است):

فرمود: صبح نمودم که به خدا سوگند دنیای شما را نمی‌پسندم، و مردهای شما را دشمن دارم، پس از آنکه آنها را در زیر دندان خود آزمودم و از دهانم بیرون افکندم، و پس از آنکه آنها را با محک آزمایش، شناختم و با آنها دشمن شدم.

چقدر زشت است: کُند شدن شمشیرها بعد از تیزی آنها (نصرت مردان شما از اسلام در آغاز، و سستی آنها در زمان حاضر).

چقدر زشت است: بازیچه انگاشتن امور، بعد از جدیّت (و استقامت مردان شما در آغاز، و بی‌تفاوتی آنها در زمان حاضر).

چقدر زشت است: که انسان پس از ایمان، از مرز دین خارج گردد.

چقدر بد است: پیروی از هوسهای نفسانی و لغزیدن و به دنبال آن دستخوش عذاب الهی شدن.

چه بسیار زشت است: کیفر سخت الهی برای این گروه که (بر اثر عدم دفاع از حقوق ما) خود را مستحق عذاب همیشگی آخرت نمودند، ناگزیر بار سنگین عذاب را بر گردن آنها افکندم، و ننگ اعمال زشتشان را بر اطراف آنها انداختم، آنها را رها ساختم، و ننگها را مانند لباس بر اندام آنان پوشاندم.

پس از رحمت وسیع خداوند، بریده و دور باد رحمت الهی از آن قومی که به ما ستم نمودند، وای بر آنها که مقام رهبری را از کوههای سطبر و استوار رسالت برگرفتند، و پایه‌های نبوّت و هدایت و محل نزول جبرئیل را از صاحب حقش محروم نمودند.

آگاه باشید: کردار مردان شما زیانی آشکار است، چرا که آنها از ابوالحسن علی (ع) روی گردانیدند، سوگند به خدا روی گردانی آنها از علی (ع) به این خاطر است که شمشیر علی (ع) در میدانهای نبرد، تیز و کوبنده بود، او باکی از مرگ نداشت و با پنجه‌ی پرتوان خود، دلاوران دشمن را به خاک هلاکت می‌افکند، به خدا سوگند اگر آنها زمام امور امّت را بدست علی (ع) می‌دادند، او هر کسی را که از راه