Misbah Library
نگاهی به خطبه‌ی حضرت زهرا ۲۰۲

غیر از ما که چند مرد، کینه‌های سینه‌ی خود را آشکار کردند، هنگامی که از میان ما رفتی و در میان خاک پنهان گشتی.

جمعی از مردان، نسبت به ما به چهره‌ی گرفته می‌نگریستند، و مقام ما را سبک شمردند وقتی که از میان ما رفتی، دست ما امروز از همه چیز کوتاه شده است.

تو نور تابان بودی که از آن نور، بهره می‌گرفتند، تو کسی بودی که از طرف خدای بزرگ، بر تو کتاب آسمانی نازل شد.

و جبرئیل که آیات را نازل می‌کرد، پیوسته مونس ما بود، رفتی و با رفتن تو همه‌ی درهای خیر به روی ما بسته شد.

ای کاش قبل از رحمت تو، مرگ با ما ملاقات می‌کرد، تو رفتی و جمعی به مراد ناحق خود نائل شدند.

ما با رفتن تو آنچنان مصیبت زده شدیم که در تمام جهان از عرب و عجم، مصیبت هیچ مصیبت زده‌ای، به شدّت مصیبت ما نمی‌رسد». ۸۳ .

و در کتاب «الدّر النّظیم» آمده: حضرت زهرا (س) سه شعر زیر را به اشعار فوق، متّصل نمود و فرمود:

قَدْ کُنْتُ ذاحِمْیَة ما عِشْتَ لِی

اَمْشِی الْبراحَ وَ اَنْتَ کُنْتَ جَناحِی

فَالْیَوْمِ اَخْضَعُ لِلذَّلِیل وَ اَتَّقِی

مِنْهُ وَ اَدْفَعُ ظالِمِی بِالرّاحِ

وَ اِذا بَکَتْ قُمْرِیَّةٌ شَجْناً لَها

لَیْلاً عَلی غُصْنٍ بَکَیْتُ صَباحِی

«ای پدر بزرگوار، تا تو زنده بودی من حامی و یاور داشتم و با عزّت در میان مردم راه می‌رفتم، و تو همانند بال و پر برای من بودی!

ولی امروز باید در برابر آن ذلیل، فروتنی کنم و از او بترسم، و آنان را که به من ظلم کردند با دست خود دفع کنم.

در آن هنگام که پرنده‌ی قمری از سوز و گداز شب بر شاخه‌ی درخت ناله می‌کند، من صبحگاه از فراق تو می‌گریم».

(۸۳)این اشعار در بعضی از نقلها با اندکی اختلاف، ضبط شده است (مترجم).