«ای گروه جوانمردان! و پشتیبانان دین، و یاوران اسلام، این چه ضعف و سستی است که دربارهی من مرتکب میشوید که به دادخواهی من جواب نمیدهید؟! مگر پدرم رسول خدا (ص) نفرمود که: حقوق پدران را دربارهی فرزندانشان رعایت کنید، چه زود تغییر کردید؟ و از ادای حقوق پدران را دربارهی فرزندانشان رعایت کنید، چه زود تغییر کردید؟ و از ادای حقوق سر برتافتید، با آنکه قدرت و نیرو دارید، و برای شما آسان است که از حق من دفاع کنید، حضرت محمد (ص) تازه رحلت کرده و شما دین او را به همین زودی از بین بردید، سوگند به خدا مرگ او مصیبت بزرگی بود که آثارش همه جا را فراگرفته، و رخنه و شکاف بزرگی ایجاد کرد و کسی نیست که این شکاف را مسدود کند...».
آگاه باشید! گفتنیها را گفتم، با آنکه یقین دارم که ذلّت و خواری، شما را فراگرفته و سودی ندارد، ولی چه کنم که اندوه دل طغیان کرد و خشم بالا گرفت، سینهام تنگ شد و آنچه را در دل داشتم جهت اتمام حجت برای شما بیان کردم، آری شما آنچه میخواستید به چنگ آوردید و بر مرکب مراد خود سوار شدید و آن را رام خود گردانیدید، امّا ننگ و عار حقکشی برای شما باقی ماند و داغ و علامت آن بر پیشانی شما نقش بست که تا پایان جهان، محو نخواهد گردید، و در آخرت نیز آتش عذابی که بر دلها اثر میکند و آنها را میگُدازد، گریبانگیر شما خواهد بود، بر من هم میگذرد و تحمّلش برایم آسان است، که خدا ناظر حال من و کردار شما است.
وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا اَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ: «و بزودی آنها که ستم کردند میدانند که بازگشت آنها به کجاست!». (شعراء- 227)
من دختر پیامبر هستم که شما را از عذاب شدید سرپیچی از فرمان حق، برحذر داشت.
اشعار شیخ ازری در این مورد
مؤلّف گوید: در این مورد، «شیخ کاظم از روی بغدادی»، چه نیکو سروده است:
نَقَضُوا عَهْدَ اَحْمَدٍ فِی اَخِیِهِ
وَ اَذاقُوا الْبَتُولَ ما اَشْجاها
یَوْمَ جائَتْ إِلی عَدِیٍّ وَ تَیْمٍ
وَ مِنْ الْوَجْدِ ما اَطالَ بُکاها
فَدَنَتْ وَاشْتَکَتْ اِلَی اللَّهِ شَکوی
وَ الرَّواسِیُّ تَهْتَزُّ مِنْ شَکْواها
لَسْتُ اَدْرِی اِذْ رَوَّعَتْ وَ هِیَ حَسْری
عانَدَ الْقَوْمُ بَعْلَها وَ اَباها
تَعِظُ الْقَوْمَ فِی اَتَمِّ خِطابٍ
حَکَتِ الْمُصْطَفی بِهِ وَحَکاها