Misbah Library
گفتار علمای اهل تسنن پیرامون بیعت گرفتن از علی ۱۴۱

سپس عمر وارد خانه‌ی حضرت علی (ع) شد و به علی (ع) گفت: «برخیز و بیعت کن». ۶۰ .

علی (ع) برنخاست و از بیعت امتناع ورزید، عمر دست علی (ع) را گرفت و گفت: برخیز، آن حضرت اطاعت نکرد، سرانجام آن حضرت را به اجبار از خانه بیرون آورد و به خالد سپرد و جمعیّت بسیاری همراه خالد بودند، عمر با همراهان، علی (ع) و زبیر را با اکراه و اجبار به سوی مسجد بردند، مردم از هر سو آمدند و اجتماع کردند و تماشا می‌نمودند، به طوری که کوچه‌های مدینه پر از جمعیّت شد.

فاطمه (س) وقتی که این گونه رفتار عمر را مشاهده کرد، با فریاد و فغان به میان جمعیّت آمد، زنهای بنی‌هاشم و زنهای دیگر، اطراف او را گرفتند، آنگاه فاطمه (س) در کنار در خانه ایستاد و فریاد زد:

«ای ابوبکر! چقدر زود بر اهل‌بیت پیامبر (ص) یورش بردید و جسارت کردید، سوگند به خدا من دیگر با عمر، سخن نمی‌گویم تا خداوند را ملاقات کنم».

روایت‌کننده می‌گوید: وقتی که علی (ع) و زبیر بعیت کردند، و آن فتنه‌ها و خروشها آرام گرفت، ابوبکر نزد فاطمه (س) رفت و از عمر شفاعت کرد، و از فاطمه (س) خواست که عمر را ببخشد، فاطمه از عمر راضی شد. (!!) ۶۱ .

ابن ابی‌الحدید (پس از نقل مطلب فوق اظهار نظر کرده و) می‌گوید: «به نظر من، صحیح این است که فاطمه (س) وقتی که از دنیا رفت، نسبت به ابوبکر و عمر، ناراحت و (خشمگین) بود، و وصیّت کرد که آنها در نماز بر جنازه‌ی او شرکت نکنند، و این پیش‌آمد، در نزد اصحاب ما از گناهان صغیره بوده و آنها مشمول آمرزش شده‌اند (!!) و بهتر این بود که ابوبکر و عمر، به فاطمه (س) احترام کنند، و به مقام ارجمند او توجّه نمایند، ولی آنها از تفرقه و اختلاف، بیم داشتند، و کاری را که به نظرشان صلاح‌تر بود انجام دادند، آنها در دین و قوّت یقین در جایگاه ارجمندی بودند، و مثل چنین اموری اگر ثابت شود، گناه کبیره نیست، بلکه از گناهان کوچکی است که معیار تولّی و تبرّی (دوستی و دشمنی) نخواهند بود!!». ۶۲ .

(۶۰)شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید ج 6 ص 48.
(۶۱)شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید ج 6 ص 49.
(۶۲)شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید ج 6 ص 50.