Misbah Library
گفتار علمای اهل تسنن پیرامون بیعت گرفتن از علی ۱۳۰

اسارت زنان حریم او آگاه شد، بسیار اندوهگین و آزرده خاطر گردید و گفت: اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ: «همه‌ی ما از آنِ خدائیم و به سوی او بازگشت می‌کنیم».

آنگاه این اشعار را خطاب به خود خواند:

اِصْبِرْ قَلِیلاً فَبَعْدَ الْعُسْرِ تَیْسِیرٌ

وَکُلُّ اَمْرٍ لَهُ وَقْتٌ وَ تَقْدِیرٌ

وَ لِلْمُهَیمِنِ فِی حالاتِنا نَظَرٌ

وَ فَوقَ تَدْبِیرِنا لِلَّهِ تَقْدِیرٌ

: «اندکی صبر کن، که بعد از دشواری، آسانی است، و برای هر کاری وقت و اندازه‌ای هست، و خدای قادر و آگاه به حالات ما توجه دارد، و بالاتر از تدبیر ما، تقدیر خدا است».

مؤلف گوید: ماجرای قتل مالک، توسط خالد را، راویان شیعه و سنّی نقل نموده‌اند. ۵۴ .

(بیت‌الاحزان ف 14 ب 32 د 24)

گزارش ابوقتاده و نظر ابوبکر و عمر

ابوقُتاده‌ی انصاری جزء لشگر خالد بود، وقتی که این نیرنگ و جنایت را از خالد مشاهده کرد، بسیار آزرده شد، سوار بر اسب خود شده و با شتاب خود را به مدینه رسانید، نزد ابوبکر رفت و همه‌ی جریان را بازگو نمود و سوگند یاد کرد که از آن پس، جزء هیچ لشگری که امیر و فرمانده‌ی آن خالد بن ولید باشد، نشود ۵۵ .

ابوبکر گفت: «خالد به اموال و ثروت عرب، از راه فریب، دستبرد زده و با فرمان من مخالفت نموده است».

ولی وقتی که عمر بن خطاب، از جریان آگاه شد، در این مورد با ابوبکر گفتگوی بسیار کرد و گفت: واجب است که خالد قصاص شود.

هنگامی که خالد به مدینه بازگشت در حالی که پیراهن کرباسین پوشیده بود و روی آن زره‌ی آهنین در تن داشت و دو چوبه‌ی تیر کمان بر دستارش نهاده بود، با این

(۵۴)مانند تاریخ طبری ج 3 ص 241- تاریخ ابن‌اثیر ج 3 ص 149- اسدالغابه ج 4 ص 295- تاریخ ابن‌عساکر ج 5 ص 105 (شرح در الغدیر ج 7 ص 158 تا 166)- مترجم.
(۵۵)شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید ج 1 ص 179.